عرفه، عرفان و آخرین ذخیرهٔ خدا

آیا برای کسی که شناختی از امام زمان خویش ندارد، خورشید صبح عرفه طلوع خواهد کرد؟
شیعه اصل عبادت را معرفت و بینش میداند
این اختلاف نگرش، تفاوتهای بسیاری ایجاد میکند؛ از جمله اینکه عبادت در مکتب شیعه بر مبنای معرفت و نگرش صحیح است. اگر عبادت بدون بینش و معرفتی از جانب خداوند متعال باشد، اعمال و عبادات کاملاً فاقد ارزش است و اگر همراه با شناخت حق نباشد، نماز خواندن و ارتکاب فعل حرام یکسان دانسته شده است. در واقع، عبادت بدون معرفت خالق و شناخت حقیقت، صرف مناسکی بیروح است که ارزشی ندارد؛ باعث تعالی و کمالی نخواهد شد و آن عبادت و بندگی، خشوع و خضوع و انصاف را به همراه نخواهد داشت. نمونهٔ بارز آن را میتوان امروزه در پیروان سقیفه دید که با وجود ادعای عبادت و توحید ربوبی، از انسانیت و ادب توحیدی بهرهای نبردهاند و وحشیانهترین جنایات بشریت را مرتکب میشوند.
عرفه، زمانی برای معرفت
روز عرفه زمانی برای معرفت به توحید است. وقوف در عرفات فرصتی برای یافتن خویشتن، اظهار خضوع و خشوع در مقابل حضرت حق و یافتن معرفت توحیدی است. عرفات سرزمین معرفت و وادی شناخت است؛ از این رو این سرزمین محل نزول معرفت خداوند متعال است، چرا که در این وادی بندگان به یکتایی حضرت حق اعتراف میکنند و در این سرزمین اقرار میکنند که به خویشتن ظلم کردهاند. در این سرزمین است که توبهٔ آدم پذیرفته شده است.
توبهٔ آدم در عرفات
حضرت آدم، آنگاه که از جوار حضرت حق دور شد و از باغ بهشتی به زمین فرود آمد، چهل روز هر بامداد بر فراز کوه صفا با چشمی گریان در حال سجده بود. جبرئیل (ع) فرود آمد و پرسید: «چرا گریه میکنی، ای آدم؟» گفت: «چرا نگریم، در حالی که از جوار خداوند به این دنیا فرود آمدهام؟» گفت: «به درگاه خدا توبه کن و به سوی او بازگرد.» گفت: «چگونه؟» جبرئیل در روز هشتم ذیالحجه آدم را به منا برد. آدم شب را در آنجا ماند و صبحگاهان عازم صحرای عرفات شد. جبرئیل هنگام خروج از مکه، احرام بستن و لبیک گفتن را به او آموخت و چون عصر روز عرفه فرا رسید، آدم را به غسل فراخواند و پس از نماز عصر، او را به وقوف در عرفات دعوت کرد و کلماتی را که حضرت آدم با آن توبه نمود به او یاد داد؛ کلماتی که از پروردگار دریافت کرده بود: «سبحانک اللهم و بحمدک لا اله الا انت علمت و ظلمت نفسی واعترفت بذنبی اغفر لی انک انت الغفور الرحیم.» جز تو خدایی نیست؛ کار بدی کردم و بر خود ظلم نمودم. اکنون به گناه خود اعتراف میکنم؛ مرا ببخش که تو بخشنده و مهربانی.
آدم (ع) تا غروب آفتاب همچنان دعا میکرد و با تضرع اشک میریخت. وقتی آفتاب غروب کرد، همراه جبرئیل روانهٔ مشعر شد و شب را آنجا گذراند. صبحگاهان در مشعر برخاست و به دعا پرداخت، تا اینکه سرانجام بخشیده شد.

