تحلیل وجه پنجم دلالت حدیث ثقلین در «عبقات الأنوار» و نقد ادعای عبدالعزیز دهلوی
پنجمین مقاله از سلسله بازخوانی شصتوشش وجه پاسخ میرسید حامدحسین هندی
چکیده
عبدالعزیز دهلوی در «تحفه اثناعشریه»، پس از نقل حدیث ثقلین، ارتباط آن با مدعای امامیه را انکار کرده و استدلال خود را بر این گزاره استوار ساخته است که «لازم نیست متمسکبه صاحب زعامت کبری باشد سید حامدحسین موسوی نیشابوری هندی در «عبقات الأنوار» برای نقد این ادعا شصتوشش وجه مستقل ترتیب داده است. پژوهش حاضر، پنجمین مقاله از سلسله بررسی این وجوه و ناظر به «وجه پنجم» است؛ وجهی که صاحب عبقات در آن از یکی از صیغههای حدیث ثقلین با تعبیر «إن اعتصمتم به» برای اثبات وجوب اتباع اهلبیت(ع) بهره میگیرد. مقاله در دو بخش سامان یافته است. بخش نخست، معنای «اعتصام» را در تفاسیر و منابع لغوی اهلسنت بررسی میکند و نشان میدهد این واژه مکرراً با «استمساك»، «تمسک»، تمسک به دین و طاعت و پناه گرفتن به عاملی که از سقوط و ضلالت حفظ میکند تفسیر شده است. کلام فخر رازی در این میان اهمیت ویژه دارد؛ زیرا افزون بر تعریف «اعتصام» به «استمساك بالشیء»، استعاره «حبل» را نیز بر اساس نقش نجاتبخش تمسک توضیح میدهد. بخش دوم به مرحلهای فراتر از بحث لغوی میپردازد: گروهی از عالمان اهلسنت، اهلبیت(ع)، علی(ع) یا عترت پیامبر را مصداق «حبل الله» در آیه «واعتصموا بحبل الله جمیعاً» معرفی کردهاند و در برخی نقلها این تفسیر مستقیماً با حدیث ثقلین پیوند خورده است؛ تا آنجا که کتاب خدا و عترت «دو حبل» معرفی شدهاند که امت مأمور به تمسک به هر دو است. شعر منسوب به امام شافعی درباره «حبل الله»، «سفینة النجاة» و «فرقه ناجیه»، و نیز تصریح احمد عجیلی به «وجوب الاعتصام بأقوالهم وأفعالهم وأحوالهم»، دو شاهد برجسته این بخشاند. نتیجه آنکه وجه پنجم به تنهایی ، تلقی عترت بهعنوان متعلق صرف محبت و احترام را با شبکهای از شواهد لغوی، تفسیری و حدیثی ناسازگار میسازد و ادعای سلب مطلق ارتباط حدیث ثقلین با مرجعیت دینی اهلبیت را به چالش میکشد.
کلیدواژهها: حدیث ثقلین؛ عبقات الأنوار؛ میرحامدحسین هندی؛ عبدالعزیز دهلوی؛ اعتصام؛ تمسک؛ حبل الله؛ عترت؛ وجوب اتباع؛ اهلبیت(ع).
مقدمه: از انکار «مساس» تا شصتوشش پاسخ
بحث دلالت حدیث ثقلین در «عبقات الأنوار» تنها نزاعی درباره صحت سند یا کثرت طرق روایت نیست. بخش مهم اختلاف، به ماهیت رابطهای بازمیگردد که حدیث میان امت و عترت برقرار میکند: آیا عترت در این حدیث صرفاً موضوع تکریم و محبت است، یا مرجعی است که هدایت پس از پیامبر(ص) با رجوع و التزام به آن پیوند خورده است؟ جلد بیستم نسخه مورد استفاده این پژوهش، صریحاً به «دلالت حدیث ثقلین» اختصاص دارد و خود مؤلف نیز هدف این بخش را نقض سخن صاحب «تحفه» در انکار دلالت حدیث بر امامت معرفی میکند (عبقات الأنوار، ج20، نسخه دیجیتال، صص 11-12).
1. دیدگاه عبدالعزیز دهلوی: حدیث با مدعای شیعه «مساس ندارد»
«و این حدیث هم بدستور احادیث سابقه با مدعی مساس ندارد؛ زیرا که لازم نیست که متمسکبه صاحب زعامت کبری باشد.»
