از کتمان غدیر تا هجوم به بیت فاطمه‌سلام‌الله‌علیها

نویسنده : حامد صارم
از کتمان غدیر تا هجوم به بیت فاطمه‌سلام‌الله‌علیها

بازخوانی یک ماجرای تاریخی با تکیه بر تحلیل و مستندات

۱. مثلث همیشگی شیطان: کتمان، تلبیس، تحریف

در طول تاریخ انبیا، شیاطین و جبهه‌ی باطل همواره از یک الگوی ثابت برای مقابله با پیامبران و اوصیای آنان استفاده کرده‌اند؛ الگویی که می‌توان آن را در سه واژه خلاصه کرد:
    کتمان : تا جایی که ممکن است، حق را در سکوت و فراموشی دفن می‌کنند؛ تلبیس : آن‌چه دیگر قابل پنهان‌کردن نیست، با آمیزش حق و باطل، در لباس دیگری عرضه می‌شود؛ تحریف : وقتی حقیقت در تاریخ ثبت شد و دیگر نه قابل حذف است و نه قابل انکار کامل، معنا و جهت آن را عوض می‌کنند.
این سه‌ضلعی، در ماجرای پس از شهادت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله هم به‌طور آشکار دیده می‌شود: اول کتمان غدیر، بعد تلبیس و توجیه سقیفه، و در نهایت تحریف و انکار مصائب فاطمی.

۲. فریاد حضرت زهرا‌سلام‌الله‌علیها علیه کتمان غدیر

غدیر روزی بود که قرآن از آن به عنوان «إکمال دین» و «إتمام نعمت» یاد کرد؛ روز تثبیت ولایت امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام. اما با رحلت پیامبر، جریان حاکم تلاش کرد این حقیقت را در حاشیه قرار دهد.
در چنین فضایی، حضرت زهرا‌سلام‌الله‌علیها سکوت نکردند :
    خطبه فدکیه، فقط دعوای مالی نبود؛ اعتراض صریح به تغییر مسیر خلافت و یادآوری غدیر بود؛ موضع‌گیری‌های ایشان، این پیام را می‌داد که: «مسئله‌ی اصلی، غدیر است؛ فدک، یک نشانه است.»
از این رو می‌توان گفت:
یادآوری مصائب فاطمی، در حقیقت یادآوری غدیر است.
زنده نگه داشتن رنج‌های حضرت زهرا‌سلام‌الله‌علیها یعنی زنده نگه داشتن عظمت آن روزی که برای حفظ آن، شخصیتی مانند ایشان و حتی جنین شش‌ماهه‌شان قربانی می‌شود؛ و در عین حال، شیطان هنوز امید دارد غدیر را در غبار فراموشی پنهان کند.
امروز نیز ادامه‌ی همان خط، در کتمان مصائب فاطمی و تحریف ماجرای هجوم به خانه‌ی وحی خودش را نشان می‌دهد؛ تا جایی که بعضی، اصل آتش‌گرفتن درِ خانه را انکار می‌کنند.

۳. نور فاطمه؛ راهنما برای حق‌جویان

با همه‌ی این تلاش‌ها، نور فاطمه زهرا‌سلام‌الله‌علیها خاموش‌شدنی نیست. هرچند عده‌ای بی‌پروا می‌گویند: «نه هجوم بوده، نه آتش، نه شکستن حرمت خانه‌ی وحی»، اما ترکیب شواهد تاریخی، چیز دیگری را نشان می‌دهد.
برای روشن شدن بحث، به‌جای تکیه بر احساسات، سیر حوادث را از منابع مختلف بیان می‌کنیم و سپس یک اعتراف درونی از خودِ رأس حاکمیت را در کنار آن قرار می‌دهیم؛ اعترافی که نقش کلیدی در استدلال دارد.

۴. سیر حوادث هجوم به بیت فاطمه‌سلام‌الله‌علیها

این حوادث، عمدتاً در منابع اهل‌سنت گزارش شده است. هر کدام به‌تنهایی یک «قرینه» محسوب می‌شوند، اما کنار هم، یک تصویر کامل و منطقی از ماجرا می‌سازند.

حادثه اول: دستور خشن برای آوردن علی‌علیه‌السلام

در برخی منابع تاریخی آمده است که خلیفه اول دستور داد:
    علی بن ابی‌طالب‌علیه‌السلام را به شدیدترین شکل ممکن برای بیعت نزد او بیاورند؛ و اگر حاضر به بیعت نشدند، با آنان بجنگند.
این دستور، آن هم فقط چند روز پس از رحلت پیامبر در مدینه‌ای ملتهب، نشان می‌دهد که مسئله، فقط یک اختلاف سلیقه‌ی ساده نبوده؛ بلکه فشار ساختاری برای تحمیل بیعت بوده است.

