تعلم و تخلق؛ اساس جامعه توحیدی در نگاه امام باقر علیهالسلام

نابهنجاریها و نابسامانیها در جامعه نشان میدهد که اگر متولیان فرهنگی برای آن چارهای نیندیشند، در آیندهای نهچندان دور شاهد جامعهای بیمار و منحط خواهیم بود.
هنجارها و ناهنجاریهای موجود در جامعه را میتوان شاخصهای مهم برای سلامت یا بیماری یک جامعه به شمار آورد. همانگونه که سلامت یک فرد ممکن است به عللی به خطر بیفتد، سلامت جامعه نیز تهدید میشود. رفتارهای متناقض با محور تشکیل یک جامعه، نشانهای مهم از ناسالم بودن آن است. معمولاً بیماری جامعه بسیار آرام آن را فرامیگیرد؛ بهنحویکه بسیار دیر متوجه تهدیدها و ناهنجاریهای موجود در آن میشوند، زیرا بسیاری از مشکلات و ناهنجاریها بهصورت پنهان فراگیر میشوند.
عوامل نابسامانیهای فرهنگی
مشکلات و ناهنجاریهای فرهنگی جامعه امروز عوامل مختلفی دارد. بیشک میزان قابل توجهی از این مشکلات، مستقیم یا غیرمستقیم، ریشه در مشکلات اقتصادی و بیکاری دارد. برای رهایی از آن گرفتاریها، چارهای جز بهبود وضع معیشت و اقتصاد وجود ندارد.
هرچند اقتصاد نقش مهمی در ایجاد مشکلات اجتماعی و ناهنجاریهای موجود در جامعه ایفا میکند، نباید تمام فساد، بداخلاقی و بیاخلاقی دیدهشده در جامعه را متأثر از شرایط اقتصادی دانست. بیشک در بسیاری از موارد نهادهای فرهنگی جامعه کمکاری و، با تأسف بسیار، «کمفروشی» کردهاند.
بیتوجهی به امور فرهنگی جامعه و نبود سیاست و برنامهای هوشمندانه و هدفمند در عرصه فرهنگ، به فاجعههای بزرگ فرهنگی در جامعه دینمدار انجامیده است؛ جامعهای که ارزشهای عمومی آن برخلاف دینی است که به آن معتقد است. این بزرگترین فاجعهای است که میتوان در عرصه فرهنگ دید و نمونههای آن در جامعه امروز کم نیست.
برخی از فجایع فرهنگی امروز
فراگیر شدن آرام جشن طلاق، یعنی تبدیل شدن طلاق به یک ارزش و امری بسیار عادی؛ تا حدی که حتی کیکها و کارتهای دعوت جشن طلاق نیز در فضاهای مجازی دیده میشود. هرچند طلاق بهخودیخود عملی حرام نیست، به معنای فرو ریختن بنیانهای یک خانواده است و قطعاً پدیده مبارکی نیست.
از سوی دیگر، آمار بسیار بالای طلاق را به آمار پایین ازدواج و نیز فرار از ازدواج اضافه کنید؛ بهگونهای که بیم فراگیر شدن آن بسیار جدی است. «زندگی همپایی» دختران و پسران جوان که با تأسف بسیار از این پدیده سیاه به «ازدواج سفید» یاد میشود، برای عملی که از جهات بسیاری زشت و قبیح است ترکیبی زیبا به کار میبرد؛ عملی که به نوعی روسپیگری مردان و زنان را موجه نشان میدهد و بیشک در آیندهای نهچندان دور بار منفی خود را از دست خواهد داد.
این مسائل تمام مشکل جامعه نیست. مسائل بسیار دیگری درباره پوششهای ناهنجار زنان و مردان در سطح شهرها، علنی شدن بسیاری از اموری که تا سالهایی نهچندان دور بسیار مخفیانه انجام میشد اما امروز بهراحتی در سطح شهر تبلیغ و طبیعی جلوه داده میشود، مانند انواع کلاسهای رقص، وجود دارد. در سوی دیگر، آمار قابل توجه زنان خیابانی با میانگین سنی نسبتاً پایین و نقش بسیار مهم شبکههای اجتماعی در گسترش فسادهای اخلاقی با سرعتی دوچندان قرار دارد. مجموع این امور نشان میدهد سلامت جامعه بهشدت در معرض تهدیدی جدی قرار گرفته است؛ تهدیدی که ممکن است به انحطاطی بدتر از جوامع غربی بینجامد.