نقل عبدالعزیز دهلوی در عبقات الأنوار، ج20، نسخه دیجیتال، ص37
صورت استدلال دهلوی کوتاه اما تعیینکننده است. او در اینجا اصل تعبیر «تمسک» را انکار نمیکند؛ بلکه ملازمه میان «متمسکبه بودن» و «صاحب زعامت کبری بودن» را نفی میکند. از این منظر، ممکن است شخص یا امری متعلق تمسک باشد بیآنکه ریاست و امامت عمومی برای او ثابت گردد. بنابراین، پاسخ دقیق به دهلوی باید نشان دهد که «متمسکبه» در حدیث ثقلین یک متعلق خنثی نیست، بلکه در خود حدیث با اوصافی همراه شده که نوع رابطه امت با عترت را تعیین میکند. این نکته، محور مشترک وجوه متعددی است که میرحامدحسین پس از نقل سخن دهلوی مطرح میکند.
2. پاسخ کلان عبقات و جایگاه مقاله حاضر
میرحامدحسین بلافاصله پس از نقل سخن دهلوی عنوان «وجوه شصت و ششگانه مؤلف در رد صاحب تحفه» را میگشاید و از وجه نخست به بعد، هر بار بخشی از شبکه دلالی حدیث را برجسته میکند (عبقات الأنوار، ج20، نسخه دیجیتال، ص37). مقاله حاضر پنجمین حلقه از سلسلهای است که هر یک از این وجوه را مستقلاً بازخوانی و تحلیل میکند. چهار مقاله پیشین این مجموعه عبارتاند از:
3. از تمسک تا مصونیت از ضلالت پس از پیامبر؛ بازخوانی وجه سوم دلالی حدیث ثقلین در عبقات الأنوار
وجه پنجم از جهتی با چهار وجه پیشین پیوسته و از جهتی مستقل است. پیوستگی آن در این است که همچنان سخن بر سر نوع مرجعیت عترت و دلالت الفاظ حدیث بر پیروی عملی است؛ استقلال آن در این است که این بار لفظ محوری «اعتصام» است و در نیمه دوم استدلال، آیه «واعتصموا بحبل الله جمیعاً» و تفسیر «حبل الله» به عترت وارد بحث میشود. ازاینرو، مقاله حاضر عمداً در دو بخش مستقل تنظیم شده است: بخش نخست «معنای اعتصام» و بخش دوم «حبلالله بودن عترت».
3. روش و حدود پژوهش
روش تحقیق، توصیفی ـ تحلیلی و متنمحور است. متن اصلی وجه پنجم در نسخه دیجیتال مورد استفاده در صفحات 53 تا 65 قرار دارد که برابر با حدود صفحات 42 تا 53 متن چاپی است. در بازسازی اقوال اهلسنت، اصل بر گزارش دقیق آن چیزی است که میرحامدحسین در «عبقات» نقل کرده است. در مواردی که اطلاعات زندگینامهای یا کتابشناختی افزوده شده، از منابع مرجع معاصر استفاده شده و این اطلاعات از متن عبقات تفکیک گردیده است. همچنین کثرت نام ناقلان، بهطور خودکار به معنای کثرت سند مستقل تلقی نشده؛ زیرا بسیاری از نویسندگان متأخر، یک گزارش پیشین ـ بهویژه گزارش ثعلبی ـ را بازنقل کردهاند. بررسی رجالی و نسخهشناختی مستقلِ همه اسانید وجه پنجم، پژوهشی جداگانه است و در این مقاله ادعای انجام آن مطرح نمیشود.
بخش نخست: «اعتصام» در حدیث ثقلین؛ از استمساك تا وجوب اتباع
4. عین عبارت صاحب عبقات؛ بدون نقلهای تفصیلی اهلسنت
برای آنکه استخوانبندی استدلال میرحامدحسین در میان نقلهای فراوان مفسران و لغویان گم نشود، نخست عبارت خود او را ـ با حذف شواهد تفصیلی دیگران و با حفظ ترتیب استدلال ـ کنار یکدیگر میآوریم. موارد حذف با […] مشخص شده است:
«وجه پنجم آنکه: جناب رسالت مآب صلی الله علیه و آله و سلم … در این حدیث شریف وجوب اتباع اهلبیت علیهمالسلام را به قول خود: «إنّی ترکت فیکم ما لن تضلّوا بعدی إن اعتصمتم به: کتاب الله و عترتی» نیز واضح و لائح فرموده. […] و در کمال ظهور است که لفظ اعتصام مرادف لفظ تمسک میباشد، پس بلاشبهه در این حدیث شریف مثل لفظ تمسک مفید معنی اتباع و اقتدا خواهد بود. اما اینکه لفظ اعتصام مرادف لفظ تمسک است، پس اگرچه محل ریب نیست، لیکن بعضی شواهد آن، اتماماً للحجة، از کلام مفسرین و لغویین و دیگر علمای اهلسنت باید شنید.»
عبقات الأنوار، ج20، نسخه دیجیتال، صص 53-54
«و مخفی نماند که چنانچه وجوب اعتصام به اهلبیت علیهمالسلام از کلام سرور انام … در خصوص حدیث ثقلین واضح و آشکار است، همچنان لزوم اعتصام به این حضرات از کلام ایزد منعام در قرآن مجید و فرقان حمید نیز ثابت و محقق است؛ زیرا که در آیه وافیه الهدایه «واعتصموا بحبل الله جمیعاً» … مراد از حبل الله نفوس قدسی اهلبیت جناب رسالت مآب … میباشد.»