حادثه دوم: جمع کردن هیزم

در کتاب‌هایی از مورخان اهل‌سنت نقل شده است که خلیفه دوم دستور داد:
«هیزم فراهم آورید و به درِ خانه بیاورید.»
خانه‌ای که همه می‌دانستند خانه‌ی فاطمه دختر پیامبر است.
تحلیل: جمع‌کردن هیزم جلوی درِ خانه‌ی یک مسلمان، آن هم خانه‌ی دختر پیامبر، یک پیام آشکار دارد: یا تسلیم و بیعت، یا تهدید به آتش‌زدن.

حادثه سوم و چهارم: فتیله و آتش در دست

در برخی نقل‌ها آمده است که:
    عمر با فتیله به سمت خانه آمد، و با پاره‌ای آتش نزدیک درِ خانه شد.
یعنی عملاً:
هیزم + فتیله + آتش
همه‌ی مقدمات یک آتش‌سوزی واقعی فراهم شده است؛ این دیگر یک «تهدید زبانی مبهم» نیست.

حادثه پنجم: تهدید صریح به آتش‌زدن، حتی با حضور فاطمه

در منابع تاریخی آمده است که خلیفه دوم خطاب به اهل خانه گفت:
«به خدا سوگند! یا برای بیعت بیرون می‌آیید، یا خانه را بر شما به آتش می‌کشم.»
و وقتی گفته شد که در این خانه، فاطمه هست، از تهدید خود دست نکشید.
تحلیل قرآنی و اخلاقی: همین تهدید – حتی اگر کسی فرضاً بگوید آتش‌زدن نهایی ثابت نیست – از نظر قرآن و اخلاق، بسیار سنگین است. قرآن می‌فرماید:
«إِنَّ الَّذینَ یُؤذونَ اللَّهَ وَ رَسولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهیناً» (احزاب، ۵۷)
کسی که تهدید می‌کند خانه‌ای را آتش می‌زنم، حتی اگر فاطمه در آن باشد، چه نسبتی با این آیه پیدا می‌کند، وقتی خود پیامبر فرمود: «فاطمة بضعة منّی، من آذاها فقد آذانی»؟

حادثه ششم: گزارش صریح آتش‌زدن درِ خانه

در برخی منابع تاریخی، از جمله «إثبات الوصیة» منسوب به مسعودی، آمده است:
«به سوی منزل امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام شتافتند، به خانه‌اش هجوم بردند و درِ خانه‌اش را به آتش کشیدند.»
درباره‌ی مسعودی، بسیاری از رجالیون اهل‌سنت او را مورخی معتبر و آشنا با فضای علمی خودشان معرفی کرده‌اند. حتی اگر کسی درباره‌ی این نقل خاص بحث سندی کند، اصل جریان هجوم و درگیری بر سر خانه‌ی فاطمه در منابع متعدد دیگر نیز منعکس شده است.

