کودکی جوادالائمه؛ معجزهای جاوید

امامت امام جواد(ع) تجلی امامتی است که خداوند در قرآن تبیین کرده است.
امامت جوادالائمه نتیجه منازعات سیاسی زورمندان و آزمندان قدرت نبود. در این صورت محال بود که در عرصه رقابت سیاسی، طفلی پنجساله گوی سبقت را از کهنهکاران عرصه سیاست برباید؛ عرصهای که مدعیان ریاست و طمعورزان قدرت بسیار دارد.

حضرت ابراهیم(ع) در کهنسالی، پس از آزمایشهای سخت به مقام امامت رسید. خداوند متعال او را پس از مقام نبوت و رسالت، به مقام امامت رساند و خطاب به او فرمود: «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً»؛ من تو را امام قرار دادم. روشن است که آیه شریفه قرآن در امر امامت هیچ نقشی برای مردم قرار نداده است. جعل و انتصاب این مقام، تماماً کاری الهی است؛ زیرا امامت عهد الهی است که خداوند متعال آن را به کسی که سزاوار آن است میرساند. حضرت ابراهیم(ع) به سبب عظمت این جایگاه و رفعت این مقام، آن را برای ذریه خویش درخواست میکند: «قالَ وَ مِن ذُرِّيَّتي» و خداوند در استجابت این دعا، ذریه ظالم را استثنا میکند: «لا يَنالُ عَهدي الظّالِمينَ». دعای حضرت ابراهیم درباره ذریهای که در سراسر زندگی خویش از هرگونه ظلم منزه هستند، اجابت شد و این عهد الهی، یعنی امامت، به بعضی از ذریه حضرت ابراهیم(ع) رسید.
امامت شیعه، امامتی قرآنی است
بنابراین، قرائت شیعی از امامت کاملاً منطبق بر منطق و چارچوب قرآن کریم است. خداوند در قرآن کریم هم ویژگیهای «امام» را معرفی میکند و هم تا حدود زیادی ما را به مصداق «امام» رهنمون میسازد؛ هرچند برای تبیین روشن و شفاف مصداق آن باید به پیامبر رجوع شود.
خداوند متعال در آیات قرآن، امام را شخصی میداند که بهنحو مطلق غیرظالم باشد؛ از بدو تولد تا لحظه رسیدن به مقام امامت، نه خطایی مرتکب شده، نه لغزشی دارد و نه گناهی از او سر خواهد زد. به تعبیر دیگر روایات، تنها معصوم میتواند امام باشد. در عین حال، شجاعت و علم نیز با او همراه است. همچنین خداوند به «امام» کتاب را تعلیم داده، به او حکمت اعطا کرده و اطاعت از او را واجب قرار داده است.
از سوی دیگر، شخصی که خداوند چنین ویژگیهایی را به او عطا کرده است، آنگاه «امام» خوانده میشود و به مقام امامت میرسد که خداوند متعال او را برای چنین مقامی قرار دهد.
بنابراین، امامت قرآنی که شیعه به آن معتقد است دو جنبه مهم دارد: یکی خصوصیات «امام» که ویژگیهایی منحصربهفرد است و خداوند به شخصی خاص اعطا میکند؛ و دیگری «جعل» خداوند. به عبارتی دیگر، شخصی که ویژگیهای بلندِ عدم ظلم، علم، شجاعت، حکمت و مانند آن را دارد، هنگامی که خداوند متعال او را امام قرار دهد، میتواند بر منصب امامت تکیه زند.
شیعه مذهبی است که اصل و فرعش بر قرآن کریم و بیانات پیامبر اکرم(ص) بنا شده است. از این رو، طبق آموزشهای قرآن کریم در هر عصر و زمانی در پی امامی است که خداوند متعال برای او جعل امامت کرده است. شیعه از سویی دلیلی میطلبد که اثبات کند شخص مدعی امامت از سوی خداوند متعال به این مقام نائل شده است و از سوی دیگر، شخص مدعی امامت را کسی میداند که بتواند بهدرستی به پرسشهای مطرحشده از سوی شیعیان پاسخ دهد.
بنابراین، از این دو جهت، علم و تعیین الهی، امامت تفاوتی با نبوت ندارد. همانگونه که تعیین نبی به دست خداوند است، تعیین امام نیز تنها در اختیار خداوند متعال است.
امامی در سن کودکی
این حقیقت در همه امامان شیعه جاری است و همه شیعیان درباره همه ائمه خود چنین اعتقادی دارند؛ اما این اعتقاد در زمان امامت امام جواد(ع) بسیار پررنگتر جلوه کرد. امامت امامان پیشین در سنین بالا بود و از جهت عرفی، نزد مخالف و موافق منطقی به نظر میرسید که شخصی عاقل و بالغ و دارای علم فراوان، رهبری یک مذهب را برعهده بگیرد. اما در نگاه مخالفان، ناممکن بود که رهبری مذهب تشیع را کودکی برعهده گیرد که کمتر از ده سال سن دارد؛ مذهبی که فقیهان بزرگ و متکلمان زبردست داشت و در عرصههای علمی و میدانهای مناظره از دیگران پیشی گرفته بود. این مذهب، اندکی پیش از امامت امام جواد(ع)، در مجالس مناظره همه ادیان و مذاهب رقیب را شکست داده و ناتوانی آنان را در پاسخ به پرسشها و اشکالات نشان داده بود؛ همچنین وارث انبوهی از کتابهای تألیفشده در علوم گوناگون بهدست بزرگان شیعه بود. اکنون چنین مذهبی را فردی امامت میکند که بیش از نه بهار از زندگی او نگذشته است.