این مطالب تنها بخش بسیار کوچکی از نابسامانی فرهنگی جامعه است. از سویی دیگر، فعالیت گروهها و تشکیلات منحرف اعتقادی نیز باید مورد توجه قرار گیرد. رواج گروههای مختلف شیطانپرستی، تبلیغ و جذب عرفانهای کاذب که با کمال تأسف انواع مختلف و ضریب نفوذ بالایی دارند، و تلاش مسیحیت تبشیری و دیگر مکاتب باطل، تهدیدی دیگر برای جامعه امروز است.
مشکلات اقتصادی و معیشتی نیز بهصورتهای مختلف از یک سو به این ناهنجاریها دامن زده و از سوی دیگر باعث شده است به این انحرافات توجه نشود.
جامعه امروز ایران جامعهای فرهیخته است
واضح است که جامعه دینی امروز ایران جامعهای فرهیخته است و با همه این اوصاف نمیتوان جامعه اسلامی امروز ایران را منحط یا در معرض انحطاط وصف کرد؛ زیرا نهاد خانواده، برخلاف میل معاندان، همچنان بسیار استوار و محکم است و همین نکته عامل مهمی در بازدارندگی از بسیاری از این ناهنجاریهاست. سخن گفتن از مشکلات فرهنگی برای سیاهنمایی اوضاع فرهنگی جامعه نیست، بلکه برای بیان این نکته است که سلامت جامعه مورد تهدید جدی قرار گرفته است. همانگونه که تب شدید یک انسان به معنای مرگ حتمی او نیست، بلکه نشان میدهد سلامتیاش در خطر است و باید کاری جدی برای آن انجام شود، مشاهده این نابهنجاریها نیز نشان میدهد اگر متولیان فرهنگی چارهای نیندیشند، در آیندهای نهچندان دور شاهد جامعهای بیمار و منحط خواهیم بود.
بیشک مهمترین و اساسیترین کاری که متولیان فرهنگ میتوانند و باید انجام دهند، بازسازی فرهنگ شیعی است؛ زیرا آنچه به جامعه ما در برابر فرهنگهای دیگر اصالت میدهد، ارزشهای شیعی جامعه ماست که با تأسف بسیار در حال فراموش شدن است.
بیگانگی جامعه با نظام فکری و اخلاقی شیعه
در عرصه فرهنگ بیشتر به مناسک و آداب تشیع پرداخته شده است. البته این خود بسیار مهم و قابل توجه است، اما باید دو نکته را در نظر داشت: نخست اینکه همین توجه به مظاهر فرهنگ و اعتقاد شیعه نیز از سوی متولیان فرهنگی انجام نمیشود، بلکه کاملاً مردمی و خودجوش است؛ دوم اینکه برای آشنایی دقیق اقشار جامعه با نظام فکری شیعه کاری صورت نگرفته است.
عدم آشنایی عموم جامعه با نظام فکری و اعتقادی شیعه باعث شده است نسبت به مبانی اعتقادی خود ناآشنا باشند. این ناآشنایی، همراه با تلاش رسانههای هدفمند و شبکههای مجازی، زمینه رواج تفکرات، اندیشهها و خردهفرهنگهای منحرف را در میان اقشار جامعه فراهم میکند و از سوی دیگر موجب سستی پایبندی ناآگاهان به ارزشهای شرعی میشود.