۵. حلقه‌ی مهم در دل ماجرا: اعتراف ابوبکر در بستر مرگ

تا این‌جا، بیشتر شواهد، از گزارش‌های تاریخی بیرونی بود؛ یعنی مورخان بعدی واقعه را گزارش کرده‌اند. اما در سیر استدلال، یک شاهد دیگر وجود دارد که از دل خودِ ساختار حاکم بیرون آمده و فوق‌العاده مهم است: اعتراف ابوبکر در آخر عمر.
در منابع اهل‌سنت نقل شده است که ابوبکر در بستر مرگش گفت:
«سه چیز انجام دادم که دوست داشتم انجام نداده بودم… از جمله گفت: وَدِدتُ أَنِّی لَم أَکُن کَشَفتُ بَیتَ فاطِمَةَ وَتَرَکتُهُ وَإِن أُغلِقَ عَلَی الحَربِ دوست داشتم هرگز خانه‌ی فاطمه را کشف (گشوده) نمی‌کردم و آن را به حال خود وا می‌گذاشتم، هرچند بر روی جنگ بسته شده بود.»
این جمله، از نظر استدلالی، چند نکته‌ی بسیار پررنگ دارد:
    خود تعبیر «کَشَفتُ بیت فاطمة» واژه‌ی «کشف» در این‌جا به معنای باز کردن و دریدن یک حریم بسته است؛ یعنی خانه‌ای که عمداً بسته شده بود، با فشار حاکمیت گشوده شد. این، با یک «دیدار دوستانه» یا «عیادت معمولی» هیچ تناسبی ندارد. اعتراف به اینکه خانه عمداً و آگاهانه بسته شده بود ادامه‌ی عبارت: «وإن أُغلِقَ علی الحرب» یعنی: ما می‌دانستیم این خانه به‌عنوان موضع‌گیری و اعتراض بسته شده است، با این حال اقدام به «کشف» آن کردیم، و حالا من (ابوبکر) در پایان عمر، آرزو می‌کنم که کاش این کار را نکرده بودم. هم‌خوانی کامل با زنجیره‌ی حوادث قبلی ما پیش از این دیدیم که: دستور شدید به آوردن علی‌علیه‌السلام صادر شده؛ هیزم جمع شده؛ فتیله و آتش آماده شده؛ تهدید روشن به آتش‌زدن خانه بیان شده؛ و سپس، مورخان، از آتش‌زدن درِ خانه گزارش می‌دهند. حال، همین جریان، از زبان رئیس همان حاکمیت این‌گونه اعتراف می‌شود که: «ای کاش خانه‌ی فاطمه را نمی‌گشودم…» این اعتراف، به‌نوعی تصدیق از درون است بر چیزی که مورخان از بیرون روایت کرده‌اند؛ و در سیر استدلال، مثل حلقه‌ی طلایی وسط زنجیر عمل می‌کند: نه تنها هجوم و گشودن خانه را تأیید می‌کند، بلکه نشان می‌دهد این کار آن‌قدر سنگین بوده که خودِ عامل اصلی، در لحظه‌ی حساب‌گری آخر عمر، از آن ابراز ندامت می‌کند.

۶. اگر کسی در روایت آتش تردید کند، باز هم چه می‌ماند؟

فرض کنیم – برای هم‌سخنی با مخاطب اهل‌سنت – کسی بگوید: «من روایت صریح آتش‌زدن در را قبول ندارم؛ در سند آن تردید دارم.»
حتی در این صورت، چند چیز را خودِ منابع آن‌ها تأیید کرده است:
    دستور برای آوردن علی‌علیه‌السلام با شدت و حتی جنگ؛ جمع‌کردن هیزم جلوی درِ خانه؛ آوردن فتیله؛ آوردن آتش؛ تهدید جدی و علنی به آتش‌زدن خانه، حتی با حضور فاطمه؛ اعتراف ابوبکر در بستر مرگ که: «ای کاش خانه‌ی فاطمه را نمی‌گشودم.»
سؤال این است:
با این شش محور، «سیر طبیعی حوادث» را چگونه باید فهمید؟ به‌سوی نرمش و گفت‌وگو، یا به‌سوی هجوم و تعرض جدی به حرمت خانه‌ی وحی ؟
حتی اگر کسی از سر تعصب، بخواهد واژه‌ی «آتش‌زدن» را از روایت‌ها حذف کند، اصل «کشف بیت فاطمه» تحت فشار، همراه با تهدید به آتش، در منابع خودش باقی می‌ماند. و همین، برای اثبات جسارت به حریم اهل‌بیت و خروج از خط رضایت الهی و نبوی، کافی است.

۷. تأیید فضای تنش: خشم فاطمه‌سلام‌الله‌علیها در صحیح بخاری

در صحیح بخاری – که برای اهل‌سنت در قله‌ی اعتبار حدیثی قرار دارد – آمده است که:
فاطمه‌سلام‌الله‌علیها پس از ماجرای فدک، با ابوبکر سخن نگفت؛ و در حالی از دنیا رفت که بر او خشمگین بود.
این گزارش:
هرچند جزئیات هجوم را باز نمی‌کند، اما فضای شکاف عمیق و نارضایتی بین فاطمه و حاکمیت را نشان می‌دهد؛ و وقتی این خشم را کنار اعتراف ابوبکر، تهدید به آتش، و «کشف بیت فاطمه» می‌گذاریم، تصویر روشن‌تر می‌شود.

