آسمانیترین ازدواج

امر ازدواج فاطمه به دست خدا است؛ یعنی شرط ازدواج با فاطمه این است که خداوند او را دوست بدارد و او نیز خداوند را دوست بدارد؛ پس نباید به دنبال حیله و به رخ کشیدن موقعیت قبیلگی و مالی خویش باشد.
ازدواج حضرت زهرا سلاماللهعلیها و امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه از جنبههای مختلف درخور توجه و دقت است. از سویی این ازدواج جهتی سیاسی دارد و از طرفی دیگر، کلاس درسی است برای کسانی که میخواهند در دریای مواج فتنهها، مشکلات و سختیهای دنیا، مسیر درست زندگی را پیش ببرند و به ساحل امنیت و آرامش برسند.
حضرت زهرا، کیست؟
حضرت صدیقه طاهره سلاماللهعلیها شخصیتی مهم و دارای جایگاهی بسیار ویژه است. علاوه بر اینکه او دختر رسول خدا است، تنها فرزند حضرت خدیجه نیز میباشد. ایشان در سن کودکی در مکه، هنگامی که پیامبر رحمت سختترین آزارها و اذیتها را از طرف قریش تحمل میکرد، پیامبر خدا را یاری میکرد و از ایشان دلجویی مینمود. زحمات حضرت فاطمه سلاماللهعلیها و محبت و ایثار ایشان نسبت به رسولالله به حدی بود که پیامبر ایشان را امابیها، یعنی مادر پدرش، خطاب نمود. آری، او همچون مادر نسبت به پیامبر دلسوز و مهربان بود و همچون مادری که برای فرزندش ایثار و از خودگذشتگی میکند، برای حفظ و بقای دین پدرش ایثار و از خودگذشتگی نمود.
حضرت صدیقه طاهره، به جز اینکه فرزند پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله بود، خود جایگاه ویژه و بلندی داشت. فاطمه همان کسی بود که پیامبر درباره او فرموده است: «از غضب او خداوند غضبناک میشود و از سرور و شادی او خداوند مسرور میشود.» پیامبر، حضرت زهرا سلاماللهعلیها را سرور زنان دنیا معرفی نمود و او مصداق آیه تطهیر بود.
نفاق و منازعه قدرت
پیامبر رحمت پس از هجرت به مدینه، استیلای سیاسی یافتند. در مدینه بود که ایشان بارها ناگزیر به جنگ نظامی با قریش شد؛ جنگهایی مانند بدر، احد و خندق که همگی تحمیلی بودند. برخلاف عدهای که سعی میکنند، به عمد یا خطا، پیامبر رحمت را رسول جنگ و کشتار نشان دهند، در حقیقت پیامبر اسلام در اینگونه غزوات از حق مهاجرین و انصار که مورد تعدی قریش قرار گرفته بود دفاع میکرد. وجود جنگهای بسیار که پیامبر اکرم ناگزیر از آنها بود و برای حفظ کیان اسلام باید به دفاع برمیخاست، نشان از آن داشت که پیامبر در مدینه دارای قدرت و نفوذ سیاسی است.
ظاهراً نباید در مدینه پیامبر مشکلاتی مانند مکه داشته باشد. مدینه باید محل آسایشی برای پیامبر از اذیتها و آزارهای گوناگون مشرکین باشد. اما آزمندان و طماعان قدرت که در جریانهای مختلف نفاق در مدینه حضور داشتند، شرایط مدینه را سختتر از مکه میکردند؛ چرا که مخالفان مکی به صراحت اعلان دشمنی با پیامبر میکردند، اما دشمنان مهم پیامبر که به طمع قدرت و مکنت سیاسی با پیامبر همراه بودند، در پوشش دوست، یار و همراه پیامبر در مدینه، مرموزانه برای یافتن قدرت به توطئه، عوامفریبی و دسیسه تلاش میکردند.
منافقین که برخی از ایشان نفاق و برنامهریزی برای به دست آوردن قدرت را از مکه شروع کرده بودند، خطری بسیار بزرگتر و جدیتر نسبت به کفار و مشرکین بودند. خداوند متعال بارها و بارها در قرآن کریم، در آیات بسیاری به معرفی ایشان پرداخته است. منافقین و همدستانی از کفار که با ایشان همداستان بودند، به خوبی میدانستند که تا زمانی که پیامبر در حیات هستند نمیتوانند به قدرت سیاسی دست پیدا کنند؛ بنابراین، همانگونه که قرآن نیز بیان فرموده، ایشان منتظر رحلت پیامبر بودند: «نَتَرَبَّصُ بِهِ رَیْبَ الْمَنُونِ» (سوره طور، آیه ۳۰)؛ چشم به راه مرگ اوییم.
بنابراین تمام تلاشها برای وجهه یافتن نزد جامعه اسلامی بود تا به واسطه آن بتوان پس از پیامبر، از موقعیت سیاسی برتر برای کسب قدرت تلاش نمود. و چه موقعیت سیاسی میتوانست بهتر از این باشد که شخصی رابطه خویشاوندی با پیامبر داشته باشد و این رابطه خویشاوندی افتخاری برای او باشد تا بتواند در کشمکشهای سیاسی از آن به نفع خود بهره ببرد.
سقیفه و ادعای نزدیکی با پیامبر
توجه به درگیریها و کشمکشهای سقیفه این حقیقت را بهتر روشن مینماید. سقیفه که محل درگیری و منازعه برای حاکمیت و غصب خلافت شده بود، هرکدام از طرفین دعوا سعی میکردند به گونهای خویش را به پیامبر نزدیک نشان دهند. گروهی استدلال میکردند که نخستین کسانی بودیم که همراه پیامبر هجرت کردیم و ما از قبیله پیامبر هستیم؛ و دیگری میگفت ما به پیامبر پناه دادیم و در جنگها او را یاری نمودیم.
محور سهمخواهی منافقان از حکومت، بر اساس ارتباط و میزان نزدیکی ایشان با پیامبر اسلام است. این نکته از سویی اهمیت بیشتری مییابد: خداوند حکیم برای پیامبر اسلام فرزند ذکوری قرار نداد، به جز ابراهیم که در خردسالی وفات یافت. بنابراین اگر کسی میتوانست داماد پیامبر باشد و آن هم همسر شخصی مانند حضرت زهرا سلاماللهعلیها، از موقعیت بالای سیاسی برخوردار میشد. از این رو بود که تلاش برای خواستگاری از حضرت صدیقه طاهره در میان برخی از چهرههایی که بعد از پیامبر برای کسب قدرت تلاش بسیار نمودند و خونریزیهای بسیاری را مرتکب شدند، آغاز شد.

