اهلسنت خود اعتراف میکنند: فاطمه(س) خشمگین، قهرکرده و شبانه دفن شد؛ انکارِ شهادت تا کِی؟

تحلیل تطبیقی گزارشهای بخاری، طبری، ذهبی و ابنحجر دربارهی سرنوشت حضرت زهرا(س) بر پایهی منابع معتبر اهلسنت
نویسنده نشان میدهد که بر پایهی اعترافات صریح در آثاری چون صحیح بخاری، تاریخ طبری، سیر أعلام النبلاء، الإصابة و دیگر منابع حدیثی و تاریخی اهلسنت، میتوان حداقل چند گزارهی قطعی را اثبات کرد:
- غضب و قهر حضرت زهرا(س) نسبت به خلیفهی اول؛
- عدم آشتی با او تا پایان عمر؛
- دفن شبانه و مخفی ماندن قبر؛
- تهدید به آتشزدن خانهی فاطمه(س)؛
- مرگ زودهنگام در سن کم و فاصلهی کوتاه با رحلت پیامبر(ص).
مقدمه:
در این اختلاف، معمولاً شیعیان به روایات خاص خود استناد میکنند و اهلسنت به دلیل تعصب مذهبی، آن روایات را نمیپذیرند.
- صحیح بخاری و شروح آن (فتح الباری، عمدة القاری)
- کتب رجال و تراجم (الإصابة، سیر أعلام النبلاء، الثقات…)
- کتب تاریخ (تاریخ طبری، أنساب الأشراف، مروج الذهب…)
- و برخی آثار کلامی–تاریخی سنی یا سنیمآب (شرح نهجالبلاغة ابن أبیالحدید، الوافی بالوفیات، لسان المیزان و…)
- فاطمه(س) مظلوم واقع شد و از وضع موجود راضی نبود؛
- بر خلیفهی وقت غضبناک شد و با او قهر کرد؛
- تا آخر عمر با او سخن نگفت؛
- دفن او شبانه و بدون اطلاع خلیفه صورت گرفت؛
- قبر او تا امروز مخفی مانده است.
۱. غضب و هجر حضرت زهرا(س) نسبت به ابوبکر در صحیح بخاری
۱–۱. نصّ صریح بخاری
«فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْرٍ، فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ»
«فاطمه دختر پیامبر بر ابوبکر غضب کرد، او را ترک گفت و تا وفاتش با او سخن نگفت.»
۱–۲. تأیید و شرح در منابع دیگر اهلسنت
- بدرالدین عینی در عمدة القاری
- ابنحجر عسقلانی در فتح الباری
هیچیک اصل غضب و قهر فاطمه(س) را انکار نکردهاند، صرفاً کوشیدهاند آن را توجیه یا تأویل کنند.
۱–۳. پیوند با حدیث «من أغضبها فقد أغضبني»
«فاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي، مَنْ أَغْضَبَهَا فَقَدْ أَغْضَبَنِي»
- فاطمه(س) بر ابوبکر غضب کرد و تا وفات با او سخن نگفت.
- هرکس فاطمه را به غضب آورد، پیامبر را به غضب آورده است؛
بر اساس معیار درونمذهبی اهلسنت، شخصی که مورد غضب فاطمه(س) است، مورد غضب رسول خدا(ص) نیز هست.
۲. دفن شبانه و مخفی بودن قبر
۲–۱. تصریح صحیح بخاری
«فَلَمَّا تُوُفِّيَتْ دَفَنَهَا عَلِيٌّ لَيْلاً، وَلَمْ يُؤْذِنْ بِهَا أَبَا بَكْرٍ»
«وقتی فاطمه از دنیا رفت، علی او را شبانه دفن کرد و ابوبکر را از دفن او باخبر نساخت.»
- دفن در شب؛
- متولی اصلی دفن: علی(ع)؛
- بیخبر گذاشتن خلیفهی وقت از بزرگترین بانوی مسلمانان.
۲–۲. تأیید در دیگر منابع سنی
- دفن شبانه و عدم اطلاعدادن به خلیفه، به وصیت خودِ حضرت زهرا(س) صورت گرفت.
- فاطمه(س) بعد از پدر، مدتی کوتاه زنده ماند؛
- علی(ع) بر پیکر او نماز خواند؛
- او را شبانه دفن کرد؛
- و کسی را برای حضور در تشییع او خبر نکرد.