۸. پاسخ به اشکال «چون در بخاری نیست، پس نیست»

گاهی گفته می‌شود: «چون ماجرای آتش و هجوم در صحیح بخاری نقل نشده، پس قابل اعتماد نیست.»
اما:
    هیچ‌کس ادعا نکرده که تمام وقایع مهم تاریخ اسلام باید در بخاری آمده باشد. بخاری یک کتاب انتخاب‌شده‌ی حدیثی است، نه دايره‌المعارف جامع تاریخ. بسیاری از حوادث صدر اسلام – چه مورد قبول اهل‌سنت، چه مورد مناقشه – در منابع دیگری چون تاریخ طبری، انساب الأشراف، الإمامة و السیاسة و… آمده است و همان‌ها محل استناد خود علمای اهل‌سنت هم بوده‌اند. اگر قرار باشد هر واقعه‌ای که در بخاری نیامده منکر شویم، بخش بزرگی از تاریخ مشترک مسلمانان اساساً قابل فهم نخواهد بود.
بنابراین، حذف یک حادثه از یک کتاب خاص، دلیل بر نبودن آن در واقع نیست؛ به‌خصوص وقتی همان حادثه یا ملزومات آن، در کتاب‌های متعدد دیگر به‌صورت‌های مختلف گزارش شده و با اعترافات درونی چهره‌های اصلی ماجرا هم‌خوان است.

۹. پرسش پایانی: جای انصاف، یا جای تعصب؟

با جمع‌بندی آن‌چه گذشت، حتی اگر کسی:
    در جزئیات آتش‌زدن تردید کند، یا بخواهد در سند بعضی روایات مناقشه کند،
باز هم این پرسش‌ها باقی می‌ماند:
    چرا باید برای فشار بر علی‌علیه‌السلام، هیزم و فتیله و آتش به درِ خانه‌ی فاطمه بیاورند؟ کدام جرم، در منطق قرآن و سنت، مجازاتش تهدید به سوزاندن خانه با اهل آن است؟ کسی که می‌گوید: «خانه را می‌سوزانم، ولو فاطمه در آن باشد»، در برابر آیه‌ی «إِنَّ الَّذینَ یُؤذونَ اللَّهَ وَ رَسولَهُ…» چه وضعیتی دارد؟ و بالاخره: کسی که هجوم به خانه‌ی فاطمه را سامان می‌دهد، و سال‌ها بعد، در بستر مرگ، از «کشف بیت فاطمه» ابراز ندامت می‌کند، آیا سزاوار خلافت بر امت اسلامی است؟
در این‌جا دیگر تعصب مذهبی نباید جواب بدهد؛ اینجا نوبت انصاف، وجدان و تدبر در تاریخ است.

منابع و مستندات

۱. دستور اکید برای آوردن امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام و تفقد متخلّفان از بیعت

حادثه در مقاله: «خلیفه اوّل، کسانی را که از بیعت تخلف کرده بودند (در خانه علی علیه‌السلام و فاطمه سلام‌الله‌علیها) تفقد کرد و دستور داد آن‌ها را به شدّت برای بیعت حاضر کنند.»
منابع:
    ابن قتیبة دینوری، الإمامة و السیاسة – ج ۱، ص ۱۹–۲۰ (چاپ‌های مختلف): داستان تفقد کسانی که نزد علی علیه‌السلام جمع شده بودند و فرستادن عمر برای بیرون‌کشیدنشان و تهدید به آتش‌زدن خانه: «تخلّفوا عن بیعته عند علی… فبعث إلیهم عمر…» ابن عبد ربّه، العقد الفرید – ج ۳، ص ۶۳ (بخش سقيفة بنی ساعدة و متخلفان از بیعت)؛ ماجرای اجتماع علی، عباس و زبیر در بیت فاطمه و فرستادن عمر با دستور سخت برای بیرون آوردن آن‌ها. بلاذری، أنساب الأشراف – ج ۱، ص ۵۸۶: «إن أبا بكر أرسل إلى علي يريد البيعة…» (ابوبکر علی را برای بیعت فرا می‌خواند و او امتناع می‌کند.)

۲. آمدن عمر با هیزم و تهدید به آتش‌زدن خانه، با علم به حضور فاطمه‌سلام‌الله‌علیها

