شهوت قدرت و حکومت، بزرگترین درهای است که انسانها را به سوی هلاکت و نابودی سوق میدهد. جز معصومان و کسانی که تحت امر معصومان قرار دارند، هر فردی که به سوی قدرت و حکومت گام بردارد، به ناچار وارد این مسیر خطرناک و ویرانگر خواهد شد؛ زیرا میل به قدرت آنچنان شدید است که افراد صاحب قدرت را کور، کر و لال میکند. آنان چیزی نمیبینند، نمیشنوند و نمیگویند، جز برای رسیدن به قدرت و حفظ حکومت.
در چنین وضعیتی، هر فردی که به عنوان مخالف بروز کند، باید از میان برداشته شود؛ حتی اگر آن فرد برادر یا مادر فرد صاحب قدرت باشد. در این مسیر، هیچ مذهبی یا آیینی برای رسیدن به حکومت و قدرت اهمیتی ندارد؛ مهم تنها خلافت و تسلط است. آتش بیپایان شهوت قدرت آنچنان سوزان و کشنده است که همهچیز را در خود نابود میکند؛ حتی دین و انسانیت، چرا که جان انسانهای بیگناه و شریف در برابر این آتش بیرحم هیچ ارزشی ندارد.
در تاریخ اسلام، این مسئله بهوضوح در سیاستها و اقدامات برخی حاکمان دیده میشود که به هیچ قیمتی از قدرت دست نمیکشیدند، حتی اگر به بهای خونریزی و پایمال کردن حقوق مسلمانان تمام شود.
معاویه: سوار بر جهل مردم، قاتل خلافت و دشمن حقیقت
همیشه صاحبان قدرت از تمام توان خویش استفاده میکنند تا خود را صالحترین فرد برای حکومت و خلافت معرفی کنند. جهل مردم نیز همواره بهترین ابزار برای رسیدن به این هدف است. آری، معاویه سوار بر جهل مردم و با شهوت قدرت و حکومت، برای رسیدن به قدرت نهتنها به خونریزی و پایمال کردن حقوق مسلمانان پرداخت، بلکه بهصراحت به جنگ خداوند رفت. با این وجود، امروز بسیاری از کسانی که خود را اهل توحید میدانند و بر طبل دیانت میکوبند، معاویه را از بزرگان دین میدانند و با تأسی به او بر کشتار مسلمانان و ریختن خون ایشان اصرار دارند؛ اما غافل از اینکه معاویه از خونخوارترین و شیطانیترین حاکمان ظالم بر روی این کرهٔ خاکی است. در معاویه عقل وجود نداشت؛ او به جای عقل، «نکراء» و شیطنت را قرار داده بود. (۱)
معاویه قاتل عثمان
معاویه که ریزهخوار سقیفه و ثمرهٔ خلافت سه زمامدار گذشته بود، با تمام توان خویش برای رسیدن به خلافت تلاش کرد. او حتی به حکومت شام نیز راضی نبود. آتش شهوت قدرت او آنچنان شعلهور بود که حتی به همحزبی خویش، عثمان بن عفان که از بنیامیه بود، رحم نکرد و عمداً وی را به کام مرگ فرستاد. امیرالمؤمنین علیهالسلام در نامهای خطاب به او فرمود: «فَوَاللهِ ما قَتَلَ ابنَ عَمِّکَ غَیرُکَ» (۲)؛ به خدا سوگند، ابنعموی تو را کسی جز تو نکشت.
معاویه در یاری عثمان کوتاهی کرد تا او کشته شد. بلاذری در انساب مینویسد: «معاویه این کار را انجام داد تا اینکه عثمان کشته شود و او مردم را به سمت خود فراخواند». (۳) معاویه برای حفظ و رسیدن به قدرت، عثمان را به قتل رساند. عثمان که سد راه حکومت او بود، با این ترفند از میان برداشته شد؛ اما برخلاف میل او که انتظار داشت پس از خلافت عثمان خود زمام امور مسلمانان را به عهده بگیرد، مردم با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهالسلام بیعت کردند و خلافت ظاهری حضرت آغاز شد.