نابسامانیهای فرهنگی در زمان بنیامیه
این نابسامانی فرهنگی در زمان ائمه طاهرین علیهمالسلام نیز بهنوعی وجود داشته است. در زمان امامت امام سجاد علیهالسلام، شهر مدینه بهسبب استیلای بنیامیه و سیاستهای فریبکارانه آنان، اوضاع اخلاقی اسفباری را شاهد بود. در نقلهای تاریخی چنین آمده است:
شهر مدینه پر از زنان آوازهخوان شده بود و آنان نقش فعالی در آموزش غنا به دختران و پسران و گسترش آوازخوانی و اشاعه بیبندوباری داشتند؛ جای تأسف است که مدینه پیامبر صلیاللهعلیهوآله در عصر اموی مرکز خوشگذرانی شده بود، در حالی که امید میرفت مرکز تمدن و فرهنگ دینی و منبع تفکر اسلامی در جهان باشد. جز اینکه امویان این پدیده را پدید آوردند تا بتوانند مرکزیت دینی و سیاسی آن را نابود کنند. (۱) عایشه، دختر طلحه، بزمهای مختلط از زن و مرد ترتیب میداد و در آن «عزّه المیلاء» از آوازهخوانان مدینه آواز میخواند. (۲)
عوامل انحطاط اخلاقی مدینه
عوامل مختلفی را میتوان علت انحطاط مدینه برشمرد؛ از جمله اعتقادات فاسد مرجئه که صرف اعتقاد به خدا را موجب نجات از دوزخ میدانستند. در جامعه امروز ما نیز آنچه دیده میشود یا عین تفکرات مرجئه است یا بدتر از آن. بسیار شنیده میشود که اعمال عبادی و انجام واجبات را در سعادت و شقاوت خود مؤثر نمیدانند و تنها نیت خوب و قلب پاک را مؤثر میشمارند. این اعتقاد در مدینه آن روز یکی از عوامل انحطاط بود. عامل دیگر سیاست بنیامیه بود که با سرگرم کردن مردم به شهوات، روح قیام و حقطلبی را به انزوا میکشاند و با از بین بردن قبح این اعمال، زمینه را برای شهوترانی خویش آماده میساخت. از این رو با مجالس لهو و لعب مختلط زن و مرد به هدف خود رسیدند. «شوقی ضیف» از محققان بزرگ معاصر مصری مینویسد: در مدینه مجالس رقص و آواز مختلط تشکیل میشد، بدون آنکه میان زنان و مردان پردهای باشد. عایشه، دختر طلحه، بزمهای مختلط از زن و مرد ترتیب میداد و در آن «عزّه المیلاء» آواز میخواند. (۳)
همه این عوامل نقش بسزایی در این انحطاط داشت، اما از همه مهمتر جدا کردن امام و سنت نبوی از میان جامعه بود؛ زیرا امام سجاد علیهالسلام با زور شمشیر از متن جامعه دور نگه داشته شده بود. از این رو آن حضرت با مناجاتهای خود میکوشید با مردم ارتباط برقرار کند و راه هدایت را نشان دهد.
مدیریت فرهنگی جامعه شیعه توسط ائمه علیهمالسلام
امام سجاد موفق شد در آن فضای خفقان و فساد شاگردانی تربیت کند. پس از ایشان، امام باقر علیهالسلام نیز با وضعی چنین در جامعه مدینه روبهرو بود؛ جامعهای که بهسبب مال و قدرت بنیامیه کاملاً منحط شده و ملاکهای هوسرانی ارزشهای آن را تعیین میکرد. از سوی دیگر، حاکمان بنیامیه اجازه تحرک فراوان به امام باقر علیهالسلام نمیدادند.
امام باقر علیهالسلام با استفاده از شاگردان امام سجاد علیهالسلام جامعه شیعه را از انحرافات اخلاقی و گمراهی اعتقادی نجات داد. مدیریت فرهنگی ایشان بهگونهای بود که مرزهای شیعه بهعنوان یک مکتب کاملاً روشن شد و نظام فکری شیعه چنان تبیین گردید که مکاتب رقیب در برابر منطق شیعه سر فرود آوردند.
