برخورد موسی بن جعفر (ع) با فرزند عمر بن خطاب

خداوند متعال قوانین زندگی و دستورات خویش را برای هدایت بشر در کتاب شریفش، قرآن به سوی مردم فرستاده است. قرآن کتابی است که هدایت هر شخصی مرهون عمل به آن کتاب است. اما قرآن فقط کتابی است که قانون را بیان نموده است. و یا به تعبیری دیگر فقط «تئوری» هدایت است. از این جهت قرآن کریم فقط به بیان قانون نپرداخته است.
از طرفی امکان بیان قانون جامع برای همه حالات و آنات زندگی بشر وجود ندارد؛ چرا که موقعیتهای مختلفی که هر انسان در آن قرار میگیرد بسیار زیاد است و وضع قانون برای همه این موقعیتها و شرایط امری اگر ناممکن نباشد بسیار دشوار خواهد بود. از این جهت دو نکته در هدایت به نظر میرسد یکی عدم امکان وضع قانون برای همه حالات و مواقع زندگی انسان است و نکته دیگر تئوری بودن قانون است. چگونه عمل کردن به آن قانون مسئلهای قابل توجه است. از این جهت است که قرآن باید مصداق عینی در خارج داشته باشد.
قرآن باید مصداق عینی داشته باشد
امر هدایت انجام نخواهد شد الا اینکه در خارج از قرآن یک مصداق عینی برای قرآن باشد و این مصداق قرآن بتواند همه آیات و دستورات قرآن کریم را به صورت عملی نشان دهد و علاوه برآن در جایی که قرآن متعرض و یا متذکر آن نشده است عمل و گفتار او بتواند راه هدایت را مشخص بنماید و بیان کند که رضایت و خشم خداوند در چه چیزی میباشد مانند امورات مختلف زندگی اعم از جزئیات زندگی و احکام جنگ و چگونگی قضاوت و....
از این رو است که قرآن کریم مخاطبان خویش را به خارج از خود هدایت مینماید و میفرماید:«لکم فی رسولالله اسوه حسنه»؛ برای شما در رسول خدا اسوهای نیکو میباشد و این مطلب منحصر به پیامبر عظیمالشأن اسلام نیست. خداوند هیچگاه هیچ امتی را فقط و فقط به وسیله کتاب هدایت ننموده است. و همواره کتاب به همراه پیامبران هدایتگر بودهاند.
پیامبر اکرم و علی بن ابیطالب صلوات الله علیهم نمونه عملی قرآن هستند و زندگی ایشان و اعمال و رفتار ایشان برای مسلمانان مانند آیهای از قرآن میباشد که از طرف خداوند نازل گشته است؛ چرا که ایشان هر آنچه که خداوند امر فرموده است را به آن صورت عمل دادند و هر آنچه که در قرآن نباشد آن گونه عمل میکردند که رضایت خداوند در آن بوده است.
سنت پیامبر تنها قانون زندگی
قرآن وقتی از تئوری بودن و صرف قانون بودن خارج میشود که رسول خدا و ائمه اطهار باشند آن آیات و دستورات را صورت عمل بپوشانند و اگر اهلبیت علیهم السلام نبودند هیچگاه هیچ آیهای از قرآن عمل نمیشد. کما اینکه فرمودند:«بنا عبد الله»؛ فقط به وسیله ما خداوند عبادت میشود.
از این رو برای یافتن طریق زندگی که مورد رضایت خداوند است باید متمسک به سنت پیامبر شد. هیچ راهی برای یافتن بهترین نوع زندگی وجود ندارد به جز سنت پیامبر و سنت اهلبیت پیامبر که آنچه در روایات وارد شده است همه اهلبیت نیز عمل کننده به سنت پیامبر اکرم بودهاند. از این رو باید گفت هر کدام از معصومین علیهم السلام جلوهای از جلوات رسولالله را آشکار میسازند.
به هر صورت همان گونه که قرآن به پیامبر دعوت میکند برای یافتن هدایت؛ پیامبر نیز به عترتش دعوت میکند تا قرآن در کنار عترت پیامبر قرار گیرد که در غیر این صورت امر هدایت فشل خواهد ماند.