بیعت با امیرالمؤمنین علی علیهالسلام برخلاف میل معاویه بود. او که با کشتن عثمان آرزوی خلافت را در سر داشت، این بار با مکر و نیرنگِ خونخواهی عثمان وارد میدان سیاست شد و دو جنگ بزرگ را برای خونخواهی عثمان به راه انداخت.
سرانجام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب در محراب مسجد به دست «اشقیالآخرین» به شهادت رسید. آنچه مشهور است، ابن ملجم، قاتل حضرت علی علیهالسلام، از بازماندگان خوارج بوده و در انتقام نهروان و در پی نظریه و شعار «إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ»، حضرت را به شهادت رساند؛ اما با کمی تأمل، به نظر میرسد متهم اصلی و پشت پردهٔ شهادت حضرت علی علیهالسلام، معاویه و عمرو عاص باشند. این دو متهمان اصلی شهادت حضرت علی علیهالسلام هستند.
توجه به نکات زیر ضروری است:
معاویه بهطور قطع در پی قتل حضرت علی علیهالسلام بوده است؛ زیرا آتش شهوت قدرت و آرزوی خلافت او را به کشتن عثمان واداشت، با وجود اینکه عثمان از همحزبیهای او بود. معاویه همواره از جنگ مستقیم با حضرت علی علیهالسلام فرار میکرد. در جنگ صفین برای اجتناب از رویارویی مستقیم، قرآنها را بر سر نیزهها زد و موضوع حکمیت را مطرح کرد. این نکته زمانی اهمیت دارد که بدانیم حضرت علی علیهالسلام در حالی به شهادت رسید که در تدارک جنگی علیه معاویه بود؛ بنابراین تنها راهحل معاویه برای مقابله با امام علی علیهالسلام، ترور او بود. ترورهای مخفیانه بخشی از سیرهٔ بنیامیه بود. این خاندان در انجام ترورهای پیچیده و پنهانی بسیار ماهر بودند. معاویه و حزب بنیامیه همیشه به سیاست ترور تکیه داشتند. جملهٔ معروف او پس از ترور مالک اشتر این است: «وَ لِلّهِ جُنودٌ مِنَ العَسَلِ»؛ به این معنی که برای خداوند لشکریانی از عسل است.
ترورهای مخفیانه؛ سیرهٔ بنیامیه برای حذف مخالفان و نقش معاویه در قتل امام علی علیهالسلام
معاویه برای دستیابی به اهداف خود و تحقق آرزوی خلافت، تنها یک مسیر را در پیش گرفت: ترور امیرالمؤمنین علی علیهالسلام. او در این راه هیچ راهحل دیگری جز حذف فیزیکی مخالفان نداشت. این اقدام نهتنها در مورد امام علی علیهالسلام، بلکه در تاریخ سیاسی بنیامیه بهطور گسترده مشاهده میشود. بنیامیه، بهویژه در دوران معاویه، به ترور بهعنوان یکی از ابزارهای اصلی برای رسیدن به اهداف سیاسی خود تکیه داشتند و در بسیاری از مواقع مخالفان سیاسی خود را از طریق توطئههای پنهانی از سر راه برمیداشتند. در این راستا، افرادی چون کعب بن ابیسفیان، عبدالرحمن عوف، سعد بن ابیوقاص و زیاد بن ابیه بهوسیلهٔ سم و مسمومیت به قتل رسیدند.
اما مهمترین نمونه از این ترورهای پنهانی، شهادت مالک اشتر است که به دست معاویه و با سم به شهادت رسید. همچنین امام حسن مجتبی علیهالسلام نیز از توطئهای مشابه برای مسمومیت و شهادت رنج برد.
این شیوهٔ پنهانکاری و ترور، نهتنها در دوران معاویه، بلکه از آغاز تاریخ بنیامیه بهعنوان یکی از روشهای معمول آنان در برقراری و حفظ قدرت شناخته میشود. در همین راستا، بررسی شخصیت ابن ملجم، قاتل حضرت علی علیهالسلام، بهویژه در ارتباط با معاویه، بهوضوح نشان میدهد که او میتوانست بهعنوان یکی از عاملان اجرایی فرمان معاویه در این جنایت تاریخی نقشآفرینی کند. این نظریه با توجه به سوابق ترورهای سیاسی و رویکرد بنیامیه در حذف مخالفان تقویت میشود.