تعلم و تخلق؛ شاخصه مهم فرهنگ شیعی
نکته بسیار مهم این است که معارف امام باقر علیهالسلام در تمام اقشار شیعه رسوخ کرد. امام باقر علیهالسلام فرهنگی را تعریف کرد که دو بالِ تعلم و تخلق داشت و نتیجه این دو بال، تعبد و بندگی خداوند متعال بود. بنابراین جامعهای از شیعه ساخته شد که اساس آن توحید و بندگی خدا بود و ابزار حفظ این فرهنگ و جامعه ممتاز از فرهنگهای رقیب، تعلم و تخلق است. در روایات بسیار میبینیم که امام باقر علیهالسلام همه شیعیان را به مجالس تعلم علوم الهی امر میکند و ائمه هدی علیهمالسلام پس از ایشان بر استمرار و حفظ این مجالس تأکید میکردند.
امام باقر علیهالسلام فرمودند: «رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْیَا الْعِلْمَ فَقِیلَ وَ مَا إِحْیَاؤُهُ قَالَ أَنْ یُذَاکِرَهُ بِهِ أَهْلَ الدِّینِ وَ الْوَرَعِ»؛ خداوند رحمت کند بندهای را که علم را احیا کند. پرسیده شد: احیای علم چیست؟ فرمود: آن را با اهل دین و تقوا مذاکره کند. همچنین فرمودند: «تَذَاکُرُ الْعِلْمِ دِرَاسَةٌ وَ الدِّرَاسَةُ صَلَاةٌ حَسَنَةٌ»؛ مذاکره علم، دراست است و دراست نمازی نیکوست. دراست، قرائتی همراه با تعهد و تفهم است؛ یعنی خواندنی همراه با حفظ و فهم. (۴) همچنین فرمودند: «تَذَکُّرُ الْعِلْمِ سَاعَةً خَیْرٌ مِنْ قِیَامِ لَیْلَةٍ»؛ یک ساعت یاد گرفتن و مذاکره علم از عبادت کردن از صبح تا شب بهتر است. (۵)
جاری شدن علم و اخلاق در شریانهای جامعه شیعه
بنابراین جامعهای که امام باقر علیهالسلام ترسیم میکند و در واقع بهصورت عملی نیز اجرا میشود، جامعهای است که در آن علمآموزی بالاترین ارزش را دارد. همه افراد جامعه تشویق میشوند علم اهلبیت را بیاموزند. چنین تشویقی از سوی امام موجی از اقبال شیعیان به یادگیری و تعلم پدید آورد؛ علمی که یکی از نتایج آن تخلق به اخلاق انسانی و اسلامی است. در کلمات ائمه علیهمالسلام آمده است: «لَا تَجْلِسُوا عِنْدَ کُلِّ عَالِمٍ إِلَّا عَالِمٍ یَدْعُوکُمْ مِنَ الْخَمْسِ إِلَى الْخَمْسِ مِنَ الشَّکِّ إِلَى الْیَقِینِ وَ مِنَ الْکِبْرِ إِلَى التَّوَاضُعِ وَ مِنَ الرِّیَاءِ إِلَى الْإِخْلَاصِ وَ مِنَ الْعَدَاوَةِ إِلَى النَّصِیحَةِ وَ مِنَ الرَّغْبَةِ إِلَى الزُّهْدِ»؛ نزد هر عالمی ننشینید مگر عالمی که شما را از پنج چیز به پنج چیز دیگر فراخواند: از شک به یقین، از کبر به تواضع، از ریا به اخلاص، از دشمنی به خیرخواهی و از دنیاطلبی به زهد. (۶)
این روایت پنج شاخصه جامعه شیعی را معرفی میکند: یقین، تواضع، اخلاص، خیرخواهی و زهد. تصور جامعهای که همه یا دستکم اکثر افراد آن چنین باشند، برابر با آرمانیترین جامعهای است که میتوان تصور کرد.
