شکلگیری عرفانهای نوظهور و مکاتب انحرافی نشانه تهیبودن جامعه از معارف امام باقر علیه السلام

خداوند متعال بر روی زمین جانشین تعیین کرده؛ این مطلب مورد تصریح قرآن کریم بوده و از آن به «خلیفة الله» یاد کرده است. هر جا که واژه «خلیفه» در قرآن آمده است، واژه «انی جاعل؛ من قرار میدهم» نیز آمده و این بدین معناست که خداوند این حق را برای خویش محفوظ داشته است که جانشین خویش را خودش اختیار کند و این اجازه را به کسی غیر از خودش نداده است؛ اگر چه که اهل شهری به بهانه اجماع شخصی را خلیفه خدا خوانند، در حقیقت جایی که اراده خداوند باشد اجماع همه عالم هستی بر مسئلهای هیچ ارزشی نخواهد داشت؛ چرا که «ید الله فوق ایدیهم» و اراده خداوند نیز مافوق همه ارادههاست.
علم، حکمت برگزیدن آدم
خداوند هر کسی را که بخواهد به عنوان خلیفه خویش قرار میدهد، از این رو خداوند در ابتدای خلقت کره خاکی اراده فرمود حضرت آدم را به عنوان خلیفه خویش بر زمین قرار دهد. با اینکه ملائکه همیشه در مقام عصمت خاص خویش هستند، خداوند متعال اراده کرده است تا حضرت آدم خلیفه شود. از آنجا که همه افعال خداوند از روی حکمت است، حکمت برگزیدن حضرت آدم برای مقام خلیفة اللهی را به ملائکه میفهماند. «و علم آدم الاسماء کلها»؛ علم را به آدم اعطا میکند و ملائکه را در رویارویی علمی با آدم قرار میدهد تا بر ملائکه واضح شود که سنخ علم آدم نسبت به علم ملائکه از شرافتی عظیم برخوردار است.
ابلیس ملاک برتری را در غیر علم دید
ملائکه به عدم علم خویش معترف گشته و در مقابل آدم به امر الهی به سجده میافتند. سجده در برابر آدم نشان از خضوع ملائکه دارد و خضوع ملائکه از روی معرفت به این نکته بود که حضرت آدم که به مقام خلافت الهی رسیده است و بر ملائکه برتری یافته است، فضیلتی به نام علم دارد. علم الهی، دلیل فضیلت و برتری میباشد که ملائکه را در مقابل آدم خاضع کرد. ابلیس با اینکه علم خاص آدم را که تعلیم خداوند متعال بود، دید و به آن علم پیدا کرد، اما ملاک برتری را در علم ندید و ملاک برتری را در ماده خلقت خویش که آتش بود، دید. مهم این نبود که مخلوق خداوند از نار است یا نور یا گِل، مهم این بود که ملاک برتری در عالم هستی «علم» است نه چیز دیگر.
علم تنها ملاک برتری است
ملاک برتری و افضلیتی که به دنباله آن خضوع و خشوع برای غیر را میآورد، علم است و هر کسی که غیر از علم را ملاک برتری بداند در حقیقت ابلیس است یا از پیروان ابلیس. برتر بودن عالم بر جاهل آن چنان بداهت و ضرورت دارد که نیاز به استدلال ندارد، از این رو به محض اینکه ملائکه برتری علمی آدم را یافتند، معترف به عجز خویش گشته و ندا دادند: «سبحانک لا علم لنا الا ما علمتنا» و همچنین خداوند برتر بودن عالم را بر جاهل با سوال مطرح کرده است: «هل یستوی العالم و الجاهل» علت اینکه خداوند مساوی نبودن عالم و جاهل را به شکل سوالی مطرح میکند، وضوح بیش از حد این مطلب است، از این رو کسانی که عالمان ربانی را رها کردهاند و به غیر عالمان الهی رجوع میکنند، زندگی شیطانی دارند؛ چرا که ابلیس علم را ملاک برتری ندانست و کسی که به دنبال اعلم امت است، زندگی مانند ملائکه دارد؛ چرا که ملائکه در مقابل علم الهی خاضع بودند.
امام باقر علیه السلام خلیفه خداوند بر روی زمین
حضرت محمد بن علی الباقر علیه السلام از خلفای خداوند بر روی زمین است. خداوند او را در کتب پیشینیان «باقر» نامید و پیامبر عظیمالشأن اسلام نیز در زمان حیاتش از آمدن او خبر داد و به صحابی جلیلالقدر خویش جناب جابر امر فرمود که «هر گاه او را دیدی سلام من را به او برسان و بدان که او باقر است یعنی شکافنده علم است» و جابر در دفعات مکرر که به زیارت آن امام همام میرفت کراراً خطاب میکرد: یا باقر یا باقر یا باقر.