موسی بن جعفر آینه تمامنمای پیامبر
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام یکی از ائمهای است که آینه تمامنمای رسول خدا است و سنت ایشان و رسول خدا باید سرمشق و الگوی همه شیعیان آن امام همام باشد. در وصف امام موسی بن جعفر علیهما السلام گفتهاند:
«در خواندن قرآن از همگان خوشصداتر بود، و چنان بود که هر گاه قرآن میخواند محزون میشد (یا با صوت حزین میخواند) و مردم از تلاوت قرآنش میگریستند، و مردم مدینه آن حضرت را زینت متهجدین (نماز شبخوانان، و شبزندهداران) مینامیدند، و به لقب کاظم (فروخورنده خشم) نامیده شد، برای آنکه هر چه از دست ستمکاران کشید خشم خود را فرو خورد و بردبارى کرده (بر آنان نفرین نکرد) تا اینکه در زندان و زنجیر دشمنان و ستمگران از دنیا رفت و شهید گشت». (۱)
سخاوت ویژگی آشکار امام هفتم
سخاوت یکی از بارزترین صفات و ویژگیهای ایشان بود. توجه به اینکه یکی از سیاستهای ظالم زمان ایشان فشار اقتصادی به شیعیان میباشد. بنی هاشم و محبان عترت پیامبر در سختی و تنگنا زندگی میکردند. کسانی که مدعی محبت و ارادت نسبت به اهلبیت هستند باید از این ویژگی اهلبیت درس بگیرند و زندگی خویش و عادات و رسوم خود را بنابر آنچه که از اهلبیت رسیده است تنظیم کنند.
داشتن سخاوت وقتی اهمیت بیشتری پیدا میکند که اکثریت مردم یا طبقه متوسط جامعه در اداره معیشت خود با مشکل مواجه هستند. مورخین و محدثین زهد و مهربانی و سخاوت را از بارزترین صفتهای ایشان ذکر کردند و درباره ایشان آوردهاند:
«آن حضرت مهربانترین مردم به خانواده و خویشاوند خود بود، و از فقرای مدینه در شبها تفقد و نوازش میفرمود، و زنبیلهایی که در آن پول طلا و نقره و آرد و خرما بود برای ایشان مىبرد و به آنان میرساند و آنان نمیدانستند از کجا مىآید و چه کسى مىآورد».
سخاوت ایشان زبانزد همه بوده است. محمد بن عبدالله بکری میگوید:
«وارد مدینه شدم و میخواستم پولی در مدینه قرض کنم، ولى دستم به جایی بند نشده درمانده شدم، پیش خود گفتم: خوب است پیش موسی بن جعفر علیهما السّلام بروم و گرفتارى خود را به او بگویم، پس به قریه نقمی (که در اطراف مدینه بود) و آن حضرت مزرعهای در آنجا داشت رفتم، حضرت پیش من آمده و غلامى همراهش بود که در دست او غربالى بود و در میان آن غربال تکههای گوشت کباب کرده بود، و چیز دیگر جز آن نبود، پس آن جناب از آن خورد و من نیز با او خوردم سپس از حال من پرسش کرد، من سرگذشت خویش را برای آن جناب بیان کردم، حضرت داخل خانه شده و پس از اندک زمانی بیرون آمده به غلام خود فرمود: از اینجا برو، سپس دست خود را دراز کرده کیسه به من داد که در آن سیصد دینار پول بود آنگاه برخاسته رفت، من نیز برخاسته سوار مرکب خود شده باز گشتم». (۲)
شیخ مفید دراینباره میفرماید:
«و گروهى از دانشمندان گفته اند که احسان و بخشش حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام از دویست دینار تا سیصد دینار بود، و کیسههاى پول اعطایی موسی علیه السّلام ضربالمثل بود». (۳)
دشمنان در مقابل سخاوت او سر تعظیم فرود آوردند
سخاوت ایشان صرفاً به دوستان و نزدیکان نبود بلکه دشمنان آن حضرت نیز از خوان نعمت آن عالم ربانی استفاده میکردند. این سخاوت به حدی بود که دشمنان کینهتوز آن حضرت را مجبور به اقرار به فضیلت وبرتری بلکه امامت ایشان نمود.
