یزید؛ متهم ردیف پنجم!

بعد از ماجرای سقیفه و غصب خلافت و فراموشی غدیر، شرایط بسیار سختی برای اهلبیت به وجود آمد؛ بهطوری که فرصت حضور علمی و اجتماعی در جامعه از ایشان سلب شد، چرا که حضور ایشان و سخنانشان حکومت غاصب را نابود میکرد. پر واضح است کسانی که سخت در فکر محکم کردن پایههای حکومت جعلی خود هستند، با تمام توان مانع حضور اهلبیت در میان مردم میشوند.
از طرفی، اهلبیت وظیفه هدایت مردم و جلوگیری از تحریف دین را بر عهده دارند و نمیتوانند نسبت به انحرافات در جامعه بیتفاوت باشند؛ لذا اهلبیت برای مبارزه با این فتنه بزرگ، شیوه خاصی از مبارزه را آغاز کردند که تاکتیکهای فراوانی را در بر داشت. یکی از آن تاکتیکها تقیه است.
اهلبیت با استفاده از این روش توانستند نوعی مبارزه را سازماندهی کنند تا نگذارند حق فراموش شود و حقیقت را به حقجویان آشکار سازند. لذا اهلبیت با این تاکتیک بسیار مهم نگذاشتند تعالیم وحیانی پیامبر دچار تحریف شود. تقیه ابعاد بسیار گسترده و انواع مختلفی دارد و شاید یکی از سختترین تکالیف شیعه که تا زمان ظهور امام زمان بر شیعیان واجب است، تقیه باشد.
زیارت عاشورا؛ دشمنشناسی تمامعیار
یکی از ابعاد مهم تقیه، انتقال معارف و آموزههای مهم دینی و سیاسی از طریق ادعیه و زیارات است؛ در زمانی که سخن گفتن بهطور صریح بیشک نتیجهاش قتل بود.
ایشان در قالب ادعیه و زیارات، بسیاری از مطالب مهم را بهطور غیرمستقیم به شیعیان منتقل کردند. یکی از این زیارتنامهها زیارت عاشورا است و در آن نکات بسیار مهمی نهفته است؛ اما این زیارتنامه دو ویژگی دارد که آن را از دیگر زیارتها و ادعیه متمایز میکند.
۱. در زیارت عاشورا بیشتر به دشمنان پرداخته شده است
با توجه به اینکه زیارت عاشورا درباره واقعه عاشورا است و بالاترین شخصیت عاشورا حضرت سیدالشهدا است، اما این زیارت به جبهه مخالف توجه کرده است؛ و این نکتهای است که شاید در هیچیک از زیارات مشهور و معروف وجود نداشته باشد.
در تمام زیارات، مانند زیارات جامعه یا زیارات مخصوصه، اغلب مفاد و محتوا به حضرت سیدالشهدا اختصاص دارد و مقدار کمی از زیارت به قاتلان و دشمنان ایشان تعلق میگیرد؛ اما زیارت شریفه عاشورا کاملاً برعکس است. پس نکته بسیار روشن و مهم درباره زیارت عاشورا این است که نخستین و مهمترین درس این زیارت، دشمنشناسی است.
۲. در زیارت عاشورا به ریشهها پرداخته شده است
در این زیارت، آنگاه که به مخالفان و قاتلان میپردازد، به جنایتکارانی که در کربلا حضور داشتند اکتفا نمیکند و نقش ایشان را در این فاجعه عظما، نقش اصلی نمیداند. این زیارت به اشارت و گاهی به رمز به خواننده میفهماند که ریشههای عاشورا را نباید در سال ۶۱ هجری جستوجو کرد و مسببان آن واقعه دردناک را نباید در کوفه یا شام مورد تعقیب قرار داد.
اللهم العن یزید خامساً
در عالم ملعونینی که زیارت عاشورا برای ما ترسیم میکند، کسی که در سال ۶۱ دستور قتل امام حسین علیهالسلام را صادر کرد، یعنی یزید ملعون، در رتبه پنجم قرار گرفته است.
یزید با همه خباثتش به عنوان متهم ردیف اول معرفی نمیشود؛ لذا هرچند مورد غضب و لعن خداوند است، اما نقش اساسی در واقعه عاشورا ندارد. گویی این زیارت میخواهد به ما بفهماند که باید در پی یافتن تفکر و جریانی باشیم که یزید را به قتل امام حسین واداشت.