۲–۳. پرسشهای تاریخی
- رابطهی میان فاطمه(س) و خلیفهی وقت، عادی و بدون تنش بود؛
- و اگر نه ظلمی رخ داده بود و نه نزاعی جدی؛
- چرا دختر پیامبر(ص) وصیت میکند که خلیفه در تشییع او حاضر نشود؟
- چرا دفن او شبانه و دور از انظار عمومی انجام میگیرد؟
- چرا قبر او تا امروز مخفی است؟
۳. مرگ زودهنگام و فاصلهی کوتاه با رحلت پیامبر(ص)
۳–۱. اجماع تاریخی اهلسنت بر فاصلهی کوتاه
- ابنحجر عسقلانی در الإصابة فی تمییز الصحابة
- شمسالدین ذهبی در سیر أعلام النبلاء
- و دیگران –
- بین ۷۵ تا ۹۵ روز، یا حداکثر تا حدود پنج–شش ماه پس از رحلت پیامبر(ص) زنده بود؛
- و در سنین حدود ۱۸ تا اوایل دههی بیست عمر، از دنیا رفت.
اگرچه آنان وفات را «طبیعی» معرفی میکنند، ولی:
- اصلِ فاصلهی کوتاه
- و سن پایین در زمان وفات
۳–۲. فقدان گزارش روشن از بیماری مشخص
- «مَرِضَت» (بیمار شد)
- «وَهَنَت» (ناتوان و فرسوده شد)
اما هیچیک، علت طبی و مشخصی برای بیماری ذکر نمیکنند.
- با غضب شدید، قهر، دفن شبانه و مخفی ماندن قبر همراه شده باشد.
۴. تهدید به آتشزدن خانهی فاطمه(س)
۴–۱. گزارش طبری و عقدالفرید
«والله لأحرِقنّ عليكم أو لتخرجنّ إلى البيعة»
«وإنْ كانت فاطمة»
«حتی اگر فاطمه باشد (باز هم میسوزانم).»
۴–۲. تأیید در برخی منابع دیگر سنی
- أنساب الأشراف بلاذری
- و نیز در نقل قولهایی که صفدی در الوافی بالوفیات و شهرستانی در الملل والنحل از نَظّام معتزلی آوردهاند،
گرچه برخی از محدّثان متأخر اهلسنت در صدد تضعیف یا انکار این نقلها برآمدهاند، اصلِ وجود چنین روایاتی در میراث مکتوب سنی، انکارشدنی نیست.
۴–۳. دلالت این تهدید
و در آن:
- علی(ع)، فاطمه(س)
- و حسنین(ع)
چنین تهدیدی – حتی اگر بهفرض، عملی هم نشده باشد – نشاندهندهی شدت تنش سیاسی و شکاف میان اهلبیت(ع) و حاکمیت وقت است و زمینهساز حوادث بعدی تلقی میشود.
۵. تصریح به مظلومیت فاطمه(س) در آثار اهلسنت
- جلالالدین سیوطی در برخی آثار تاریخی–حدیثی خود؛
- ابنابیالحدید معتزلی در شرح نهجالبلاغة، که با استناد به مورخان بزرگ سنی (طبری، بلاذری، واقدی و…) از هجوم به خانه، تهدید به حرق و آزار فاطمه(س) سخن میگوید؛
- مسعودی در مروج الذهب، که از فشارهای سیاسی بر علی(ع) و اندوه شدید فاطمه(س) یاد میکند؛
- صفدی در الوافی بالوفیات، که در ترجمهی نَظّام، به ضرب شکم فاطمه(س) و سقط محسن اشاره میکند؛
- ابنحجر عسقلانی در لسان المیزان، که به نقل روایاتی دربارهی «تفحّص بیت فاطمة» و اظهار ندامت ابوبکر اشاره کرده، هرچند دربارهی سند آنها بحث رجالی میکند.