نقل کردهاند مردى بود در مدینه از اولاد عمر بن خطاب، حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام را مىآزرد و هر گاه آن حضرت را میدید به او دشنام میداد و به علی علیه السّلام ناسزا میگفت، روزى برخى از یاران و همنشینان آن حضرت عرض کردند: اجازه فرمائید ما این مرد تبهکار بد زبان را بکشیم؟ حضرت به سختى با این کار مخالفت کرد و آنان را از انجام این عمل بازداشت، و حال آن مرد را پرسید؟به آن جناب عرض کردند: جایى در اطراف مدینه بکشت و زرع مشغول است.
حضرت سوار شده به مزرعه آن مرد آمد و هم چنان که سوار الاغش بود وارد کشت و زرع او شد، آن مرد فریاد زد: کشت و زرع ما را پامال نکن، حضرت همچنان سواره پیش رفت تا بنزد او رسیده پیاده شد و نزد آن مرد نشست و با خوشرویی شروع به شوخى و خنده با او کرد و به او فرمود: چه مبلغ خرج این کشت و زرع کردهاى؟ گفت: صد دینار، فرمود: چه مبلغ امید دارى که از آن به دستت رسد و عایدت گردد؟ گفت: من علم غیب ندارم (که چه اندازه عایدم مىشود)!
حضرت فرمود: من گفتم: چه مبلغ امید دارى به تو برسد (و نگفتم: چه مبلغ به تو خواهد رسید)؟ گفت: امید دارم دویست دینار از این مزرعه عاید من شود، حضرت کیسه در آورد که سیصد دینار در آن بود، و فرمود: این را بگیر و کشت و زرع تو نیز به همین حال برای تو باشد و خدا آنچه امید دارى از آن عایدت گرداند.
راوى گوید: آن مرد برخاست و سر حضرت را بوسه زد و درخواست نمود از بیادبیها و بدزبانیهای او درگذرد، موسی بن جعفر علیه السّلام لبخندى زده بازگشت، (این جریان گذشت تا اینکه روزى) حضرت به مسجد رفت و آن مرد هم نشسته بود، همین که نگاهش به آن حضرت افتاد گفت: «خدا میداند رسالت خویش را در چه خاندانى قرار دهد» رفقاى آن مرد به سرش ریخته گفتند: داستان چیست؟ تو که جز این درباره این مرد میگفتی؟ (و هر گاه او را میدیدی دشنام و ناسزا میگفتی چه شد که اکنون یکسره عوض شدی و او را مدح و ستایش میکنی؟)
گفت: همین است که اکنون گفتم و جز این چیزى نگویم و شروع کرد به دعا کردن در باره موسی بن جعفر علیهما السّلام آنان با او به بحث و گفتوگو پرداختند و او به همان گونه پاسخشان میداد، همین که حضرت به خانه بازگشت به آن کسانى که از او اجازه کشتن آن مرد را خواسته بودند فرمود: کدام یک از این دو راه بهتر بود آنچه شما میخواستید یا آنچه من انجام دادم؟ من کار او را با آن مقدار پولی که میدانید سر و صورت داده و بدان وسیله خود را از شر او آسوده ساختم». (۴)
او که با دشمنان این چنین رفتار نمود محبت و رأفت او به دوستان و شیعیان او چه مقدار خواهد بود؟ و وظیفه شیعیان نسبت به یکدیگر چه مقدار سنگین خواهد بود؟ بیشک حرمت مومنان و شیعیان نزد اهلبیت بیش از حد تصور و باور خواهد بود. و در این خصوص خواص جامعه بیشترین مسئولیت را بر دوش میکشند حضرت موسی بن جعفر حفظ حرمت و مقام و منزلت شیعیان و محبان علی بن ابیطالب علیهما السلام از مهمترین وظایف هر شیعهای میداند.