ابن ملجم؛ قاتل یا مأمور مخفی؟ تناقضات رفتاری و ارتباطات پنهانی
گزارشهای تاریخی خبری از آن نمیدهند که ابن ملجم خانهای در کوفه داشته باشد. حتی برای ابن ملجم، اهل، همسر یا فرزندی در میان کوفه گزارش نشده است؛ نه پیش از به درک رفتن او و نه پس از آن. او در خانهٔ قطام یا اشعث بوده است.
خوارج به عبادت بسیار مشهورند؛ عابدان و زاهدانی بیبصیرت. اما اثری از زهد و عبادت در ابن ملجم دیده نمیشود و رفتارهایی که تاریخ از او ثبت کرده، وی را بیشتر شبیه امویان نشان میدهد تا خوارج. ابن ملجم در خانهٔ قطام در شب قدر همراه با قطام شراب خورد (۴)، در لحظهای که امام علیهالسلام را مورد حمله قرار داد لباس حریر بر تن داشت (۵)، و در شب ماه مبارک رمضان با قطام مرتکب زنا شد. آنچه از خوارج مشهور است، شدت زهد آنان است. ایشان ارتکاب گناه کبیره را حرام و در صورت عدم توبه، قتل مرتکب را واجب میدانند.
چگونه میشود شخصی معتقد باشد که مرتکب کبیره کافر و خارج از دین است و خود با بیپروایی در ماه مبارک رمضان شراب بخورد، مرتکب زنا شود و لباس ابریشمی، که بر مردان حرام است، بر تن کند؟ ابن ملجم در شبی که با قطام مرتکب زنا شد، به او صد هزار درهم نقره عطا کرد (۶). از این خبر روشن میشود که اموال بسیاری در دست ابن ملجم بوده و او بدون هیچ ملاحظهای این اموال را در یک شب خرج میکند؛ در حالی که در جنگ جمل، هنگامی که امیرالمؤمنین علیهالسلام بیتالمال بصره را میان مسلمانان تقسیم کرد، به هر نفر پانصد درهم نقره رسید.
ابن ملجم؛ از خوارج یا مأمور اموی؟ تحلیل انگیزههای دنیوی و ارتباطات پنهانی در قتل حضرت علی(ع)
روشن است که انگیزهٔ ابن ملجم از این جنایت بزرگ، رسیدن به مقامات اخروی و بهشت نبوده و او کاملاً در پی مطامع دنیوی بوده است. کسی که به دنبال حیات آخرت است و دست به این جنایت میزند، علیالقاعده باید در شب این جنایت بیشترین زهد و تضرع را داشته باشد. روشن است که ابن ملجم در طمع به دست آوردن اموال بسیار از راه به شهادت رساندن حضرت علی علیهالسلام بوده است؛ از این رو باید گفت او از خوارج نبوده است. کلام امیرالمؤمنین نیز دلیل این مدعاست؛ چرا که هنگامی که شمشیر بر سر مبارک حضرت فرود آمد، فرمود: «قَتَلَنِی ابْنُ الْیَهُودِیَّةِ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مُلْجَمٍ الْمُرَادِیُّ» (۷)؛ مرا فرزند زن یهودی، عبدالرحمن بن ملجم مرادی، به قتل رساند. و در روایتی پیامبر خطاب به حضرت علی علیهالسلام میفرماید: «إِنَّ قَاتِلَکَ شِبْهُ الْیَهُودِیِّ بَلْ هُوَ یَهُودِیٌّ» (۸)؛ بهدرستی که قاتل تو شبهیهودی، بلکه یهودی است.
پشت پردهٔ توطئههای بنیامیه: آیا ابن ملجم مأموریت یهود را اجرا کرد؟
دو سؤال مهم در پیش روی ما خواهد بود: ۱. ارتباط ابن ملجم و بنیامیه با یهود به چه صورت بوده است؟ ۲. ابن ملجم از چه اشخاصی انتظار جایزه داشته و این همه مال را چگونه به دست آورده است؟
اگر سؤال دوم پاسخ داده شود، سؤال اول نیز روشن خواهد شد. وقتی ارتباط عمیق امویان با یهود را پیش از اسلام، در زمان پیامبر و پس از شهادت پیامبر بدانیم و همکاری این دو گروه معاند در توطئهها و قتلها را به یاد آوریم، روشن خواهد شد که ابن ملجم مأموری از طرف بنیامیه و یهود بوده است.