سیاستمدارانی که از حضرت زهرا خواستگاری کردند
برخی از این افراد که در ذم ایشان نیز آیه نازل شده بود، به خود اجازه دادند که به خواستگاری دختر پیامبر صلیاللهعلیهوآله بیایند. برخی از ایشان که با در بسته مواجه شدند، ثروت و داراییهای دنیای خویش را به رخ کشیدند و وعده شتران گرانقیمت با بارهایی از کالاهای نفیس را برای مهریه حضرت زهرا سلاماللهعلیها دادند؛ که این کار باعث خشم پیامبر رحمت شد. و سنگریزههایی به سمت ایشان پرتاب کرد که این سنگریزهها تبدیل به طلا شد؛ کنایه از اینکه خداوند متعال و فرستاده او از داراییهای شما بینیاز است. بسیاری از این خواستگاران بعد از پیامبر در نقلوانتقال قدرتها نقش جدی بازی کردند و برخی از ایشان توانستند با مکر و فریب حکومت را به دست گیرند.
این نکته آنگاه بیشتر مورد توجه و اهمیت قرار میگیرد که حضرت صدیقه طاهره سلاماللهعلیها به دست برخی از خواستگارانش به شهادت میرسد؛ زمانی که او اصرار دارد رهبر جامعه باید کسی باشد که قرآن به او اشاره کرده است و رسول خدا صلیاللهعلیهوآله او را معرفی نموده است. مقاومت بزرگبانوی اسلام در برابر هتک دستور قرآن و پیامبر، منجر به شهادت ایشان شد. آنان که امروز به خاطر شأن و مقام و ادعای محبتشان با پیامبر خواستگار او بودند، فردا قاتل او شدند؛ چون او بر محبت پیامبر اصرار داشت و اجرای فرامین پیامبر را خواستار بود.

آسمانیترین ازدواج
رسولالله، پدر فاطمه زهرا سلاماللهعلیها بود. اذن ازدواج حضرت صدیقه طاهره باید به دست پدرش باشد؛ اما پیامبر رحمت به همه خواستگاران میفرمود امر ازدواج فاطمه به دست خدا است. یعنی او کنیز خدا است و هر کسی لایق این ازدواج نیست. یعنی خداوند تعیین میکند چه کسی از طریق این دردانه هستی با پیامبر رابطه نزدیک خویشاوندی داشته باشد. و یعنی شرط ازدواج با فاطمه این است که خداوند او را دوست بدارد و او نیز خداوند را دوست بدارد، وگرنه شایستگی همسری فاطمه زهرا سلاماللهعلیها را ندارد. خداوند همسر فاطمه را تعیین میکند؛ پس شما دسیسه نکنید و به دنبال حیله و به رخ کشیدن موقعیت قبیلگی و مالی خویش نباشید.
پس از آنکه پیامبر به خواستگاران فاطمه فرمود امر ازدواج او با خداوند است، خطاب به امیرالمؤمنین فرمود: «یا علی، خداوند تو را برای همسری فاطمه برگزیده است.» یعنی تنها کسی که همتای فاطمه است، علی علیهالسلام است. امیرالمؤمنین علیهالسلام کسی است که خداوند او را برای این ازدواج انتخاب نمود.
آری، این ازدواج آسمانی به امر خداوند صورت گرفت تا همگان بدانند نزدیکترین شخص به پیامبر کیست؛ تا همه بدانند ثروت، قدرت و مکنت دوستی با خدا نمیآورد. و این علی بن ابیطالب بود که هم خدا او را دوست داشت و هم او خدا را دوست داشت؛ از این رو خداوند کنیزش، حضرت فاطمه سلاماللهعلیها، را به همسری برای او برگزید.
مقالات مشابه
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.