حضرت آدم وارد حصن توحید شد
آری! حضرت آدم با جاری کردن کلمهٔ مقدس توحید «لا اله الا انت» وارد حصن توحید شد. عمل مهم او در عرفات این بود که خاضعانه وارد این دژ شد و هر کس که در این قلعهٔ توحید وارد شود، از عذاب الهی در امان است. «لا اله الا الله» گفتن حضرت آدم از آن رو باعث بازگشت خداوند به رحمت خویش شد که حضرت آدم به این کلمات معرفت و شناخت داشت. به بیان امام رضا علیهالسلام، ورود به حصن توحید مشروط به شروطی است و بدون آن شروط کسی نمیتواند وارد این دژ شود. حضرت آدم این شروط را بهخوبی میشناخت؛ یا به بیانی دیگر، توحید او همراه با شروط توحید بود؛ چرا که حضرت آدم همان کسی است که خداوند متعال دربارهٔ او میفرماید: «و علم آدم الأسماء کلها»؛ خداوند همهٔ اسماء را به حضرت آدم آموخت. بنابراین، او با معرفت و شناخت وارد عرفات شد و کلمهٔ توحید را بر زبان جاری ساخت. از این رو در روایات دیگری نیز آمده است که کلماتی که حضرت آدم علیهالسلام بر زبان راند، سوگند دادن خداوند به خمسهٔ طیبه بود. این روایات با یکدیگر تعارضی ندارند؛ چرا که یک دسته کلمهٔ توحید را بیان میکند و دستهٔ دوم شرط ورود به حصن توحید را یادآور میشود.
عرفه و معرفت خدا
عرفه بدون معرفت خداوند، عرفانی نخواهد داشت و وقوف در عرفات باید وقوفی عارفانه باشد؛ وگرنه رحمتی از جانب خداوند نازل نخواهد شد. دربارهٔ معرفت خداوند سخن بسیار است، اما در اینجا به روایتی از امام باقر علیهالسلام اشاره میشود که تعریفی جامع از معرفت خداوند ارائه میدهد. در این روایت تصریح شده است که اگر چنین معرفتی نباشد، عبادت خداوند از روی گمراهی خواهد بود. ابوحمزه میگوید امام باقر علیهالسلام به من فرمود: «تنها کسی خداوند را عبادت میکند که خداوند را بشناسد و کسی که خداوند را نشناسد، مانند این جماعتِ مخالفان از روی گمراهی خدا را عبادت میکنند؛ عبادت ایشان گمراهی است.» پرسیدم: «معرفت خدا چیست؟» امام باقر علیهالسلام فرمود: «باور داشتن خدای عز و جل و باور داشتن پیامبرش (ص) و دوست داشتن علی (ع) و پیروی از او و از ائمهٔ هدی علیهمالسلام و بیزاری جستن به خدای عز و جل از دشمن ایشان؛ خداوند عز و جل اینگونه شناخته میشود.» (۱) بنابراین، مادامی که امام برحق شناخته و تصدیق نشود و از دشمنان ایشان اعلام بیزاری نشود، خداوند شناخته نشده است.
تسلیم، نشانهٔ معرفت داشتن به خدا
از یک زاویه میتوان گفت نپذیرفتن آن حجت و امامی که خداوند متعال تعیین کرده است، برابر با انکار خداوند و نادیده انگاشتن حکم ملوکانه و الهی اوست. بنابراین، کسی که آن ولی را میپذیرد و تصدیق میکند و با اعلام برائت از دشمنان آن حجت الهی، التزام عملی خویش را نشان میدهد، یعنی خداوند را شناخته است و باور داشته است که تنها او «رب» است و خداوند تعیینکنندهٔ جانشین خویش بر روی زمین است. او خداوند را سزاوار اطاعت دانسته است؛ بنابراین چنین شخصی معرفت و شناخت خداوند متعال دارد و اعمال و عبادات او نزد خداوند متعال از ارزشی والا برخوردار است.
اهلبیت علیهمالسلام، باب معرفت الهی
از جهتی دیگر، خداوند متعال برای هر چیزی وسیله و سببی قرار داده است. این سنت الهی در باب معرفت نیز جاری و ساری است. این بدان معناست که خداوند متعال برای معرفت خویش نیز ابوابی قرار داده است که بدون آن باب نمیتوان به شناخت خداوند دست یافت. و فرمودهاند هر کسی که بخواهد از غیر آن باب وارد شود، سارق نامیده میشود؛ و سارق را در عرفه به عرفات، وادی عرفان، راه نخواهند داد.