عبقات الأنوار، ج20، نسخه دیجیتال، ص60
«و از جمله دلائل علو حق آن است که بعضی از مفسرین سنی در تفسیر آیه «واعتصموا بحبل الله جمیعاً»، حبل الله بودن عترت جناب رسالت مآب صلی الله علیه و آله و سلم مستند به حدیث ثقلین ساختهاند و این حدیث شریف را به سیاقی آوردهاند که صراحةً دلالت بر حبل بودن این حضرات علیهمالسلام دارد.»
عبقات الأنوار، ج20، نسخه دیجیتال، ص64
«و از آنجا که اتحاد مفاد حدیث ثقلین با مضمون هدایتمشحون آیه «واعتصموا بحبل الله» قابل ریب و اشتباه نبود، ناچار علمای کبار اهلسنت هر دو را در مقام اثبات وجوب تمسک به اهلبیت علیهمالسلام یکجا ذکر مینمایند.»
عبقات الأنوار، ج20، نسخه دیجیتال، ص65
5. ترجمه و بازنویسی عبارت عبقات به فارسی روان
مراد صاحب عبقات این است که پیامبر اکرم(ص) در یکی از نقلهای حدیث ثقلین، مصون ماندن امت از گمراهی را به «اعتص ام» به کتاب خدا و عترت وابسته کرده است. بنابراین، عترت صرفاً موضوع محبت یا بزرگداشت نیست؛ عترت «متعلق اعتصام» امت است. اعتصام نیز در زبان عربی به معنای چنگ زدن، محکم گرفتن، پناه گرفتن و خود را به چیزی پیوند دادن برای جلوگیری از سقوط است. از همین رو، میرحامدحسین آن را در این سیاق هممعنا یا دستکم همحوزه با «تمسک» میداند و نتیجه میگیرد که تمسک به عترت، در مقام هدایت دینی، بدون پیروی و اقتدا تحقق کامل ندارد.
او برای آنکه این تحلیل، صرفاً ادعای شخصی تلقی نشود، دو مسیر شاهدآوری را دنبال میکند. مسیر نخست، گردآوری شواهد مفسران و لغویان اهلسنت است تا نشان دهد «اعتصام» در کاربرد قرآنی و لغوی به «استمساك» و «تمسک» تفسیر شده است. مسیر دوم، انتقال از معنای لغوی به مصداق تفسیری «حبل الله» است: اگر در آیه «واعتصموا بحبل الله» اهلبیت یا عترت مصداق حبل معرفی شده باشند، در این صورت پیوند «اعتصام ـ حبل ـ عترت» درون یک شبکه تفسیری قابل مشاهده خواهد بود.
6. روایت مورد استناد در وجه پنجم
إِنِّي تَرَكْتُ فِيكُمْ مَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي إِنِ اعْتَصَمْتُمْ بِهِ: كِتَابَ اللهِ وَعِتْرَتِي.
صیغه مورد استناد در عبقات الأنوار، ج20، نسخه دیجیتال، ص53
ترجمه: «من در میان شما چیزی باقی گذاشتم که اگر پس از من به آن اعتصام جویید، گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترت من.» میرحامدحسین به نقل از محمد بدخشانی در «مفتاح النجاة»، این لفظ را به ابن ابیشیبه در «المصنف» و خطیب بغدادی در «المتفق والمفترق» نسبت میدهد (عبقات، نسخه دیجیتال، ص54). مقاله حاضر در این مرحله، گزارش عبقات را بازسازی میکند و داوری مستقل درباره نسخهها و اسانید همه طرق را به تحقیق حدیثی مستقلی وا میگذارد.
نقطه دلالی مهم در ساختار روایت، رابطه شرط و نتیجه است: «عدم ضلالت» بر «اعتصام» مترتب شده است. بنابراین، اعتصام در این سیاق یک عمل بیاثر یا تشریفاتی نیست؛ عملی است که بنا بر متن روایت، کارکرد هدایتی دارد و از گمراهی جلوگیری میکند. همین پیوند است که تعریف لغوی «عصمت» به منع و تعریف «اعتصام» به استمساك برای جلوگیری از وقوع در آفت را برای استدلال صاحب عبقات مهم میسازد.