رسولالله صلیاللهعلیهوآله به قرائت قرآن، تمسک به آن و ترک تورات و انجیل دعوت میکرد و عمر (۹) همواره در پی خواندن تورات بود، زیرا زبان عبری را میدانست و پیامبر او را از خواندن تورات نهی میکرد. ابوهریره میگوید اهل کتاب تورات را به عبری میخواندند و برای اهل اسلام به عربی تفسیر میکردند و پیامبر فرمود: اهل کتاب را تصدیق نکنید و تکذیب نکنید و بگویید: «آمَنّا بِاللهِ وَ ما أُنزِلَ إِلَینا وَ ما أُنزِلَ إِلَیکُم» (۱۰). با قطع نظر از اینکه این روایت در منبع معتبر شیعی نیست، ارتباط فراوان یهود با برخی مسلمانان از آن بهخوبی روشن است. عمر میگوید از پیامبر دربارهٔ تعلم تورات سؤال کردم (۱۱) و در جایی دیگر میگوید: «ای رسول خدا، اهل کتاب احادیثی میگویند که دلهای ما را میرباید و ما به نوشتن آنها اهتمام ورزیدیم». بسیار حائز اهمیت است که شخصی که از کتابت احادیث نبوی منع میکند، به نوشتن احادیث یهود اهتمام دارد. سیوطی مینویسد عمر نزد یهود میرفت و از ایشان تورات را میشنید (۱۲). بررسی ارتباط بنیامیه با یهود مجالی مستقل میطلبد، اما همین مقدار کفایت میکند که ارتباط با یهود از زمان پیامبر در میان بنیامیه و متحدانشان رسوخ داشته است؛ تا آنجا که عمر در آخرین ساعات عمرش دربارهٔ جانشینی خویش با کعبالاحبار مشورت میکند و او عثمان یا معاویه را برای تصدی خلافت پس از عمر معرفی میکند (۱۳).
توطئهٔ یهود و بنیامیه علیه امیرالمؤمنین: حقیقتی پنهان
یهود و بنیامیه از دیرباز با امیرالمؤمنین علی علیهالسلام کینهای عمیق و دیرینه داشتند. حضرت علی علیهالسلام همان کسی بود که شجاعت و قدرت الهیاش در برابر گردنکشان قریش و بنیامیه، چون طارقها و ابوجهلها، در میدان جنگ بیرحمانه طومارشان را در هم پیچید. در زمانی که پیامبر صلیاللهعلیهوآله قلعههای یهود را یکی پس از دیگری فتح میکرد، دست امیرالمؤمنین بود که بزرگان یهود را به خاک ذلت کشاند و آنان را به نابودی سوق داد. طبیعی است که با چنین تاریخچهای، تبانی این دو گروه برای از میان بردن آن حضرت دور از ذهن نخواهد بود.
اما در میانهٔ این تحولات، ابن ملجم که اهل مصر بود، ارتباط نزدیکی با عمرو بن عاص داشت. عمرو بن عاص که در آن دوران قدرت مصر را در دست داشت، ابن ملجم را حتی به عنوان معلم کودکان مصر به کار گرفت. این فرضیه بهشدت قوت میگیرد که ابن ملجم، که احتمالاً با دستور ویژهای از سوی عمرو بن عاص و معاویه به کوفه آمده بود، نهتنها مأموریتی ویژه برای قتل حضرت علی علیهالسلام داشته، بلکه این مأموریت در شرایطی که حضرت برای جنگ با معاویه آماده میشد، به او محول شده بود.
