مصداق گوسالهپرستی مردم در زمان امام حسن علیه السلام

هنگامی که به زندگی انسانها مینگریم، حقیقتاً انسانهای بزرگ کم نیستند؛ انسانهایی که برای ملتهای خودشان تبدیل به اسطوره شدهاند و ای بسا که به علت این اسطوره شدن، در مورد این افراد زیادهروی هم شده باشد و بعضاً از اسطوره هم فراتر و تبدیل به افسانه شده باشند و در مورد این اسطورههای افسانهای بسیار سخن رانده شده و کتاب نوشته شده است.
شخصیتی در بلندای هستی
این بار سخن از شخصیتی است که آنچنان در بلندای هستی ایستاده است که مداحی را یارای رسیدن به کنه و نهایت صفت او نیست - جامعه کبیره - و کسی و چیزی را خداوند در این عالم خلق نکرده است که بتوان آن شخصیت سترگ را با او مقایسه کرد - معانی الاخبار - و راستی چگونه میتوان به نهایت وصف او رسید یا او را با احدی از انسانهای معمولی قیاس کرد، در حالی که او مجتبی است.
خداوند او را برگزیده است و او را اختیار کرده است برای وحیش و قلب او را ظرف مشیتش قرار داده است؛ پرواضح است که هر عاقلی هنگامی که او را با این مناقب مینگرد عقلش چیز دیگری جز خضوع و اطاعت از او را حکم نمیکند؛ چرا که او ارادهاش و مشیتش، مشیت خداوند است، پس اطاعت او اطاعت از خداوند است و رضایت او رضایت خداوند میباشد.
اراده امام اراده خداوند است
آیا میتوان این شخصیت بزرگ را که اگر تمام عقلاء جمع شوند شأنی از شئون او را نمیتوانند وصف کنند - خطبه امام رضا در مرو - مورد نقد قرار داد؟ آیا میتوان پرسید که چرا دست به شمشیر نبرده است؟ چرا صلح کرده است؟ چرا و چرا و چرا؟
قطعاً هر سوالی که در مورد او میشود نباید فراموش کرد که او را خداوند برای هدایت مخلوقاتش فرستاده است پس ما باید خود را با او تطبیق دهیم نه او با ما! اگر این نکته در نظر گرفته شود جهت این سوالات عوض میشود آنگاه از این سوالات دنبال یافتن هدایت در سیره ایشان هستیم نه دنبال خردهگیری و نقد و صد البته نباید شبهات مخالفین را بیپاسخ قرار داد.
وقایعی که در صدر اسلام و در زمان حیات امام حسن علیه السلام افتاد بسیار مهم و حائز اهمیت است، اما فقط به گوشهای بسیار کوچک از آن اشاره میشود تا شاید بتوانیم در پرتو آن راه هدایت را روشنتر ببینیم.
مفاد صلح نشانه ترس و عجز معاویه
یکی از مهمترین وقایع، صلح با کسی بود که در لسان پیامبر خدا ملعون بود؛ که این صلح تا این زمان سوالبرانگیز بوده است و تحلیلگران تحلیلهای بسیاری را در مورد این صلح انجام دادهاند که علت صلح چه بود؟ آیا واقعاً این صلح قبول شکست بود یا خود تحمیل شکست به دشمن بود؟ هر چند از مفاد صلحنامه برمیآید که امام حسن علیه السلام از موضع قدرت وارد صلح شدند و شرایطی را که در صلحنامه آوردند نشان از عجز و ترس دشمن است.
امام حسن علیه السلام در خطبهای علت قبول صلح را عهدشکنی مردم در تبعیت از امام واجبالاطاعه اعلام میدارد و به عاقبت شوم پشت کردن به امامی که از طرف خداوند منصوب است اشاره میکند.
یاری امام زمان برکات را بر مردم نازل میکند
امام حسن میفرماید: به خداوند قسم ياد مىكنم، اگر مردم با من بيعت مىكردند و مرا اطاعت مىكردند و مرا يارى مىنمودند آسمان قطرات بارانش را و زمين بركتش را به آنان ارزانى مىداشت، و تو اى معاويه در خلافت طمع نمىكردى.
اين در حالى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده: «هيچگاه امّتى امر خود را به كسى نمىسپارند كه در بين آنان عالمتر از او باشد مگر آنكه كارشان همچنان رو به پائين مىرود تا آنجا كه به دين گوسالهپرستان برسند»! بنىاسرائيل هارون را رها كردند و به گوساله رو آوردند، در حالى كه مىدانستند هارون خليفه موسى است. اين امّت هم على را رها كردند در حالى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده بودند كه به على عليه السلام مىفرمود: «تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسى هستى بجز نبوّت، كه پيامبرى بعد از من نيست.»
انحراف اعتقادی که منجر به صلح شد
در این خطبه حضرت اشاره به انحراف عظیم اعتقادی که در مردم اتفاق افتاده است، میکند و شاید این بیان حضرت بهترین پاسخ باشد برای این سوال که چرا مردم دست از یاری امام زمانشان برداشتند؟ چرا مردم کوفه با توجه به شناختی که از فسق و خیانت معاویه داشتند به خاطر مطامع دنیایی معاویه را یاری کردند؟
محبت گوساله در دل عهدشکنان
آری طبق فرموده امام حسن مجتبی این انحراف ریشه در اعتقادات مردم داشت؛ یعنی سپاهیان قبل از آنکه فریب زر و سکه معاویه را بخورند، دچار فساد در اعتقاد شده بودند و این فساد ریشه در سقیفه داشت؛ آنجا که امام بر حق را کنار زدند و به جای بیعت با عالم با جاهل بیعت کردند.
جای تعجب نیست کسی که در دل او محبت گوساله باشد و گوسالهپرست باشد، هیچگاه به یاری خداوند و خلیفه خداوند نخواهد شتافت و با توجه به آیات قرآن امام مجتبی سری از اسرار قرآن را برای ما بیان میکند که این سنت خداست هرگاه که از پذیرش ولایت ولی برحق سر باز بزنیم، بیشک تحت ولایت گوساله هستیم و گوسالهپرست شدیم همچنان که امت موسی از پذیرش ولایت هارون که منصوص من الله بود سر باز زدند و در نهایت گوسالهپرست شدند.
پاره شدن کفن
امام حسن علیه السلام با توجه به علم امامت میدانستند که دشمنان در تشییع جنازه او چه جسارتی خواهند کرد و میدانستند آن چنان بر جسم مطهر ایشان تیرباران میکنند تا جایی که کفن حضرت هم پاره پاره خواهد شد - زیارت جامعه ائمه مومنین - اما با این تشییع جنازه و جسارت دشمن مصداق گوساله در این امت مشخص شد تا در این امت راه هدایت و خداپرستی از راه ضلالت و گوسالهپرستی جدا و آشکار باشد.
حکومت عدل امام زمان به دست گوسالهپرستان محقق نخواهد شد
از آنجا که قرآن برای همه زمانها نازل شده است باید متنبه باشیم که حکومت عدل امام زمان علیه السلام توسط عدهای که به تعبیر قرآن گوسالهپرست شدهاند تحقق نخواهد یافت و بر خود نهیب زنیم که در زندگی سیاسی و اجتماعی و ... تحت ولایت امام زمان هستیم یا دچار انحرافی که قوم حضرت موسی به آن دچار بودند.
مقالات مشابه
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.