7. شواهد تفسیری اهلسنت بر معنای «اعتصام»
میرحامدحسین در صفحات 54 تا 59 نسخه دیجیتال، مجموعه بزرگی از تفاسیر را کنار هم میگذارد. نامهای اصلی این دسته عبارتاند از: محمد بن جریر طبری، ثعلبی، واحدی، بغوی، فخرالدین رازی، بیضاوی، نظامالدین نیشابوری صاحب «غرائب القرآن»، علاءالدین خازن، ابوحیان اندلسی، جلالالدین سیوطی، محمد شربینی خطیب و صدیق حسن خان. چون بسیاری از این عبارات یک مضمون را با الفاظ نزدیک تکرار میکنند، بهجای بازنقل چندباره، قدر مشترک آنها چنین است: «اعتصام» به معنای تمسک، استمساك، تعلق محکم، پناه گرفتن و تمسک به دین و طاعت خداست؛ و این اعتصام سبب هدایت و مصونیت از لغزش معرفی میشود (عبقات، نسخه دیجیتال، صص 54-59).
در نقل طبری، «و من یعتصم بالله» با تعلق به اسباب الهی و تمسک به دین و طاعت توضیح داده میشود؛ در تفسیر «واعتصموا بحبل الله» نیز سخن از تمسک به دین و عهد خداست. ثعلبی، واحدی و بغوی نیز همین جهت را تکرار میکنند. بیضاوی، خازن و شربینی نیز از تمسک به دین، کتاب و طاعت سخن میگویند. ابوحیان تعبیر «استمسکوا وتحصنوا» را بهکار میبرد؛ یعنی اعتصام را هم چنگ زدن و هم در حصن قرار گرفتن میفهمد. صدیق حسن خان نیز اعتصام را «یستمسک بدینه وطاعته» و اصل عصمت را امتناع از وقوع در آفت معرفی میکند.
8. فخر رازی؛ شاهد محوریِ معناشناختی
8ـ1. معرفی کوتاه و جایگاه علمی
فخرالدین محمد بن عمر رازی (543/544-606ق؛ 1149-1210م)، متکلم اشعری، مفسر و اصولی نامدار، از مهمترین چهرههای کلام و تفسیر اهلسنت در دوره میانه است. «مفاتیح الغیب» یا «التفسیر الکبیر» مشهورترین اثر تفسیری اوست و «المحصول»، «الأربعین فی أصول الدین» و «المعالم» از دیگر آثار مهم او بهشمار میروند. دانشنامه اسلام ترکیه وی را صریحاً از عالمان اشعریِ فعال در کلام، فلسفه، تفسیر و اصول فقه معرفی میکند و وفاتش را 606ق/1210م در هرات میداند. در بحث حاضر، اهمیت رازی نه در همسویی با نتیجه کلامی امامیه، بلکه در وزن علمیِ تعریف لغوی ـ تفسیری اوست؛ یعنی شاهدی از متکلمی که در چارچوب اشعری و اهلسنت میاندیشد (TDV İslâm Ansiklopedisi، مدخل «Fahreddin er-Râzî»؛ نیز مدخل «Mefâtîhu’l-Gayb»).
8ـ2. تعریف صریح اعتصام
وَالِاعْتِصَامُ فِي اللُّغَةِ الِاسْتِمْسَاكُ بِالشَّيْءِ، وَأَصْلُهُ مِنَ الْعِصْمَةِ، وَالْعِصْمَةُ: الْمَنْعُ فِي كَلَامِ الْعَرَبِ … وَاعْتَصَمَ فُلَانٌ بِالشَّيْءِ: تَمَسَّكَ بِهِ فَيَمْنَعُ نَفْسَهُ مِنَ الْوُقُوعِ فِي آفَةٍ.
نقل فخر رازی در عبقات الأنوار، نسخه دیجیتال، ص55
ترجمه: «اعتصام در لغت، محکم گرفتن و چنگ زدن به چیزی است. اصل آن از عصمت است و عصمت در زبان عرب به معنای منع است … و گفته میشود فلانی به چیزی اعتصام جست؛ یعنی به آن تمسک کرد و بدین وسیله خود را از افتادن در آفت بازداشت.» این عبارت برای استدلال صاحب عبقات سه نتیجه مستقیم دارد: نخست، رازی اعتصام را صریحاً «استمساك» مینامد؛ دوم، در توضیح همان واژه، «تمسک» را بهکار میبرد؛ سوم، کارکرد این تمسک را مصونسازی از «وقوع در آفت» میداند. حلقه سوم با «لن تضلوا» در حدیث ثقلین مناسبت آشکار دارد: اعتصام، در هر دو بافت، نقش پیشگیرانه در برابر سقوط و ضلالت ایفا میکند.
8ـ3. تمثیل ریسمان و نجات از لغزش
رازی در تفسیر «واعتصموا بحبل الله» توضیح دیگری نیز دارد که میرحامدحسین آن را به تفصیل نقل میکند. او انسانِ در حال عبور از راهی باریک را مثال میزند که از لغزش میترسد؛ اگر به ریسمانی با دو سر محکم چنگ زند، از سقوط نجات مییابد. سپس نتیجه میگیرد که «حبل» هر چیزی است که در طریق دین، انسان را به حق برساند. در همین سیاق، اقوالی مانند عهد، قرآن، دین، طاعت و جماعت را نقل میکند و آنها را در جهت حفظ از سقوط به هم نزدیک میداند (عبقات، نسخه دیجیتال، صص 56-57).
