آیا معاویه در واقعه کربلا نیز نقش داشت؟

نویسنده : حامد صارم
آیا معاویه در واقعه کربلا نیز نقش داشت؟
جنایت‌های معاویه بیش از حد شمارش است. هتک ناموس مسلمانان، قتل مسلمانان بی‌گناه و حتی بدعت‌های او در دین از کوچک‌ترین اعمال اوست. اعمال و جنایت‌هایی مانند توطئه برای قتل امیرالمؤمنین، به شهادت رساندن امام حسن مجتبی(ع) و ریختن طرح شهادت امام حسین(ع)، بزرگ‌ترین جنایات این ثمره سقیفه است؛ اما برخی با وقاحت تمام سعی در تنزیه چهره پلید و ناپاک معاویه دارند.
اشخاصی مانند ابن خلدون درباره معاویه می‌نویسند: «إیّاک أن تظنّ بمعاویة أنّه علم من ذلک من یزید فإنّه أعدل من ذلک و أفضل»(۱)؛ از گمان ناشایست نسبت به یزید بپرهیزید، همانا عدالت او بیشتر از این حرف‌ها و مرتبه‌اش بالاتر است. عبدالمغیث حنبلی بغدادی نیز، که سیره‌نویسان عامه درباره او نوشته‌اند «کان صالحاً متدیناً صدوقاً أمیناً...»، با تمام تدین و صداقتش دروغی بزرگ به پیامبر نسبت می‌دهد و در مدح معاویه روایتی ساختگی نقل می‌کند: «اللهم اجعله هادیاً و اهد به»(۲)؛ خدایا معاویه را هدایت‌گر قرار بده و به مردم توفیق بده تا به واسطه معاویه هدایت شوند. سپس به مقتضای این حدیث فتوا می‌دهد که باید ولایت یزید پذیرفته شود و نباید در ولایت او طعن و خدشه‌ای زد. به حقیقت ایشان مصداق این روایت هستند: «زَلَّةُ الْعالِمِ کانْکِسارِ السَّفینَةِ تَغْرِقُ وَ تُغْرِقُ»(۳)؛ لغزش عالم مانند شکستن کشتی است: غرق می‌شود و دیگران را نیز غرق می‌کند.

معاویه قاتل امام حسین(ع)

بی‌شک معاویه از قاتلان اصلی حضرت سیدالشهدا(ع) است؛ چراکه او یزید را برای جانشینی خود انتخاب و ولایت و حکومت وی را تثبیت کرد. بنابراین از جهت شرعی، عرفی و قانونی، همه کردارها و اعمال یزید را به‌راحتی می‌توان به معاویه نسبت داد. مسئله جانشینی یزید و اثبات ولایت‌عهدی او از کارهای بسیار دشواری بود که معاویه با زحمت فراوان موفق به عملی کردن آن شد، درحالی‌که موانعی بر سر راه داشت.

موانع سر راه معاویه

مانع اول: کسانی از بزرگان صحابه که مقبولیت و محبوبیت فراوان نزد مردم داشتند و با وجود ایشان معاویه جرئت اظهار جانشینی یزید را نداشت، چه رسد به اینکه بخواهد از مردم برای ولایت و خلافت او بیعت بگیرد.
مانع دوم: عده‌ای که خود را برای خلافت آماده کرده بودند و داعیه خلافت پس از معاویه داشتند؛ بسیار واضح است که این افراد نیز با طرح جانشینی یزید مخالفت می‌کردند.
مانع سوم، که بسیار مهم است: امضای صلح‌نامه با امام حسن مجتبی(ع) و تعهد او مبنی بر اینکه پس از مرگش حق انتخاب جانشین برای خود ندارد؛ پس از مرگ او خلافت به امام حسن مجتبی(ع) می‌رسد و یا در صورت نبودن امام حسن مجتبی، خلافت به امام حسین(ع) می‌رسد، و او عهد کرده بود که فرزند خویش، یزید، را به جانشینی انتخاب نکند.
معاویه برای رساندن یزید به تخت حکومت از هیچ کاری دریغ نکرد؛ او بزرگان صحابه را که به هر دلیلی با او همراه نشدند، با حیله‌های مختلف به قتل رساند.