حفظ کرامت جامعه شیعه مطلوب موسی بن جعفر
درباره حفظ حقوق شیعیان و احترام ایشان از امام هفتم نقل شده است؛ و روی بندار بن عاصم قال: قال موسی بن جعفر علیه السلام لعلیّ بن یقطین- و کان یتولّی أمر هارون الرشید-: «یا علی اضمن لی خصلة أضمن لک ثلاث خصال، اضمن لی أن لا ترى موالیا لنا إلّا أکرمته فأضمن لک ثلاثا: لا یصیبک حرّ حدید و لا غمّ سجن و لا ذلّ فقر أبدا» قال: فکان لا یرى أحدا من محبّی آل محمد علیهم السلام إلّا وضع خدّه له». (۵) بندار بن عاصم گوید: حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام به على بن یقطین- که کارگزار هارون الرشید بود- فرمود: «ای علی تو یک چیز را برای من ضمانت کن، من سه صفت را بر تو ضمانت مىکنم. تو قول بده که هر دوستى از دوستان ما را دیدى او را احترام نمایى من این سه چیز را بر تو ضمانت مىکنم: شدّت شمشیر، رنج زندان، ذلّت فقر هرگز به تو نرسد». از آن پس هر گاه على بن یقطین کسى از دوستداران خاندان پیامبر (ص) را مىدید صورت خود را در برابر او پایین مىآورد. (۶)
این روایت شریف اهمیت اکرام و بزرگ داشتن محبان و شیعیان اهلبیت را به خوبی میفهماند که هر شیعهای نسبت به شیعه دیگر چه وظیفه ای مهم و با اهمیتی دارد. دغدغه مهم حضرت موسی بن جعفر اکرام شیعیان میباشد. لذا خواص جامعه شیعه باید وحدت جامعه شیعه را همواره مد نظر داشته باشند و از بروز اختلاف در میان جامعه شیعه یا دامن زدن اختلاف در میان شیعیان به شدت بپرهیزند.
شکی نیست که حل و فصل بسیاری از اختلافات در عین ساده بودن مرهون تلاش خواص و بزرگان جامعه شیعه است. اختلافاتی که اگر به همین گونه ادامه پیدا کند در آینده ممکن است تبدیل به معضلی بزرگ شود. من جمله این اختلافات مقارن بودن ولادت موسی بن جعفر و شهادت حضرت امام حسن علیه السلام در یک روز است.
هفتم صفر به روایتی ولادت موسی بن جعفر است و به روایتی هم شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام. اختلاف بین روایات طبیعت تاریخ است و زندگی در زاویه تقیه میباشد. اما افسوس اینکه گروهی بر ولادت موسی بن جعفر تاکید دارند و آن روز را روز سرور و شادی قرار میدهند و گروهی نیز روز شهادت امام حسن علیه السلام قرار میدهند و آن روز را روز غم اندوه و سوگواری و در برخی از شهرها در این روز دستههای عزاداری برای اقامه عزای سبط پیامبر به راه میافتد.
این در حالی است که در هر دو طرف عدهای هستند که دارای حب و دوستی شدید به خاندان عصمت و طهارت هستند. اقامه عزا و برگزاری مجالس شادی و سرور برای اظهار ارادت و دوستی به عترت پیامبر است. اما این ظاهر اختلاف بیشک برای چهره شیعه و کشوری که مذهب حقه شیعه، مذهب رسمی آن است بسیار ناصواب است این در حالی است که شاید حل نمودن این اختلاف فقط بستگی داشته باشد به تشکیل جلسه چند تن از عالمانی که در علم حدیث و رجال متخصص باشند.
پینوشتها
۱- ارشاد-ترجمه رسولى محلاتى ج۲ ۲۲۷ باب (۱۷) در بیان شمهاى از فضائل و مناقب و خصال پسندیده آن بزرگوار که بدان وسیله برتریش بر دیگران آشکار شد...... ص: ۲۲۳
۲-همان، ص: ۲۲۴
۳-همان، ص: ۲۲۶
۴-همان ۲، ص: ۲۲۵
۵- الآداب الدینیة للخزانة المعینیة با ترجمه عابدى الفصل الرابع عشر فی ذکر آداب یختم بها الکتاب..... ص: ۱۴۵
۶- همان، فصل چهاردهم آدابى که کتاب نیز با آنها پایان مىیابد.....
۲-همان، ص: ۲۲۴
۳-همان، ص: ۲۲۶
۴-همان ۲، ص: ۲۲۵
۵- الآداب الدینیة للخزانة المعینیة با ترجمه عابدى الفصل الرابع عشر فی ذکر آداب یختم بها الکتاب..... ص: ۱۴۵
۶- همان، فصل چهاردهم آدابى که کتاب نیز با آنها پایان مىیابد.....
مقالات مشابه
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.
