علامه مجلسی، احیاگر مظلوم فرهنگ شیعه

مجلسی نه محدثی سادهنگر و سطحی و صرفاً روایتگر، بلکه عالمی نقاد و حدیثشناس و جداکنندهٔ سره از ناسره است.
تدبیر رسول خدا در حفظ و صیانت دین
خداوند متعال رسول گرانقدر خویش را به علم میستاید و دربارهٔ او میفرماید: «... وَ عَلَّمَکَ ما لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ... (۱) به تو تعلیم دادیم آنچه را که نمیدانستی.» بنابراین، سخنان پیامبر رحمت گوشهای از آن علم الهی بود که به ایشان تعلیم داده شده بود. رسول خدا برای حفظ این علم الهی و رسیدن آن به آیندگان، دستور اکید به کتابت احادیث دادند؛ هرچند برخی از منافقان در زمان حیات پیامبر، اصحاب را از کتابت حدیث منع میکردند.
عبدالله بن عمر میگوید: «من هر آنچه را از رسول خدا میشنیدم مینوشتم و میخواستم آن را حفظ کنم. گروهی از قریش مرا از این کار منع کردند و گفتند پیامبر در حال خشنودی و غضب سخن میگویند؛ این سخن منافقانه نشان از کفر گویندهٔ آن دارد. من از نوشتن دست برداشتم تا اینکه این مطلب را به پیامبر عرض کردم. رسولالله صلیاللهعلیهوآله فرمود: «أکتب، فوالذی نفسی بیده ما خرج منه إلا حق.» بنویس؛ قسم به آن کسی که جان من در دست اوست، از آن [دهان من] جز حق خارج نمیشود.» (۲) این روایت و روایات دیگری در این باب دلالت بر این مهم دارد که پیامبر اکرم اصرار بسیار زیادی برای مکتوب شدن احادیث داشتند؛ هرچند برخی از منافقان در زمان حیات ایشان از کتابت منع میکردند و هنگامی که پس از شهادت پیامبر قدرت را غاصبانه تصرف نمودند، منع کتابت و نقل حدیث را رسماً بخشنامه کردند.
تدوین کتابها در زمان ائمهٔ طاهرین علیهمالسلام
پس از پیامبر اکرم، اوصیای ایشان به این مهم اهتمام ورزیدند و شیعیان خود را به کتابت احادیث نبوی و احادیث ائمهٔ طاهرین امر نمودند. این اهتمام ویژهٔ اهلبیت علیهمالسلام باعث شد که شیعیان دست به تألیفهای گستردهای بزنند. کتابت حدیث و تألیفهای شیعیان در زمان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام به اوج خود رسید؛ تا جایی که پس از این دو امام، شیعه برای هر آنچه که در امور دینی خود بدان نیاز داشت، تألیف و مکتوبی داشت. (۳) به ارشاد و امر اهلبیت علیهمالسلام و اهتمام ویژه و پرکاری و تحمل مشقتهای طاقتفرسا توسط شیعیان، مکتب شیعه دارای انبوهی از تألیفها و کتابهای مختلف در علوم متنوع شد. در این باره محقق بحرانی مینویسد: «روش و شیوهٔ قدمای اصحاب امامیه در عصر حضور ائمه، در مدتی بیش از سیصد سال تا زمان محمدون ثلاث ـ شیخ کلینی، شیخ صدوق و شیخ طوسی ـ سنت ضبط احادیث و تدوین آن در مجالس ائمهٔ طاهرین بود. ایشان در کتابت آنچه از معصومین میشنیدند شتاب داشتند؛ چراکه از عارض شدن سهو و فراموشی میترسیدند.» (۴) بنابراین، مکتب شیعه در زمان حضور معصوم به برکت کتابهای بسیاری که تألیف شده بود، دارای غنای علمی و فرهنگی شد. از آنجا که به تدبیر ائمه علیهمالسلام این علوم و معارف تدوین و مکتوب شده بود، این فرهنگ عظیم در تاریخ ماندنی شد؛ چراکه یکی از کارکردهای کتاب، انتقال فرهنگ و دانش به نسلهای بعدی است. ائمهٔ طاهرین علیهمالسلام بهخوبی نسلهای آینده را از معارف و علوم مختلف اسلامی غنی کردند. حجم بالای این نگاشتهها به حدی بود که در میان دانشمندان شیعه عدهای به کار فهرستنگاری مشغول شدند و کتابهای فهرستی مختلفی برای فهرست شدن این کتابها تألیف شد.