این تمثیل، وجه پنجم را از یک بحث صرفاً قاموسی فراتر میبرد. «حبل» چیزی است که باید به آن تمسک کرد تا از سقوط نجات یافت. هنگامی که در بخش دوم، عترت مصداق حبل معرفی میشود، همان ساختار تصویری رازی قابلیت انطباق پیدا میکند: عترت در منطق استدلال عبقات، از مصادیق آن «حبل»ی است که اعتصام به آن با هدایت و نجات از ضلالت پیوند میخورد.
9. شواهد لغوی: «الاعتصام = الاستمساك»
پس از مفسران، صاحب عبقات به اهل لغت استناد میکند. نامهای اصلی این دسته عبارتاند از: راغب اصفهانی در «مفردات»، مجدالدین ابناثیر در «النهایة»، ابنمنظور در «لسان العرب»، جلالالدین سیوطی، محمد طاهر فتنی در «مجمع البحار» و مرتضی زبیدی در «تاج العروس». قدر مشترک این منابع در دو عبارت فشرده میشود: «العِصم: الإمساك، والاعتصام: الاستمساك» و «الاعتصام: الامتساك بالشیء». همچنین در توضیح آیات اعتصام، واژه «تمسک» به حبل، عهد یا دین تکرار میشود (عبقات، نسخه دیجیتال، صص 59-60).
9ـ1. ابنمنظور؛ نماینده منابع لغوی
محمد بن مکرم ابنمنظور (630-711ق؛ 1232-1311م)، ادیب، لغوی و فقیه شافعی، بیش از همه با «لسان العرب» شناخته میشود؛ دانشنامه اسلام ترکیه آن را از بزرگترین فرهنگهای جامع زبان عربی معرفی میکند. ابنمنظور در تنظیم این فرهنگ از آثاری چون «تهذیب اللغة»، «المحکم»، «الصحاح» و «النهایة» بهره گرفته است. اهمیت شاهد او در این پژوهش دقیقاً لغوی است، نه منازعه کلامی: وقتی فرهنگ جامعی چون «لسان العرب» اعتصام را «امتساك به چیزی» و آیات اعتصام را با «تمسک» توضیح میدهد، مقدمه معناشناختی صاحب عبقات از یک شاهد تخصصیِ زبانشناختی بهرهمند میشود (TDV، مدخلهای «İbn Manzûr» و «Lisânü’l-Arab»).
در این دسته، مقاله از نسبت دادن «تقابل با شیعه» به هر لغوی یا مفسر خودداری میکند، مگر آنکه سند روشنی برای آن وجود داشته باشد. برای استدلال وجه پنجم، آنچه از ابنمنظور و نظایر او لازم است، معنای لغوی واژه است؛ نه موضع فرقهای آنان.
10. جمعبندی بخش نخست
نتیجه دقیق آن است که صیغه «إن اعتصمتم به» اجازه نمیدهد رابطه امت با عترت به احترام و محبت صرف تقلیل یابد. در استعمالات گردآمده در عبقات، اعتصام عبارت است از چنگ زدن، التزام، پناه گرفتن و استفاده از یک امر بهعنوان عامل حفظ از سقوط؛ و در حدیث مورد بحث، نتیجه این اعتصام «عدم ضلالت» است. بنابراین، عترت در این صیغه در متن فرایند هدایت قرار میگیرد. این نتیجه، پاسخ مستقیمی به اطلاق سخن دهلوی است که «متمسکبه بودن» را از زعامت و مرجعیت دینی جدا میکرد؛ زیرا موضوع نزاع، یک متمسکبه فرضی نیست، بلکه عترتی است که اعتصام به آن در کنار قرآن، مانع ضلالت معرفی شده است.
بخش دوم: «حبلالله بودن عترت»؛ از آیه اعتصام تا حدیث ثقلین
11. چرا بخش دوم از نظر پژوهشی مستقل و مهم است؟
از این نقطه به بعد، استدلال میرحامدحسین ماهیت تازهای پیدا میکند. در بخش نخست پرسش این بود که «اعتصام یعنی چه؟»؛ در بخش دوم پرسش این است که «حبلِ متعلق اعتصام در برخی تفاسیر بر چه کسی یا چه چیزی تطبیق شده است؟» اگر عترت یا اهلبیت در منابع مورد استناد، مصداق «حبل الله» معرفی شوند، آنگاه پیوند حدیث ثقلین و آیه اعتصام صرفاً محصول تداعی لفظی نخواهد بود؛ بلکه در سنت تفسیری نیز پشتوانه خواهد یافت. سه نقطه این بخش از اهمیت ویژه برخوردارند: تعبیر «فإنهما حبلان لا ینقطعان» درباره کتاب و عترت؛ شعر منسوب به شافعی که «حبل الله»، «سفینة النجاة» و «فرقه ناجیه» را کنار هم مینشاند؛ و عبارت نهایی عجیلی که اعتصام را به اقوال، افعال و احوال اهلبیت تعمیم میدهد.