رسالت متولیان فرهنگ و دینمداران
بیشک باید جامعه را به سوی معارف امام باقر علیهالسلام سوق داد و برای این امر برنامهریزی کرد. جامعهای که طراحان و متولیان فرهنگی آن در این مسیر حرکت کنند، بیشک نجات جامعه را تضمینشده خواهند یافت. امام صادق علیهالسلام فرمودند: «تَزَاوَرُوا فَإِنَّ فِی زِیَارَتِکُمْ إِحْیَاءً لِقُلُوبِکُمْ وَ ذِکْراً لِأَحَادِیثِنَا وَ أَحَادِیثُنَا تَعْطِفُ بَعْضَکُمْ عَلَى بَعْضٍ فَإِنْ أَخَذْتُمْ بِهَا رَشَدْتُمْ وَ نَجَوْتُمْ وَ إِنْ تَرَکْتُمُوهَا ضَلَلْتُمْ وَ هَلَکْتُمْ فَخُذُوا بِهَا وَ أَنَا بِنَجَاتِکُمْ زَعِیمٌ»؛ به دیدار یکدیگر بروید، زیرا در دیدار شما احیای دلهایتان و یاد کردن از احادیث ماست و احادیث ما شما را به یکدیگر مهربان میکند. اگر به آنها عمل کنید هدایت و نجات مییابید و اگر رهایشان کنید گمراه و هلاک میشوید؛ پس آنها را بگیرید که من ضامن نجات شما هستم. (۷) بیشک جامعه امروز ما بر سر دو راهی نجات و هلاکت است و امام باقر علیهالسلام و دیگر ائمه هدایت، هم مقصد و جامعه ایدهآل را معرفی و هم راه رسیدن به آن را نشان داده و بدان امر کردهاند. روشن است که این دستورات در جامعه کنونی ما به فراموشی سپرده شده است و بار سنگین این گناه بزرگ، پس از متولیان فرهنگی، بر دوش جامعه دینمدار و متدین است؛ زیرا به سوی علوم باقری و صادقی علیهماالسلام نرفتهاند و نمیروند.
لزوم توجه بیشتر به نظامهای عقلانی، معرفتی و اخلاقی شیعه
هنگامی که به روایات ایشان بیتوجهی شود، رواج بیخدایی و نمادهای آن در جامعه امری طبیعی است. شیوع رفتارهایی که از فرهنگهای بیهویت نفوذ میکند نیز دور از انتظار نیست. بیاطلاعی جوانان از نظام عقلانی و معرفتی شیعه نتیجهای جز ایجاد زمینه ورود تفکرات الحادی ندارد. عدم شناخت نظام خانوادهای که ائمه اطهار بر آن تأکید کردهاند، نتیجهای جز آمار بالای طلاق نخواهد داشت و دوری از نظام اخلاقی اهلبیت نیز جز افزایش بیاخلاقیها، بزهکاریها و مشکلات دیگر نتیجهای ندارد.
تا زمانی که دینمداران به سوی نهادینه کردن روایات در جامعه نروند، هر روز بیش از روز قبل شاهد دینگریزی، سستی ایمان و پیامدهای آن خواهیم بود. جامعه ما جز رفتن به سوی معارف ناب احادیث راه دیگری ندارد؛ معارفی که جامعه را مبتنی بر توحید میسازد و دو بال پرواز به آن میدهد: بال تعلم و بال تخلق. جامعه عالم و بااخلاق، ارزشهای خود را بر اساس علم و اخلاق تنظیم میکند؛ اما جوامعی که از این علم و اخلاق دور باشند، ارزشهایشان بر شهوترانی، مدپرستی، غربزدگی و بیهویتی تعریف خواهد شد.
پینوشتها
۱. تحلیلی از زندگانی امام سجاد علیهالسلام، باقر شریف قرشی، ترجمه محمدرضا عطایی، ج ۲، ص ۷۰۴.
۲. الشعر و الغناء فی المدینة و مکه لعصر بنیامیه، شوقی ضیف، ص ۵۰.
۳. همان.
۴. بحار الأنوار، چاپ بیروت، ج ۱، ص ۲۰۶.
۵. بحار الأنوار، چاپ بیروت، ج ۱، ص ۲۰۴.
۶. بحار الأنوار، چاپ بیروت، ج ۱، ص ۲۰۵.
۷. وسائل الشیعة، ج ۱۶، ص ۳۴۶.
مقالات مشابه
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.