امام حسن(ع) بزرگ‌ترین مانع برای معاویه

امام حسن مجتبی(ع) از دو جهت مانع این سیاست پلید معاویه بود: یکی شخصیت والای حضرت در میان مردم مدینه و مسلمانان، موقعیت اجتماعی ایشان و اینکه فرزند رسول خدا و سبط پیامبر بود؛ و جهت دوم، قرارداد معاویه با امام حسن که بدان اشاره شد.
معاویه خلافت امام حسن(ع) را پذیرفته بود و این حقیقتی است که بزرگان مخالفان به آن تصریح کرده‌اند. ابن حجر عسقلانی با سندی محکم و قوی روایت می‌کند که امام حسن(ع) فرمود: «همانا که من با معاویه شرط کردم که خلافت پس از او به من برگردد.»(۴) آن حضرت در حضور معاویه فرمودند که من از او عهد گرفته‌ام که خلافت پس از او به من برگردد. حافظ ابن عبدالبر قرطبی می‌گوید: «علما اتفاق دارند بر اینکه امام حسن مجتبی(ع) حکومت را فقط به معاویه ـ در زمان حیاتش ـ واگذار کرده است و اینکه پس از او به خودش برگردد؛ طبق این مفاد، پیمان و قرارداد در بینشان منعقد شد.»(۵)

با وجود امام حسن(ع)، کسی با یزید بیعت نمی‌کرد

طبیعی است معاویه که این عهد را کرده بود، از طرفی شخصی را برای خلافت برمی‌گزید که خمار، میمون‌باز و ظاهرالفسق بود و ابداً قابل قیاس با یکی از اصحاب امام حسن مجتبی(ع) هم نبود. نه صحابی و یاران جلیل‌القدر امام حسن، بلکه یک مسلمان عادی هم به‌مراتب افضل و برتر از یزید بود. از این رو، بر فرض هم که امام حسن(ع) در مدینه نبودند، بزرگان و سران جامعه حاضر به پذیرش ولایت یزید نبودند؛ چه رسد به اینکه در مقابل معاویه شخصیت عظیم و بزرگی مانند امام حسن مجتبی وجود داشت. برای اصلاح کار یزید، ساختن فضائل و جعل حدیث نیز کارگر نبود. طبیعی است که تنها راه‌حل برای معاویه، به شهادت رساندن سبط‌النبی، امام حسن مجتبی(ع)، بود.
احنف بن قیس، از برجسته‌ترین شخصیت‌های زمان معاویه، در چنین وضعیتی به معاویه می‌گوید: «إنّ أهل الحجاز و أهل العراق لا یرضون بهذا و لا یبایعون لیزید ما کان الحسن حیّاً»(۶)؛ تا زمانی که حسن بن علی زنده است، مردم حجاز و عراق به جانشینی یزید رضایت نخواهند داد و تن به بیعت با او نمی‌دهند. نه فقط اهل حجاز، که حتی مردم شام که سال‌ها در جو بنی‌امیه زندگی کرده و از خاندان رسالت دور بوده‌اند، با وجود امام حسن(ع) با یزید بیعت نمی‌کردند.