12. «نحن حبل الله»؛ یک مضمون و مجموعهای از ناقلان
صاحب عبقات نخست روایتی را از تفسیر ثعلبی نقل میکند که امام جعفر صادق(ع) در تفسیر آیه «واعتصموا بحبل الله جمیعاً ولا تفرقوا» فرموده است: «نحن حبل الله الذی قال الله…»؛ یعنی «ماییم آن حبل خدا که خداوند به اعتصام به آن فرمان داده است». ابونعیم اصفهانی نیز به نقل عبقات، همین مضمون را در کتاب مربوط به آیات نازلشده درباره علی(ع) آورده است و عزالدین رسعنی حنبلی نیز ـ بنا بر نقل کشف الغمة در عبقات ـ «حبل الله» را بر علی(ع) و اهلبیت تطبیق کرده است (عبقات، نسخه دیجیتال، ص60).
نَحْنُ حَبْلُ اللهِ الَّذِي قَالَ اللهُ: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا».
مضمون نقل ثعلبی از امام صادق(ع)، به نقل عبقات، ص60
همین گزارش در آثار متأخر متعددی بازنقل شده است. میرحامدحسین از نورالدین سمهودی در «جواهر العقدین»، ابن حجر هیتمی در «الصواعق المحرقة»، محمود شیخانی قادری در «الصراط السوی»، محمد بدخشانی در «مفتاح النجاة»، محمد بن علی صبان در «إسعاف الراغبین»، محمد مبین لکهنوی در «وسیلة النجاة»، ولیالله لکهنوی در «مرآة المؤمنین» و سلیمان قندوزی در «ینابیع المودة» نام میبرد (عبقات، نسخه دیجیتال، صص61-63).
از نظر روششناختی، این فهرست را نباید به عنوان چندین سند مستقل برای یک روایت واحد تلقی کرد؛ بسیاری از این نویسندگان صریحاً ثعلبی را منبع خود معرفی میکنند. اهمیت این کثرت، «تداول تفسیری» است: تعبیر «اهلبیت = حبل الله» از یک تفسیر قدیم به مجموعهای از آثار حدیثی و مناقبی بعدی منتقل شده و در سنت مکتوب باقی مانده است.
13. ابن حجر هیتمی؛ نقل «حبل الله» در اثری با جهتگیری صریح ضدشیعی
13ـ1. معرفی و آثار
شهابالدین احمد بن محمد ابن حجر هیتمی (909-974ق؛ 1503/1504-1567م)، فقیه، محدث و ادیب شافعی، از چهرههای برجسته فقه شافعی در حجاز است. «تحفة المحتاج»، «الزواجر عن اقتراف الکبائر» و «الصواعق المحرقة» از آثار مشهور اوست. دانشنامه اسلام ترکیه، «الصواعق المحرقة» را اثری درباره خلافت خلفای راشدین و فضائل صحابه معرفی میکند و تصریح دارد که کتاب در فضای منازعه با شیعه و برای پاسخ به دیدگاههای امامتمحور آنان نوشته شده است؛ حتی در شماری از عناوین چاپی کتاب، تعبیر «الرد على أهل البدع» یا «أهل الرفض» دیده میشود (TDV، مدخلهای «İbn Hacer el-Heytemî» و «es-Savâiku’l-Muhrika»).
13ـ2. اهمیت نقل در منطق احتجاجی عبقات
میرحامدحسین از همین «الصواعق المحرقة» نقل میکند که ابن حجر در فصل آیات فضائل اهلبیت، روایت ثعلبی را درباره آیه «واعتصموا بحبل الله» آورده و از امام صادق(ع) نقل کرده است: «نحن حبل الله…» (عبقات، نسخه دیجیتال، ص61). این گزارش به خودی خود اثبات صحت سند روایت ثعلبی نیست و طبعاً به معنای پذیرش نظریه امامت امامیه از سوی ابن حجر نیز نیست. ارزش دقیق آن در احتجاج عبقات این است که تطبیق «حبل الله» بر اهلبیت حتی در کتابی ثبت شده که مؤلفش در مسئله خلافت و امامت بهصراحت در برابر شیعه قلم زده است. از حیث جدلی، چنین شاهدی برای میرحامدحسین وزن بیشتری از نقل یک مؤلف همدل با امامیه دارد.