درون شیعه نیز شبکه عظیم وکلا وجود داشت که همه شیعیان را در سراسر بلاد اسلامی به نهاد امامت مرتبط میکرد. بیتردید شبکه وکالت نمیتوانست آشکارا فعالیت کند؛ بلکه باید چنان مدیریت میشد که افزون بر حفظ جان شیعیان، بتواند بهعنوان یکی از ابزارهای رهبری جامعه شیعه نقش ایفا کند. حضرت امام جواد(ع) در سن کودکی رهبری و مدیریت این شبکه عظیم وکالت را برعهده گرفت.
اهمیت مسئله آنجاست که او در پنجسالگی، یعنی در زمان امامت امام رضا(ع)، مدیریت و هدایت شبکه وکالت را برعهده گرفت. روشن است که رهبری یک جامعه به زمینهای بسیار قوی درون آن جامعه نیاز دارد تا رهبری شخصی مورد پذیرش عمومی افراد جامعه قرار گیرد. در دنیای امروز نیز همه احزاب و نهادهای سیاسی برای رهبری شخصی خاص زمینهسازی فراوان میکنند و میکوشند برای شخص موردنظر در جامعه جایگاهی بیابند. از این زاویه، رهبری شیعیان در شبکه وکالت اهمیتی بسزا دارد.
امامتی با منزلت انبیا
امام رضا(ع) در زمان حیات خویش بارها امامت ایشان را اعلام فرمود و زمانی که او در گهواره بود، برایش نامه نگاشت. امام جواد(ع) حامل نامه را که شخصی نابینا بود، شفا داد.
هنگامی که برخی به امامت کودکی کمسن اعتراض میکردند و برایشان دشوار بود که خداوند عهد امامت را بر عهده کودکی کمسال بگذارد، امام رضا(ع) در پاسخ، آنان را به قرآن ارجاع میداد؛ آنجا که درباره حضرت یحیی میفرماید: «يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا»؛ ای یحیی، کتاب را با قوت بگیر و ما در کودکی به او حکم، یعنی حکمت، دادهایم. آری، امامتی که شیعه به آن معتقد است منزلت انبیا را دارد و با مودت یا قهر و غلبه تحقق نمییابد.
امامت جوادالائمه نتیجه منازعات سیاسی زورمندان و آزمندان قدرت نبود. در این صورت محال بود که در عرصه رقابت سیاسی، طفلی پنجساله گوی سبقت را از کهنهکاران عرصه سیاست برباید؛ عرصهای که مدعیان ریاست و طمعورزان قدرت بسیار دارد.
سند حقانیت شیعه
امامت امامی در خردسالی و مناظره او با بزرگترین فقیه درباری مأمون، خود نشان از رقابت سخت برای زیر سؤال بردن امامت او بود. اما خداوند متعال کسی را که امام قرار میدهد، وارث علوم انبیا و ائمه گذشته میگرداند. از این رو، در یک مجلس، یحیی بن اکثم، پیرمرد مدعی فقاهت در دستگاه عباسی، به بدترین وضع مفتضح شد؛ بهگونهای که خلیفه عباسی و عباسیانی که دشمنان قسمخورده نهاد امامت بودند و دستانشان به خون بسیاری از ائمه شیعه آلوده بود، اعتراف کردند که در برابر علم این کودک، حقیر و ناچیزند.
آری، امامت امام جواد(ع) سند حقانیت مذهب شیعه است. امامت او در هشتسالگی، مناظره علمی او، پاسخهای علمیاش به فقیهان سترگ و متکلمان زبردست شیعه و مبارزهطلبی علمی او با اندیشوران در زمانی که نهضت ترجمه کتابهای یونانی به اوج خود رسیده بود، آشکار ساخت که امامت او آسمانی است و مذهب شیعه مذهبی است که بهواسطه امامش به آسمان متصل است.
امامی که امامتش از آسمان است
کدامیک از مذاهب مدعی میتوانند امامی مانند امام جواد(ع) معرفی کنند؟ امامی که در پنجسالگی و حتی کمتر از آن، همه عالمان زمان او در برابرش خضوع و خشوع کنند؟ کودکی جوادالائمه(ع) حقانیت ادعای شیعه، یعنی ادعای الهی بودن امر امامت، را بیش از پیش آشکار ساخت.
امامت امام جواد(ع) تجلی امامتی است که خداوند در قرآن تبیین کرده است؛ امامتی که تنها خداوند میداند چه کسی باید بر این منصب تکیه زند، امامتی که خداوند برای مردم در انتخاب آن اختیاری قرار نداده و امامتی که مبتنی بر علم و شجاعت است.
شاید به سبب این مسئله بسیار مهم بود که جریان انحرافی واقفه نتوانست استمرار یابد؛ زیرا شیعه دوازدهامامی از امامی پیروی میکند که الهی بودن او کاملاً هویدا و آشکار است؛ امامتی که هر لحظه آن، مانند تکلم مسیح در گهواره، معجزه است. جهت اعجاز آن چنان پررنگ است که جایی برای شک و تردید در الهی بودن آن باقی نمیگذارد. از این رو، کسانی که بر امامت موسی بن جعفر(ع) توقف کرده بودند، نمیتوانستند امامت کودکی را در خردسالی انکار کنند.
بنابراین، امامت جوادالائمه در خردسالی، افزون بر آنکه نشان داد امامت شیعه کاملاً و صددرصد مبتنی بر قرآن و مستقیماً جعل و اراده خداوند متعال است، همه رقیبان فکری جامعه شیعه را باطل اعلام میکند؛ خط بطلانی بر سقیفهایان، واقفه و هر تفکری که نهاد امامت در شیعه را نهادی غیرخدایی بداند.
مقالات مشابه
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.