کتاب، سرمایهٔ عظیم شیعه
بیشک محدثان پرکار شیعه سرمایهٔ فرهنگی عظیمی را برای شیعه به ارث گذاشتند؛ سرمایهای که از جنس کتاب و نگاشتههای کلمات نورانی و علوم وحیانی ائمهٔ طاهرین بود. مکتب شیعه، به یمن وجود اهلبیت و مجاهدتهای بزرگانی چون زراره، هشام بن حکم، محمد بن مسلم، ابن ابیعمیر و بزنطی و دهها محدث جلیلقدر، چنین پشتوانهٔ علمی عظیمی را دارا شد.
یکی از مهمترین وظایف همهٔ شیعیان عصر غیبت، بهویژه علما و خواص جامعه، حفظ و نشر این کتابهای ارزشمند و گرانقیمت است. اما با تأسف بسیار، بسیاری از این کتابها در طول تاریخ از دست رفت. استیلای فراعنه در زمان غیبت و اهتمام مکاتب رقیب به محو مذهب شیعه، عامل اصلی از بین رفتن بسیاری از این کتابها شد. از جمله میتوان به حملهٔ تندروهای حنبلی به کتابخانهٔ عظیم شیخ طوسی در بغداد اشاره کرد. در این یورشها دو بار کتابخانهٔ بزرگ شیخ طوسی به آتش کشیده شد و بسیاری از کتابها از بین رفت. از طرف دیگر، گذر زمان باعث شده بود گرد فراموشی بر بسیاری از این کتابها بنشیند و موجب اندراس و انزوای این کتابهای ارزشمند شود.

علامه مجلسی، احیاگر کتابها و فرهنگ ناب شیعی
بزرگمردی اهل علم و حدیث در قرن یازدهم ظهور کرد؛ زمانی که میرفت تا این میراث فرهنگی عظیم شیعه به فراموشی سپرده شود، عالمی جلیلالقدر به نام مجلسی دست به شاهکاری سترگ زد. او برای حفظ کتابهای شیعه، تلاشی بیوقفه، طاقتفرسا، اما خستگیناپذیر را آغاز کرد. او که توانسته بود از امکانات زمان خود بهترین استفاده را بکند، با همتی عالی دست به جمعآوری کتابهای معروف، معتبر و مشهور شیعه زد. او اقصی نقاط جهان اسلام و هر جا را که احتمال وجود کتابی از میراث حدیثی شیعه در آن میداد جستوجو کرد. وی توانست بسیاری از نسخههای معتبر کتابهای گذشتگان را بیابد. ایشان برای حفظ این آثار، کتابی عظیم و حیرتآور به نام «بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار» تألیف نمود.
بحارالانوار دایرةالمعارفی جامع و در عین حال متقن و معتبر شیعی است. مرحوم مجلسی برای حفظ و احیای کتابهای گذشتگان، علاوه بر جمعآوری کتابهای عصر حضور، آنها را در موسوعهٔ خویش دستهبندی و باببندی نمود. این کار باعث شد که منظومهٔ فکری شیعه بهصورت منسجم و با استناد به احادیث معتبر در بحار نمایانده شود. علاوه بر آن، برای حدیثپژوهان آینده دسترسی به احادیث دربارهٔ یک موضوع خاص را بسیار آسانتر نمود. از طرف دیگر، با این تألیف آثار پراکندهٔ گذشتگان در این موسوعه حفظ و احیا شد.
مجلسی با کتابهای متنوع و بااهمیت خویش که در رأس آنها بحارالانوار است، توانست فرهنگ ناب شیعی و کتابهای آن را احیا کند و برای آیندگان از فراموشی و نابودی مصون بدارد.
صاحب بحار هفتاد و سه بهار را تجربه نمود و بیش از سیصد سال از سفر ابدی او میگذرد، اما همچنان سفرهٔ پرنعمت و برکت علمی او روزیرسان دینپژوهان است و تا زمان ظهور حجت، کتابهای او از جمله بحار به پویندگان علم و دانش روزی خواهد داد؛ همانگونه که ایشان در مقدمهٔ بحارالانوار نگاشته است: «فأرجو من فضله سبحانه على عبده الراجی رحمته و امتنانه أن یکون کتابی هذا إلى قیام قائم آل محمد علیهم الصلاة و السلام و التحیة و الإکرام مرجعا للأفاضل الکرام و مصدرا لکل من طلب علوم الأئمة الأعلام و مرغما للملاحدة اللئام....»؛ امید دارم که خداوند سبحان از فضلش بر این بندهٔ امیدوار به رحمت و منتش، این کتاب را تا قیام قائم آل محمد علیهمالصلاةوالسلام مرجع برای فضلا و علما قرار دهد و این کتاب مصدر باشد برای هر کسی که علوم اهلبیت را طلب میکند و باعث خاکمالیده شدن دماغ ملحدان لئیم باشد.