14. قندوزی و روایت «علی هو حبل الله المتین»
سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی، متوفای 1294ق/1877م، صاحب «ینابیع المودة لذوی القربى» است؛ اثری مناقبی که روایات فراوانی درباره اهلبیت گرد آورده است (Usul.ai، مدخل «Yanābīʿ al-mawadda li-dhawī al-qurbā»). میرحامدحسین از او، افزون بر بازنقل «نحن حبل الله»، گزارشی نقل میکند که در آن اعرابی از پیامبر(ص) درباره حبل الله میپرسد و پیامبر دست علی(ع) را گرفته و میفرماید:
تَمَسَّكُوا بِهَذَا، هُوَ حَبْلُ اللهِ الْمَتِينُ.
نقل ینابیع المودة در عبقات الأنوار، نسخه دیجیتال، ص63
ترجمه: «به این شخص تمسک کنید؛ او حبل استوار خداست.» از نظر ساختمان استدلال وجه پنجم، این نقل اهمیت خاص دارد؛ زیرا «حبل» و «تمسک» را در یک جمله به مصداق شخصی پیوند میدهد. میرحامدحسین از این قبیل شواهد برای نشان دادن آن استفاده میکند که پیوند «اعتصام ـ حبل ـ تمسک ـ اهلبیت» تنها محصول بازی با واژهها نیست، بلکه در نقلهای تفسیری و مناقبی نیز صورتبندی شده است.
15. امام شافعی، «حبل الله» و فرقه ناجیه
15ـ1. معرفی و ملاحظه انتساب
محمد بن ادریس شافعی (150-204ق؛ 767-820م)، امام مذهب شافعی و از اثرگذارترین فقیهان تاریخ اهلسنت است. «الرسالة» و مجموعه «الأم» در شمار آثار اصلی اوست. منابع تراجم، وی را مؤسس یک سنت فقهی مستقل و از چهرههای محوری در صورتبندی استدلال اصولی و حدیثی معرفی میکنند (TDV، مدخل «Şâfiî» و «el-Üm»). در منابع همچنین گزارشهایی از مناقشه او با گروههای مختلف از جمله «رافضه» نقل شده است؛ ازاینرو، نسبت دادن او به امامیه نادرست خواهد بود. در عین حال، در میراث ادبی منسوب به او، اشعار فراوانی در اظهار محبت به آل محمد شهرت یافته است. اهمیت آن برای بازسازی وجه پنجم، در نحوه استفاده میرحامدحسین از این نقل است.
15ـ2. متن محوری و ترجمه
رَكِبْتُ عَلَى اسْمِ اللهِ فِي سُفُنِ النَّجَا
وَهُمْ أَهْلُ بَيْتِ الْمُصْطَفَى خَاتَمِ الرُّسْلِ
وَأَمْسَكْتُ حَبْلَ اللهِ وَهُوَ وَلَاؤُهُمْ
كَمَا قَدْ أُمِرْنَا بِالتَّمَسُّكِ بِالْحَبْلِ
ابیات منسوب به شافعی، ذخیرة المآل، به نقل عبقات، نسخه دیجیتال، ص64
ترجمه: «به نام خدا بر کشتیهای نجات سوار شدم؛ و آنان اهلبیت مصطفی، خاتم پیامبراناند. به حبل خدا چنگ زدم و آن حبل، ولایت آنان است؛ همانگونه که به تمسک به ریسمان مأمور شدهایم.» سپس شعر به حدیث افتراق امت به «هفتاد و چند فرقه» میپردازد و با یک پرسش احتجاجی میگوید: اگر تنها یک فرقه نجاتیافته باشد، آل محمد را باید در کدام سو قرار داد؛ در هلاکشدگان یا نجاتیافتگان؟ و در ادامه رضایت به امامت علی و نسل او را اظهار میکند (عبقات، نسخه دیجیتال، ص64).
15ـ3. چرا این فراز برای وجه پنجم مهم است؟
این قطعه در یک بافت واحد چند مفهوم را به هم پیوند میدهد: «سفینة النجاة»، «حبل الله»، «تمسک»، «افتراق امت»، «فرقه ناجیه» و «آل محمد». به همین دلیل، ارزش آن در این مقاله بیش از یک شاهد بر محبت اهلبیت است. در منطق نقل، ولایت اهلبیت «حبل الله» است و عمل متناسب با آن «امساک/تمسک»؛ سپس همین تمسک در منظومه نجات و هلاکت فرقهها قرار میگیرد. میرحامدحسین نیز پس از نقل ابیات، بر همین پیوند تکیه میکند و نتیجه میگیرد که در این شعر، اهلبیت در جانب سفینه نجات و فرقه ناجیه قرار گرفتهاند.