حادثه در مقاله: «عمر دستور می‌دهد هیزم بیاورند، تهدید می‌کند: یا برای بیعت خارج می‌شوید یا خانه را آتش می‌زنم؛ وقتی به او می‌گویند در این خانه فاطمه است، می‌گوید: و إن!»
منابع اهل‌سنّت:
    ابن قتیبة، الإمامة و السیاسة – ج ۱، ص ۱۹–۲۰: «… فبعث إليهم عمر، فجاء فناداهم وهم في دار علي فأبوا أن يخرجوا، فدعا بالحطب وقال: والذي نفس عمر بيده، لتخرجن أو لأحرقنّها على من فيها، فقيل له: يا أبا حفص، إن فيها فاطمة، قال: وإن …» ابن أبی‌شیبة، المصنّف – ج ۷، ص ۴۳۲ (و نیز ج ۸، ص ۵۷۲ در برخی چاپ‌ها): تهدید عمر که اگر جمع‌شدن آن افراد در خانه‌ی فاطمه تکرار شود، خانه را بر آنان آتش خواهد زد: «… لئن بلغني ذلك لأحرقنّ عليهم البيت…» ابوالفداء، المختصر في أخبار البشر – ج ۱، ص ۱۵۶: نقل تهدید عمر برای آتش‌زدن خانه‌ی فاطمه و این‌که یا به آن‌چه امت در آن درآمده‌اند بپیوندند یا خانه بر آنان سوزانده خواهد شد.

۳. آمدن عمر با «فتیله / قبس» (شعله‌ی آتش) به درِ خانه

حادثه در مقاله: «عمر با فتیله (قبس آتش) به سمت خانه می‌آید؛ فاطمه‌سلام‌الله‌علیها او را روی در ملاقات می‌کند و می‌پرسد: آیا می‌خواهی درِ خانه را آتش بزنی؟»
منابع:
    بلاذری، أنساب الأشراف – ج ۱، ص ۵۸۶: «… فجاء عمر ومعه فتيلة فتلقته فاطمة على الباب، فقالت: يا ابن الخطاب، أتراك محرّقاً عليّ بابي؟ قال: نعم، وذلك أقوى فيما جاء به أبوك…» این روایت در آثار متعددی (شیعی و سنی) با همین مضمون بازنقل شده است؛ از جمله در: – مکارم شیرازی، الغارة على بيت الوحي (نقل از أنساب الأشراف و المصنّف)

۴. آوردن هیزم، چیدن آن دور خانه، و تهدید علنی به اضرام آتش

حادثه در مقاله: «هیزم دور خانه ریخته می‌شود، عمر با صدای بلند تهدید می‌کند: یا بیرون می‌آیید و بیعت می‌کنید، یا آتش می‌زنم.»
منابع:
    الإمامة و السیاسة، ابن قتیبة – همان متن بالا: «فدعا بالحطب… لتخرجنّ أو لأحرقنّها على من فيها…». کتابخانه مدرسه فقاهت کتب حدیثی و تاریخی شیعه (نقل فضای تهدید و چیدن هیزم): – بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۲۸، ص ۲۶۹ و ۳۰۸–۳۰۹ (جمع‌آوری هیزم، تهدید عمر، و آتش‌زدن در).

۵. سوگند عمر: «والله لأحرقنّ عليكم» در منابع تاریخی

حادثه در مقاله: «عمر سوگند می‌خورد: به خدا سوگند، یا برای بیعت خارج می‌شوید یا خانه را بر شما آتش می‌زنم.»
منابع اهل‌سنّت:
    تاریخ الأمم و الملوك، طبری – ج ۳، ص ۱۹۸–۲۰۲ (در بعضی چاپ‌ها): نقل از زیاد بن کلیب درباره‌ی آمدن عمر به منزل علی‌علیه‌السلام و این‌که در آن‌جا طلحه و زبیر و برخی مهاجران بودند و عمر گفت: « والله لأحرقنّ عليكم أو لتخرجنّ إلى البيعة …» تاریخ أبی‌الفداء – ج ۱، ص ۱۵۶: گزارش مشابه تهدید عمر به آتش‌زدن خانه‌ی فاطمه برای واداشتن حاضران به بیعت.

۶. گزارش صریح احراق باب بیت فاطمه‌سلام‌الله‌علیها

حادثه در مقاله: «مرحله‌ی اوج: احراق درِ بیت فاطمه و هجوم به خانه‌ی وحی.»
منابع شیعه (صریح در ذکر احراق):
    المسعودی، إثبات الوصیّة للإمام علي بن أبي طالب – ص ۱۴۳–۱۴۶ (چاپ انصاریان و دیگر چاپ‌ها): «… فهجموا عليه وأحرقوا بابه، واستخرجوه منه كرهاً، وضغطوا سيّدة النساء بالباب حتى أسقطت محسناً…» فهرست اجمالی منابع شیعیِ قائل به احراق باب (برای استفاده در پاورقی فهرستی): – سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس، – بحار الأنوار، ج ۲۸ و ۴۳ و ۵۳، – العوالم، ج ۱۱، – الهداية الكبرى، – الاحتجاج للطبرسی، – و… که به‌صورت یک‌جا در پاسخ مرکز تحقیقات عقائدی و نیز در مقاله‌ی «ما هي المصادر التي تذكر ما جرى على فاطمة الزهراء (ع) من مصائب؟» فهرست شده‌اند.