مجلسی، احیاگر مظلوم فرهنگ شیعه
مجلسی بزرگتر از آن است که بتوان در چنین یادداشت کوتاهی او را به تصویر کشید و در عین حال، در جامعهٔ علمی و فرهنگی ما از مظلومترین افراد است.
از جمله ظلمهایی که به مجلسی شده است، تهمتهای ناروایی است که به او زده شده و با تأسف بسیار، این تهمتها و دروغها در ذهن بسیاری از مردم و حتی دانشپژوهان تبدیل به واقعیت شده است.
از جمله تهمتها، اتهام مخلوط کردن حق و باطل، درست و غلط در بحارالانوار است. اینگونه وانمود میکنند که مرحوم مجلسی با چشمان بسته احادیث را جمعآوری کرده است و تنها هدفش تألیف و تجمیع احادیث بوده است؛ از این رو در این کتاب اغلاط و خطاهای بسیاری وجود دارد. تا جایی که برخی از اندیشمندان نوشتهاند: «غرض مجلسی از گرد آوردن بحار نگه داشتن این حدیثهاست نه بیان درستی و نادرستی آنها؛ بدین رو آنها را بحار نامیده است. دریا چنانکه درّ و گوهر را در خود دارد، از خزف نیز تهی نیست و این گوهرشناس است که باید درّ را از خزف جدا سازد.» و با کمال تأسف، این نگارنده توجه نداشته است که نام کتاب مجلسی بحار، یعنی دریاها، نیست؛ بلکه نام کتاب او «دریاهای نور، جامع گوهرهای اخبار ائمه» است.
گروه دیگر مدعی هستند که مرحوم مجلسی در مقدمهٔ کتاب خود عنوان نموده است که ایشان احادیث مورد اعتماد و غیرموثق را در بحار جمعآوری نموده است؛ در حالی که مجلسی هیچگاه نه در مقدمهٔ بحار و نه در جایی دیگر چنین سخنی یا شبیه به آن را ننوشته است، بلکه وی در مقدمه مینویسد:
«ای برادران دینی من و ای دوستان ائمهٔ طاهرین علیهمالسلام! اگر شما در اظهار دوستی خود صادق هستید، بشتابید به جانب خوانی که من گستردهام، با دستهای اعتراف و یقین آن را بگیرید، با وثوق و اطمینان به آن چنگ زنید ...»
«برادران من! به شما مژده میدهم به کتابی که جامع مقاصد و دارای نکات بینظیری است که روزگار به خوبی و روشنی آنها نیاورده است، و ستارگانی است که از افق غیب درخشیده و چشم بندگان به روشنی و درخشندگی آنها ندیده است؛ رفیق شفیقی است که پیش از این کسی در صداقت و وفا مانند آن را یاد ندارد.... من نظر به اینکه این کتاب مشتمل بر انواع علوم و حکمتها و اسرار است و از مراجعه به تمام کتابها بینیازکننده میباشد، آن را «بحارالانوار»، یعنی دریاهای نور، جامع گوهرهای اخبار ائمهٔ اطهار علیهمالسلام، نامیدم.» (۵)

توجه ویژهٔ مجلسی به اعتبار احادیث کتاب بحارالانوار
مجلسی نه محدثی سادهنگر و سطحی و صرفاً روایتگر، بلکه عالمی نقاد و حدیثشناس و جداکنندهٔ سره از ناسره است. بیان این مطلب فرصتی دیگر میطلبد، اما تنها به این نکته اشاره میشود که مجلسی صرفاً در صدد تجمیع احادیث نبوده است؛ چرا که برخی از کتابها را مرحوم مجلسی از درجهٔ اعتبار ساقط میداند و از آنها نقل نمیکند و به برخی از کتابها اعتماد کامل ندارد؛ لذا تنها روایاتی را از این کتابها نقل میکند که دلیلی برای اعتبار آن احادیث، مانند همسویی آن احادیث با آیات قرآن و احادیث معتبر دیگر، داشته