ای باقر! ای باقر! ای باقر!
جابر بن عبدالله انصاری خطاب به حضرت محمد بن علی علیه السلام عرضه داشت: «رسول خدا بر تو سلام رساند» امام علیه السلام فرمود: «سلام بر رسول خدا مادامی که آسمانها و زمین دوام دارند و سلام بر تو جابر که سلام پیامبر را ابلاغ کردی» سپس جابر خطاب به حضرتش عرضه داشت: «یا باقر یا باقر یا باقر تو باقر هستی تو کسی هستی که حقیقتاً علم را میشکافی» سپس جابر خدمت امام مشرّف مىشد و در مقابل آن حضرت مىنشست و حضرت به او تعلیم مىفرمودند و چه بسا در آنچه جابر از رسول خدا صلّى الله علیه و آله نقل مىکرد، مرتکب اشتباه مىشد و حضرت اشتباهش را تصحیح مىفرمودند و جابر آن را از حضرت مىپذیرفت و به کلام خود رجوع کرده و مىگفت: «اى باقر، اى باقر، اى باقر خدا را شاهد مىگیرم که در کودکى حکمت به شما داده شده است.» (۱)
جابر با عمل خود علم امام باقر را به مدینه نشان میدهد
بسیار امر مهمی است، جابر که صحابی پیامبر بود و بنابر مبنای مخالفین، که در آن زمان در مدینه بسیار زیاد بودند، قول صحابی حجت است و بعد از پیامبر حتی میتواند منبع تفسیر قرآن باشد، در مقابل شخصی که علیالظاهر کودک است و حقیقتاً خلیفه خداوند، مانند شاگردی مینشیند و علم میآموزد و اگر جابر حدیثی از پیامبر نقل کند و در آن حدیث اشتباه نماید، امام باقر در سن طفولیت اشتباه جابر، صحابی کهنسال پیامبر را جبران میکند.
در حقیقت جابر «باقرِ علم بودن» امام علیه السلام را عملاً در مدینه که محل اجتماع مدعیان علم بود، نشان داد. عملاً نشان داد که علم این کودک با علم بقیه کسانی که ادعای علم دارند متفاوت است؛ چرا که جابر اگر میخواست علمی را بیان کند چارهای نداشت جز اینکه بگوید از پیامبر شنیدم یا پیامبر این گونه عمل کرد و همه علم اشخاص غیر از جابر نیز این بود که بگویند من از فلان صحابی شنیدم که پیامبر این گونه میفرمود و اگر علمی که ادعا میکردند مستند به سنت نبود ارزش دینی نداشت؛ چرا که بدعت بود.
امام باقر علیه السلام در سن کودکی و بعد از اینکه چند نسل از پیامبر فاصله داشت از پیامبر حدیث نقل میکند و از حدیث نقل کردن بالاتر، اشتباهات جابر را به او گوشزد میکند و این در مقابل چشم جامعه علمی مدینه است و جابر با این عملکرد عالم بودن کودکی که پیامبر به او لقب شکافنده علم را داده است بر همه روشن میکند.
جابر ابلاغکننده سلام پیامبر به امام و رساننده پیام به مدینه
جابر به همین مقدار نیز اکتفا نمیکند. او در میان مسجد نیز این حقیقت را برای مردم آشکار میکند، جابر در میان مسجد مینشست و میگفت: «یا باقر یا باقر یا باقر» او این کار را به حدی تکرار میکند که مردم مدینه میگویند «جابر هذیان میگوید» جابر در جواب مردم میگفت: «من هذیان نمیگویم، پیامبر فرموده است که تو مردی را از من درک خواهی کرد که همنام من است و شمایل او شمایل من میباشد. او علم را میشکافد و اظهار و آشکار میکند» جابر هنگامی که امام را در میان کوچهها میدید با صدای بلند او را باقر خطاب میکرد و سلام و پیام رسول خدا را به امام علیه السلام میرسانید ... (۲)
امام باقر وارث تمام علوم انبیا
امام محمد باقر بر تمامی مخلوقات زمان خویش برتری داشت؛ چرا که او وارث علوم تمام پیامبران بود از حضرت آدم تا حضرت خاتم و علاوه بر علم وراثتی که به او رسیده بود علم خاص امامت را نیز حامل بود و در یک کلام او خلیفه الهی بود و سزاوار سجده ملائکه بود. جابر سلام رسول خدا را به امام باقر رسانید و از قول پیامبر گفت که تو باقر هستی شکافنده علم و اظهار کننده علم میباشی.