خداوند متعال میفرماید: «... لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون ...»؛ پسندیده نیست که از پشت خانهها به آنها داخل شوید، ولی پسندیده راه کسانی است که پروا میکنند؛ و از درها به خانهها درآیید و از خدا بترسید تا رستگار شوید.
آن بیت، بیت معرفت الهی است که نمیتوان از غیر باب آن وارد شد. اهلبیت علیهمالسلام باب معرفت الهی هستند. امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در خطبهای در وصف اهلبیت میفرماید: «نَحْنُ الْأَبْوَابُ... وَ لَا تُؤْتَى الْبُیُوتُ إِلَّا مِنْ أَبْوَابِهَا فَمَنْ أَتَاهَا مِنْ غَیْرِ أَبْوَابِهَا سُمِّیَ سَارِقاً»؛ ما اهلبیت، درها هستیم و به خانهها جز از راه درهایشان وارد نشوید؛ و هر کس از غیر آن درها وارد شود، سارق نامیده میشود.

عرفه و عرفات با امیرالحاج، آخرین ذخیرهٔ خداوند، معنا میشود
تنها با شناخت اهلبیت علیهمالسلام میتوان خداوند متعال را شناخت؛ از این رو امام باقر علیهالسلام در پاسخ ابوحمزه، شناخت و محبت امیرالمؤمنین علیهالسلام و ائمهٔ طاهرین و برائت از دشمنان ایشان را از ارکان شناخت خداوند متعال بیان میدارد.
بنابراین، روز عرفه و سرزمین عرفات هنگامی وادی معرفت میشود که امیرالحاج، بابِ زندهٔ معرفت خداوند، حضرت صاحبالزمان، شناخته شود.
عرفه زمانی درک میشود که اعتراف به قصور و تقصیر در برابر آن آخرین ذخیرهٔ الهی صورت گیرد. عرفات زمانی باعث نزول رحمت است که حاجی در عرفات به دنبال یافتن امام زمان خویش باشد.
با این وجود، عرفه و عرفاتی که بدون امام زمان باشد چگونه خواهد بود؟ آیا میتوان بدون بابی که خداوند برای معرفت قرار داده است وارد سرزمین عرفات شد؟ آیا برای کسی که شناختی از امام زمان خویش ندارد، خورشید صبح عرفه طلوع خواهد کرد؟ روز عرفه، هر کجا که بیعت با امام زمان انجام شود و در جبههٔ توحید قرار گرفته شود، ارزش عرفات را خواهد داشت. عرفه بدون معرفت امام زمان، عرفانی نخواهد داشت.
عرفه و عرفاتی که امام حسین علیهالسلام، امام زمان مردم سال ۶۱ هجری، از آن به سمت کربلا رفت، چگونه برای آن مردم ارزش و اعتبار دارد؟ یاری نکردن و بیعت ننمودن با امام زمان در سال شصت و یک هجری یعنی وقوف در عرفات برای ایشان بهرهای از معرفت و رحمت خداوند متعال نداشته است؛ چرا که سیدالشهدا با یارانی اندک از جمع حاجیان جدا شد و حاجیانی که نفهمیدند به دور «بیتی» طواف میکنند که «باب معرفت» آن به سمت کربلا حرکت کرد. اگر حقیقتاً دوستدار خداوند بودند و به دنبال عرفات، باید مسافر کربلا میشدند. از این رو در روایات فرمودهاند که خداوند ابتدا به زائران اباعبدالله علیهالسلام نگاه میکند، سپس نظر رحمت خویش را متوجه سرزمین عرفات میکند.
پینوشتها
الکافی (ط - الإسلامیة)، ج ۱، ص ۱۸۰، باب معرفة الإمام و الرد إلیه.
مقالات مشابه
دیدگاهها
علي ترابیفارسی
این عرفه و عرفان به امام زمان کجای قرآن چنین چیزی به همدیگه پیوند داده شده؟
nabaolazimفارسی
فتلقی آدم من ربه بکلمات فتاب علیه