باشد. به عنوان نمونه، وی در مقدمه دربارهٔ کتاب مصباح الشریعه مینویسد: «در کتاب مصباح الشریعه مطالبی وجود دارد که خردمند ماهر را به شک میاندازد. اسلوب آن شبیه سایر کلمات و احادیث و آثار اهلبیت علیهمالسلام نیست. شیخ طوسی در کتاب مجالس خود بعضی از روایات مصباح الشریعه را چنین نقل میکند: روایت کردهاند برای ما جماعتی از ابیمفضل شیبانی با اسنادش از شقیق بلخی، از فردی از اهل علم که برای او روایت کرده است. این نحوهٔ نقل روایت بیانگر این است که مصباح الشریعه نزد شیخ و در عصر او موجود بوده و از آن روایت میکرده، اما اطمینان کاملی به آن نداشته است و نزد او انتساب روایات آن به امام صادق علیهالسلام ثابت نبوده؛ چون سند آن به صوفیه، شقیق بلخی، منتهی میشود و از این رو مشتمل بر اصطلاحات و تعابیر صوفیان و مبتنی بر روایت از مشایخ آنان و کسانی است که صوفیان در روایاتشان به آنان اعتماد دارند.» (۶)
از اینگونه تعبیرها در مقدمهٔ کتاب بحار دربارهٔ برخی از کتابها وجود دارد. بنابراین، مرحوم مجلسی توجه و دقت نظر بر مطمئن و مورد وثوق بودن روایات کتاب شریف بحارالانوار داشته است و نمیتوان به دلایل واهی اعتبار کتاب بحارالانوار را زیر سؤال برد یا از ارزش کار بزرگ مرحوم مجلسی کاست. (۷)
پینوشتها
۱- نساء، ۱۳.
۲- عن عبدالله بن عمرو، قال: کنت أکتب کل شئ أسمعه من رسول الله صلى الله علیه ]وآله [وسلم أرید حفظه، فنهتنی قریش عن ذلک، وقالوا: تکتب ورسول الله صلى الله علیه وسلم یقول فی الغضب والرضى؟ فأمسکت حتى ذکرت ذلک لرسول الله صلى الله علیه ]وآله [وسلم، فقال: أکتب، فوالذی نفسی بیده ما خرج منه إلا حق. تهذیب الکمال، المزی، ج ۳۱، ص ۳۹.
۳- الکافی (ط ـ الإسلامیة)، ج ۱، ص ۵۷.
۴- أنه کان دأب قدماء أصحابنا المعاصرین لهم (علیهم السلام) إلى وقت المحمدین الثلاثة فی مدة تزید على ثلاثمائة سنة ضبط الأحادیث وتدوینها فی مجالس الأئمة، والمسارعة إلى اثبات ما یسمعونه خوفا من تطرق السهو والنسیان، الحدائق الناضرة، المحقق البحرانی، ج ۱، ص ۹.
۵- بحارالانوار، جلد ۱، ص ۵.
۶- بحارالانوار، جلد ۱، ص ۳۲.
۷- البته این بدان معنا نیست که مرحوم مجلسی دارای عصمت باشد. هر پژوهشگری حق تحقیق یا نقد، حتی دربارهٔ کتاب مرحوم مجلسی، را دارد؛ اما باید محققی باشد که با مبانی اعتبارسنجی، تاریخ حدیث شیعه و احادیث شیعه آشنایی قابل قبولی داشته باشد.
مقالات مشابه
۲۶ مرداد ۱۴۰۵
الیوم روزی که آسمان لبخند زد(بخش دوم)الیوم :عزت دین ،عظمت ایمان،هویت جاودان
حامد صارمغدیرنبأالعظیم
۲۱ مرداد ۱۴۰۵
«تحلیل انتقادی اشکالات ابنتیمیه بر حدیث ثقلین و ارزیابی پاسخهای میرحامد حسین در عبقات الأنوار»
نقد ابنتیمیه بر حدیث ثقلینوجه دلالت حدیث ثقلینحامد صارم
۱۶ مهر ۱۴۰۴
“تشیید المطاعن: تحلیل علمی رد ادعای مشروعیت خلفای نخستین”(۱۴) مقتولِ مستند به قرآن؛ قاتلِ قدرتطلب شهوت ران
ان صلاتک سکن لهمتشیید المطاعنتشیید المطاعن لکشف الضغائن
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.