۶. حدیث «رضای فاطمه، رضای خداست؛ غضب فاطمه، غضب خداست»
۶–۱. نقل در مستدرک حاکم و دیگر منابع
«إنَّ اللهَ لَيَغْضَبُ لِغَضَبِ فاطِمَةَ، ويَرضى لِرِضاها»
- كنز العمال اثر متّقی هندی
- و المعجم الكبير طبرانی
بخشی از محدّثان اهلسنت، از حیث سندی، دربارهی این حدیث بحث کرده و آن را ضعیف دانستهاند؛ اما نکتهی مهم آن است که:
۶–۲. هممحتوا با حدیث صحیح بخاری و مسلم
«فاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي، مَنْ أَغْضَبَهَا فَقَدْ أَغْضَبَنِي»
- غضب فاطمه(س) معیار غضب رسول خدا(ص) است؛
- و با توجه به جایگاه رسول خدا(ص) نزد خداوند، رضای پیامبر(ص) و غضب او، عین رضای الهی و غضب الهی شمرده میشود.
غضب فاطمه(س) = غضب پیامبر(ص) = غضب خداوند
- آیا کسی که مورد غضب خدا و رسول است، میتواند در عین حال «محق و بیگناه» باشد؟
نتیجه
- حضرت فاطمه زهرا(س) در ماجرای فدک و پس از آن، بر خلیفهی اول غضبناک شد و تا پایان عمر با او سخن نگفت (صحیح بخاری و شروح آن).
- پیکر ایشان شبانه و به وصیت خودِ او، توسط علی(ع) دفن شد و خلیفهی وقت از تشییع او آگاه نگردید؛ قبر او نیز تا امروز مخفی است.
- حضرت زهرا(س) در سنین جوانی، در فاصلهی بسیار کوتاه (حدود سه تا شش ماه) پس از رحلت پیامبر(ص) از دنیا رفت، بدون آنکه گزارش روشنی از بیماری طبیعیِ طولانی و مشخص در دست باشد.
- در منابع تاریخی سنی، تهدید به آتشزدن خانهی فاطمه(س) و حتی گزارشهایی از هجوم و آزار، نقل شده است؛ هرچند برخی متأخران در صدد تضعیف آنها برآمدهاند.
- شماری از مورخان و متکلمان سنیمآب، به صراحت از مظلومیت حضرت زهرا(س) و تأثیر مستقیم فشارهای سیاسی و حوادث پس از سقیفه بر وفات او سخن گفتهاند.
- در متون حدیثی اهلسنت، غضب فاطمه(س) همسنگ غضب پیامبر(ص) و در نتیجه، غضب الهی محسوب شده است.
- آیا میتوان مرگ چنین شخصیتی را – با آنهمه نشانهی غضب، قهر، تهدید، دفن شبانه و مخفیبودن قبر – یک «مرگ طبیعی و عادی» دانست؟
بخش ویژه: نسخهی مناظرهای (چهار سؤال کوبنده)
نسخه دوخطی مناظرهای بر اساس منابع اهلسنت
۱. اگر حضرت زهرا(س) شهید نشده و هیچ ظلمی بر او نرفته، چرا قبرش تا امروز مخفی است و کسی مکان دقیق آن را نمیداند؟
۲. اگر رابطهی او با خلیفه عادی و بدون نزاع بود، چرا در صحیح بخاری آمده است که بر ابوبکر غضب کرد و تا مرگ با او سخن نگفت؟
۳. اگر مرگ او طبیعی بود، چرا در سنین جوانی و تنها سه تا شش ماه پس از رحلت پیامبر(ص) از دنیا رفت، در حالیکه هیچ گزارش روشنی از یک بیماری طولانی و طبیعی در منابع اهلسنت وجود ندارد؟
۴. اگر همهچیز عادی بود، چرا او وصیت کرد شبانه دفن شود، خلیفه در تشییعش حاضر نباشد و قبرش پنهان بماند؟
اگر پاسخی روشن و مستند برای این پرسشها وجود نداشته باشد،
خوانندهی منصف ناچار است بپذیرد که:
اجر رسالت ضایع شد، و دختر پیامبر(ص) در اوج مظلومیت از دنیا رفت؛ نه با مرگی ساده و طبیعی، بلکه با حقیقتی به نام شهادت.
مقالات مشابه
تشیید المطاعن: تحلیل علمی رد ادعای مشروعیت خلفای نخستین(۶)(افترای خلافت)
الیوم روزی که آسمان لبخند زد(بخش سوم) پیشوایی سوسمار،هویت منکران غدیری
الیوم روزی که آسمان لبخند زد(بخش دوم)الیوم :عزت دین ،عظمت ایمان،هویت جاودان
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.