۷. اعتراف ابوبکر در بستر مرگ: «وددت أني لم أكن كشفت بيت فاطمة»

حادثه در مقاله: «ابوبکر در آخر عمرش می‌گوید: ای کاش بیت فاطمه را کشف نمی‌کردم و آن را رها می‌کردم اگرچه بر جنگ بسته شده بود.»
منابع اهل‌سنّت:
    تاریخ طبری – ج ۲، ص ۳۵۳ (در برخی چاپ‌ها): از عبدالرحمن بن عوف، از ابوبکر: «… إني لا آسي على شيء إلا على ثلاث فعلتهن… وَدِدْتُ أني لم أكشف بيت فاطمة عن شيء وإن كانوا قد أغلقوه على الحرب …» الذهبي، تاريخ الإسلام – ج ۱، ص ۳۸۵ (ضمن حوادث سال ۱۳ هجری و وفات ابوبکر): نقل همین تعبیر «وددت أني لم أكن كشفت بيت فاطمة…». المتقي الهندي، كنز العمال – ذیل روایات مربوط به ندامت ابوبکر (چاپ‌های مختلف؛ از جمله مجموعه روایات عبدالرحمن بن عوف): متن «فوددت أني لم أكن كشفت بيت فاطمة وتركته، وأن أغلق على الحرب…» الهيثمي، مجمع الزوائد – ج ۲، ص ۳۵۳ (و نیز در بحث فضائل ابوبکر): ذکر همین جمله در ضمن سه کاری که ابوبکر آرزو می‌کند انجام نداده بود.
نکته برای مقاله: همین اعتراف، در کنار روایات تهدید و هجوم، نشان می‌دهد که «کشف بیت فاطمه» یک اقدام عادی یا عیادت ساده نبوده، بلکه خودِ عامل ماجرا در آخر عمرش آن را در حد یک خطای سنگین و محل ندامت می‌داند.

۸. غضب و قهر حضرت زهرا‌سلام‌الله‌علیها بر ابوبکر در صحیح بخاری و مسلم

حادثه در مقاله: «فاطمه سلام‌الله‌علیها از ابوبکر ناراحت شد، با او سخن نگفت تا از دنیا رفت، و شبانه دفن شد بدون اطلاع او.»
منابع:
    صحیح البخاری – کتاب الخمس / کتاب الفرائض، باب «قول النبی لا نورث ما تركنا صدقة» (در بعضی چاپ‌ها: ج ۴، ص ۱۵۴۹ یا ج ۵، ص ۵؛ حدیث «فوجدت فاطمة على أبي بكر…») متن مشهور: «فغضبت فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم فهجرت أبا بكر فلم تزل مهاجرته حتى توفيت…» صحیح مسلم – کتاب الجهاد و السير (یا باب «لا نورث ما تركنا صدقة»)؛ نقل مشابه: «فوجدت فاطمة على أبي بكر في ذلك فهجرته فلم تكلمه حتى توفيت …»
این دو منبع، فضای «رضایت‌نداشتن فاطمه از جریان حاکم» را در اوج اعتبار حدیثیِ اهل‌سنّت نشان می‌دهند و کنار منابع تاریخیِ هجوم و تهدید، قطعه‌ی مهمی از پازل استدلال تو در مقاله‌اند.

۹. منابع شیعیِ مکمل (برای استفاده در پاورقی‌های تفصیلی‌تر)

اگر خواستی در نسخه‌ی مفصل‌تری از مقاله، بخش جداگانه‌ای برای «منابع شیعی» بگذاری، می‌توانی این‌ها را هم در یک بند فهرست کنی:
    کتاب سليم بن قيس الهلالي الإحتجاج، طبرسی بحار الأنوار، مجلسی (به‌ویژه ج ۲۸، ۳۱، ۴۳، ۵۳) العوالم، ج ۱۱ الهداية الكبرى دلائل الإمامة، طبری الإمامی بيت الأحزان، قمی و ده‌ها منبع دیگر که در فهرست‌های اجمالی (مثل پاسخ مرکز الابحاث العقائدية) آمده‌اند.
نویسنده : حامد صارم

مقالات مشابه

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.