باید دید متهمان ردیف اول چه فسادی در دین رسولالله ایجاد کردهاند که اباعبدالله برای اصلاح دین جدش باید دست به شمشیر ببرد و خون خود و پاکترین انسانهای روی زمین را برای اصلاح دین جدش در راه خدا فدا کند. یکی از پیامهای مهم این زیارت مقدس این است که فقط به یزید و شمر نگاه نکنید؛ باید دید چه کسانی پشت سر این دو ملعون بودهاند.
فلعن الله أمة أسست أساس الظلم والجور علیکم أهل البیت
لعنت خداوند بر امتی که ظلم و جور بر شما اهلبیت را تأسیس و پایهگذاری کردند. کسی که در میان جامعه دزدی و سرقت میکند، گناه اصلی بر گردن او نیست ـ هرچند که مجرم است ـ بلکه باید دزد واقعی را یافت که دزدی را در جامعه نهادینه کرده است؛ باید دید دزد بزرگ کیست؟
به عبارتی واضحتر، کسی که به هر دلیل کاری میکند که جامعه به سمت دزدی میرود یا شخصی برای زندگی خود مجبور به دزدی میشود، مقصر اصلی است؛ و دزد کوچه و بازار با اینکه مجرم است، متهم ردیف اول به حساب نمیآید. دزدی تنها مثالی است؛ درباره هر مفسده و بزهی در جامعه باید اینگونه نگاه کرد. اگر در جامعه فحشا زیاد میشود، اگر شرب خمر زیاد میشود، یا اعتیاد به مواد مخدر و هر ناهنجاری دیگری فراگیر میشود، شاید باید خود دستگاههای معترض به این جرمها را متهم ردیف اول قرار داد.
به هر طریق، در زیارت عاشورا که پیرامون فاجعه کربلا، یعنی بزرگترین مصیبت شیعیان است، نوک پیکان به سمت بانیان اصلی و شاید هم پشت پرده این جنایت گرفته شده است. در عاشورا ظلم بزرگی بر اهلبیت وارد شد، اما نخستین کسی که درباره اهلبیت بنای ظلم را گذاشته است، به عنوان متهم ردیف اول مورد لعن قرار گرفته؛ یعنی کربلا و عاشورا انشعابی از آن ظلم اول است و شهادت امام حسین علیهالسلام ادامه همان ظلم است.
إنی أتقرب إلی الله وإلی رسوله وإلی أمیر المؤمنین وإلی فاطمة وإلی الحسن وإلیک بموالاتک وبالبراءة ممن أسس أساس ذلک وبنی علیه بنیانه وجرى فی ظلمه وجوره
تقرب زائر به خداوند، رسول خدا، امیرالمؤمنین، امام حسن و امام حسین علیهمالسلام هنگامی است که نسبت به این گروهی که ظلم را پایهگذاری کردهاند برائت داشته باشد. در این فراز صریحاً میفرماید کسانی که در کربلا امام حسین را به شهادت رساندند، از کسانی که ظلم را تأسیس کردهاند تبعیت کردهاند؛ یعنی تا وقتی زائر نسبت به ریشههای کربلا و امتی که ظلم را پایهگذاری کردند معرفت و شناخت نداشته باشد، برای او تقربی به سمت خداوند نخواهد بود. شاید بتوان گفت ثوابهای بسیاری که در روایات برای گریه بر سیدالشهدا بیان شده است، مشروط به شناخت جائران اصلی است که کربلا به تقلید از ایشان واقع شد.
از این نکته نباید غافل بود که در این زیارت شریف، یزید فقط یک بار مورد لعن قرار گرفته است؛ آن هم به عنوان متهم ردیف پنجم. با اینکه او دستور شهادت امام حسین علیهالسلام را صادر کرد، بیشترین لعنها متوجه بانیان این ظلم است که با تعابیر مختلف بیان شده است؛ مانند: «اللهم العن أول ظالم، اللهم خص أنت أول ظالم باللعن منی» و عبارتهای دیگری که ذکر شد.
شاید بتوان زیارت عاشورا را زیارت دشمنشناسی نامید که یکی از درسهای مهم آن دوری و اجتناب از سطحینگری و تأمل در ریشهها و جریانهای فکری است که به ریختن خون سیدالشهدا انجامید.
لازم به ذکر است که در همین زیارت به مشخصههای این جریانها اشاره شده است، اما این مختصر مجال پرداختن به آن را ندارد.
مقالات مشابه
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.