جابر هر چند سلام پیامبر را به امام باقر میرساند، اما حامل پیامی از طرف رسول خدا برای همیشه تاریخ بود، او بر امام خویش با لقب باقر سلام میکرد تا به مردم مدینه بفهماند که اگر واقعاً خواستار علم هستید این همان کسی است که رسول خدا او را شکافنده علم نامیده است. اگر طالب دین رسول خدا هستید این کودک همان شخصی است که رسول خدا او را از خود دانسته و علم او علم رسول خداست. در حقیقت جابر به کنایه به مردم مدینه میفهماند که اگر علم صحیح میخواهید جایی جز محضر امام باقر علیه السلام نباید بروید. هر چند بعضی اهل آن زمان پیام جابر را با گوش دل شنیدند و امثال زراره و ابابصیر و ... شدند، اما گروهی هم نشنیدند پیام جابر را و عمری در گمراهی و ضلالت ابوحنیفههای زمان خود سپری کردند و عاقبت اهل دوزخ شدند.
جابر پیامرسان رسول خدا به امروزیان
اما پیام جابر محدود به مدینه نبود. پیام جابر امروز به ما هم رسیده است و ما هم آن امام همام را باقر خطاب میکنیم یعنی اعتقاد داریم که او است که شکافنده علم است و او است که علم صحیح را آشکار ساخته است، اما ای کاش این اعتقاد ما هم روزی رنگ عمل به خود بگیرد. جابر پیام رسول الله را به خوبی درک کرد و در اواخر عمر خویش با افتخار تمام شاگرد امام باقر علیه السلام شد و جرعه جرعه از علم ناب حضرت نوشید. آیا ما نیز امروز نباید پای درسهای امام باقر در حوزههای مختلف علمی بنشینیم؟
آیا امروز پیام رسول خدا را شنیدهایم؟
امروز با همه محبت و ارادتی که نسبت به امام باقر علیه السلام داریم جامعه ما تهی از علوم آن امام است. نشانه تهی بودن جامعه ما از معارف امام باقر علیه السلام شکلگیری عرفانهای نوظهور و مکتبهای انحرافی در میان جوانان جامعه شیعی ماست. محال است که کسی با معرفت امام باقر علیه السلام آشنا باشد و تفکری انحرافی عقیده او را رهزنی کند. ممکن نیست که جوانی سینهاش مملو از کلمات نورانی امام باقر شود و غفلت و شهوات او را نابود کند.
به راستی چرا در میان مجامع علمی برای دانشآموزان و دانشجویان و حتی طلبههای حوزههای علمیه به صورت فراگیر سیر مطالعاتی روایات امام باقر را نداریم؟ برای نمونه چرا درسی به نام توحید در کلام امام باقر علیه السلام در مراکز علمی نداریم؟ آیا در میان کتبی که هر سال منتشر میشود، کتابی هست که دیدگاههای علمی ائمه اطهار علیهم السلام را برای سنین مختلف و با بیانهای روان ارائه دهد؟
آیا هنوز پیام جابر بن عبدالله انصاری به گوش ما نرسیده است؟ یا رسیده است و با خیال راحت نشستهایم تا تفکرات منحرف جامعه ما را فراگیرد؟ چرا نباید به کتاب احتجاجات و مناظرات ائمه اطهار، بالاخص امام باقر و امام صادق علیهما السلام، هنوز که هنوز است به عنوان متن درسی نگاه شود؟ بیشک مهجور بودن کلمات ائمه در میان عموم جامعه و بالاخص خواص جامعه از مهجور ماندن قرآن کمتر نیست و قرآن نیز از مهجوریت خارج نخواهد شد جز زمانی که کلمات اهل بیت از مهجوریت در میان ما رهایی یابد؛ چرا که اهل بیت عصمت و طهارت ناطقان قرآن و قرآنهای ناطق هستند.
پینوشتها
۱- بحارالأنوار، ج ۴۶، ص ۲۲۵، باب ۳، مناقبه صلوات الله علیه و فیه
۲- بحارالأنوار، ج ۴۶، ص ۲۲۵، باب ۳، مناقبه صلوات الله علیه و فیه
۲- بحارالأنوار، ج ۴۶، ص ۲۲۵، باب ۳، مناقبه صلوات الله علیه و فیه
مقالات مشابه
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.