به شهادت رساندن امام حسن(ع)، تنها و آخرین راه معاویه

معاویه هیچ راهی در مقابل خود نمی‌دید جز به شهادت رساندن امام حسن(ع). زمخشری می‌گوید: «جعل معاویة لجعدة بنت الأشعث امرأة الحسن مائة ألف حتی سمّته»(۷)؛ معاویه صد هزار درهم برای جعده، همسر حسن بن علی، قرار داد تا او را مسموم کند. مسعودی نیز می‌نویسد: «همسر امام حسن مجتبی(ع)، جعده دختر اشعث بن قیس بود. آن حضرت را مسموم نمود و این کار با نیرنگ معاویه صورت گرفت. او به جعده وعده داد که اگر این کار را انجام دهد، صد هزار درهم، به‌علاوه همسری با یزید، مزد و اجرت این عمل خواهد بود.»(۸)
جریان شهادت امام مجتبی(ع) توسط دسیسه معاویه و سمی که معاویه مهیا ساخته بود، از متواترات تاریخ و متواترات نزد عامه است و هیچ تردیدی در آن راه ندارد؛ هرچند برخی از روی تعصب کور، برای دفاع از جرثومه‌ای مانند معاویه و فریب عامه مردم، بگویند: «هرگز معاویه این جنایت را به واسطه همسر امام حسن(ع)، یعنی جعده بنت اشعث، انجام نداده است. معاویه چنین نمی‌کند و این حرف‌ها از داستان‌هایی است که شیعیان ساخته‌اند!»(۹) بدون شک قاتل امام حسن مجتبی(ع) معاویه است. وقتی خبر شهادت امام حسن(ع) به او می‌رسد: «أظهر فرحاً و سروراً، حتی سجد و سجد معه من کان معه»(۱۰)؛ معاویه چنان از این خبر شاد شد که به سجده افتاد و اطرافیان او نیز به سجده افتادند. او با این کار مهم‌ترین مانع خلافت یزید را از سر راه برداشت.

قتل‌عام یاران دیرین معاویه توسط معاویه

پس از امام حسن مجتبی(ع)، اشخاص دیگری که سال‌ها در جنایات معاویه با او هم‌داستان بودند، به سبب مخالفتشان با یزید به قتل رسیدند؛ از جمله سعد بن ابی‌وقاص، عایشه که همسو با معاویه به خون‌خواهی عثمان به جنگ با امیرالمؤمنین پرداخت، و عبدالرحمن خالد که بسیار مورد احترام مردم شام بود. هرچند خالد دشمن دیرینه اهل‌بیت بود، اما فرزندی از او به نام مهاجر در جنگ صفین در رکاب امیرالمؤمنین قرار گرفت و فرزند دیگر او، عبدالرحمن، از بزرگ‌ترین پرچم‌داران لشکر معاویه بود. درباره او گفته‌اند که در جنگ صفین «حامل اللواء الأعظم» بوده است و اهل شام علاقه خاصی به او داشتند. معاویه توسط طبیب یهودی، سم را به جای دارو به او خوراند و او را نیز به قتل رساند؛ و بسیاری افراد دیگر نیز برای جانشینی یزید به قتل رسیدند.

انگیزه معاویه در شهادت امام حسین(ع)

انگیزه معاویه برای به قتل رساندن امام حسن مجتبی(ع) کاملاً منطقی است و طبق این استدلال‌ها، او برای رسیدن به هدف شوم خویش باید امام حسن(ع) را به شهادت می‌رساند. نکته بسیار مهمی که نباید از آن غافل بود این است که تمام این استدلال‌ها درباره امام حسین(ع) نیز جاری و ساری است و انگیزه‌هایی که در قتل امام حسن وجود دارد، در به قتل رساندن امام حسین نیز موجود است. از این رو باید به نقش اساسی معاویه در واقعه کربلا اشاره کرد؛ موضوعی که خود بررسی مستقلی می‌خواهد.

پی‌نوشت‌ها

۱. تاریخ ابن خلدون، ج ۱، ص ۲۱۲
۲. شذرات الذهب، ج ۴، ص ۲۷۵
۳. بحارالأنوار، ج ۲، ص ۵۸، باب ۱۱: صفات العلماء و أصنافهم...
۴. فتح الباری، ج ۱۳، ص ۵۵: «...علی أن یجعل العهد للحسن بعده»؛ مفاد عهدنامه این بود که: «بعد از معاویه کسی جز حسن خلیفه نباشد.»
۵. الاستیعاب، ج ۱، ص ۳۸۷
۶. الامامة و السیاسة، ج ۱، ص ۱۹۱
۷. ربیع الأبرار، ج ۴، ص ۲۰۸ـ۲۰۹
۸. مروج الذهب، ج ۱، ص ۷۱۳ و ۷۱۴
۹. تاریخ ابن خلدون، ج ۲، ص ۱۸۷
۱۰. الامامة و السیاسة، ج ۱، ص ۱۹۶ـ۱۹۷
نویسنده : حامد صارم

مقالات مشابه

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.