در نهایت، با توجه به تمامی شواهد و قرائن مطرحشده در این بحث، میتوان با اطمینان گفت که معاویه در سایهٔ سیاستهایش و با استفاده از دستهای پنهانش، بزرگترین جنایت تاریخ اسلام را رقم زده است. نسبت دادن ابن ملجم به خوارج، شاید در واقع پوششی برای ارتباط مستقیم او با بنیامیه و اهداف معاویه باشد؛ چرا که تاریخ همواره نشان داده است ناصبیها به هر بهانهای برای دستیازیدن به قدرت، هر مخالفی را «خارجی» میخواندند.
سخن پایانی
در بررسی این پرسش که آیا ابن ملجم یا معاویه قاتل حضرت علی علیهالسلام است، بهوضوح میتوان گفت معاویه به عنوان عامل اصلی قتل حضرت علی شناخته میشود. هرچند ابن ملجم مجری مستقیم قتل امام علی شناخته میشود، شواهد تاریخی و سیاسی نشان میدهند که معاویه با بهرهگیری از سیاستهای مخفیانه و تروریستی بنیامیه، بهویژه در دوران خلافت خود، نقش اصلی را در طراحی این جنایت ایفا کرده است. تاریخ نشان میدهد که بنیامیه برای حفظ قدرت خود هیچگونه مماشاتی با مخالفان نمیکردند و حذف فیزیکی آنان از طریق توطئههای پیچیده و ترورهای پنهانی از روشهای رایج آنان بوده است. افزون بر این، ارتباط نزدیک ابن ملجم با عمرو بن عاص و معاویه نشان میدهد که او ممکن است تحت مأموریتی ویژه برای این اقدام قرار گرفته باشد.
پیشینهٔ تاریخی کینه و خصومت شدید بنیامیه و یهود با حضرت علی علیهالسلام، و نیز اعمال معاویه در قتل عثمان، خونخواهی از او و سیاستهای خونین برای رسیدن به خلافت، بیش از پیش نشان میدهد که معاویه متهم اصلی این جنایت است. این واقعیت که ابن ملجم در ماه مبارک رمضان و در شرایطی که از نظر دینی باید زهد و تضرع میکرد، مرتکب گناهان بزرگی چون شرابخواری و زنا شده، گواه آن است که او نهتنها از خوارج نبوده، بلکه احتمالاً به دستهای پنهان بنیامیه و مأموریتهای آنان برای از میان بردن حضرت علی علیهالسلام وابسته بوده است.
در نهایت، به نظر میرسد معاویه با استفاده از جهل و تفرقهافکنی میان مسلمانان و بهویژه از طریق جریانهای پنهانی خود، در مسیر رسیدن به خلافت به هر قیمت، حتی با خونریزی و ترور، موفق شده است بزرگترین جنایت تاریخ اسلام را رقم بزند و با استفاده از شخصیتهایی چون ابن ملجم، اهداف خود را پیش ببرد.
پینوشتها: برگرفته از کتاب «هل قتل معاویه علیاً»، نجاح طائی. ۱. اصول کافی، ج ۱، ح ۳. ۲. الغدیر، ج ۹، ص ۱۴۹. ۳. شرح ابن ابیالحدید، به نقل از الغدیر، ج ۹، ص ۱۵۰. ۴. المناقب، ابن شهرآشوب، ج ۲، ص ۱۹۵. ۵. بحار، ج ۴۲، ص ۲۲۹. ۶. التذکرة، سبط ابن جوزی، ص ۱۸۵؛ و المناقب، ابن شهرآشوب، ج ۳، ص ۹۵. ۷. بحارالأنوار، ج ۴۲، ص ۲۸۳، باب ۱۲۷: کیفیت شهادته ع و وصیته. ۸. بحارالأنوار، ج ۴۲، ص ۱۹۷، باب ۱۲۶: إخبار الرسول ص بشهادته. ۹. هرچند عمر از بنیامیه نبود، از همپیمانان بنیامیه بود؛ تا آنجا که شام را در اختیار بنیامیه گذاشت و عثمان را به جانشینی خویش انتخاب کرد. ۱۰. بخاری، ج ۵، ص ۱۵۰. ۱۱. کنز العمال، ج ۱، ص ۳۷۰، حدیث ۱۶۲۶. ۱۲. اسباب النزول للسیوطی، ج ۱، ص ۲۱. ۱۳. شرح نهجالبلاغه، ابن ابیالحدید، ج ۳، ص ۱۱۵.