16. «فإنهما حبلان لا ینقطعان»؛ پیوند مستقیم حبلالله با حدیث ثقلین
یکی از مهمترین فرازهای وجه پنجم، جایی است که صاحب عبقات تصریح میکند برخی مفسران اهلسنت، «حبلالله بودن عترت» را مستند به خود حدیث ثقلین ساختهاند. این نکته باید از نقلهای عمومی «نحن حبل الله» تفکیک شود؛ زیرا در اینجا رابطه میان عترت و حبل از بیرون به حدیث تحمیل نشده، بلکه در خود نقلِ مورد استناد تصریح شده است.
میرحامدحسین از سید محمد طالقانی ـ که او را خلیفه سید علی همدانی معرفی میکند ـ در رساله «قیافهنامه»، به نقل مجدالدین بدخشانی در «جامع السلاسل»، چنین گزارش میآورد:
إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ: كَلَامَ اللهِ وَعِتْرَتِي، أَلَا فَتَمَسَّكُوا بِهِمَا فَإِنَّهُمَا حَبْلَانِ لَا يَنْقَطِعَانِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.
نقل قیافهنامه، به واسطه جامع السلاسل، در عبقات الأنوار، نسخه دیجیتال، ص64
ترجمه: «من در میان شما دو ثقل باقی میگذارم: کلام خدا و عترتم؛ آگاه باشید که به هر دو تمسک جویید، زیرا آن دو، دو ریسماناند که تا روز قیامت گسسته نمیشوند.» اهمیت این شاهد بسیار بالاست. رابطه استدلالی آن چنین است: حدیث ثقلین ← کتاب و عترت؛ کتاب و عترت ← دو حبل؛ وظیفه امت ← «فتمسکوا بهما». بنابراین، همان مفاهیمی که بخش نخست از راه لغت و تفسیر کنار هم قرار داده بود، در این نقل به صورت یک گزاره منسجم جمع شده است.
درباره زندگی و تاریخ وفات سید محمد طالقانیِ مورد اشاره، منابع عمومیِ در دسترس اطلاعات کافی و یکدستی برای یک زندگینامه مطمئن ارائه نمیکنند. به همین دلیل، در این مقاله از ساختن زندگینامه حدسی خودداری میشود و همان معرفی عبقات ـ «خلیفه سید علی همدانی» و صاحب «قیافهنامه» ـ حفظ میگردد. این احتیاط، بخشی از روش منبعشناختی مقاله است.
17. بدرالدین رومی؛ «حبل غیر منقصم» و اتصال به رضوان الهی
صاحب عبقات سپس از بدرالدین محمود بن احمد رومی در «تاج الدرة، شرح قصیده برده» نقل میکند که در شرح بیت «دعا إلى الله فالمتمسکون به / مستمسکون بحبل غیر منقصم»، کتاب خدا و عترت پیامبر را ـ که در تعبیر عبقات «اهل عصمت و طهارت» خوانده شدهاند ـ سبب متصل به رضوان الهی قرار داده و در همین مقام حدیث ثقلین را یاد کرده است (عبقات، نسخه دیجیتال، ص65).
ارزش این شاهد در همنشینی سه مفهوم است: «المتمسکون»، «حبل غیر منقصم» و «حدیث ثقلین». یعنی شارح قصیده، وقتی از حبل ناگسستنی سخن میگوید، حدیث ثقلین را در همان بافت قرار میدهد. اطلاعات زندگینامهای دقیق و قابل اتکای عمومی درباره این بدرالدین محمود رومی به اندازه رازی یا ابن حجر روشن نیست؛ بنابراین در نسخه نهایی مقاله، از نسبت دادن تاریخها و آثارِ احرازنشده خودداری شده است.
18. سمهودی؛ قرار گرفتن تفسیر حبلالله در کنار طرق حدیث ثقلین
نورالدین علی بن عبدالله سمهودی (844-911ق؛ 1440-1506م)، عالم حدیث و فقه و از نویسندگان مهم تاریخ مدینه است. او از نسل حسنی دانسته شده و آثار متعددی در تاریخ مدینه و حدیث نگاشته است (TDV، مدخل «Semhûdî»). در «جواهر العقدین»، به نقل صاحب عبقات، پس از ذکر طرق حدیث ثقلین، تفسیر «واعتصموا بحبل الله» و قول «نحن حبل الله» مطرح میشود (عبقات، نسخه دیجیتال، ص61).
صرفِ همجواری دو بحث در یک کتاب، به تنهایی دلیل قطعی بر اتحاد همه مدلولات نیست؛ اما در کنار شواهد صریحتر، نشان میدهد که پیوند حدیث ثقلین و آیه اعتصام در تنظیم مباحث شماری از عالمان اهلسنت نیز سابقه داشته است. برای میرحامدحسین، این مجاورت شاهد دیگری است بر اینکه «تمسک به ثقلین» و «اعتصام به حبل الله» در یک میدان معنایی هدایتی خوانده شدهاند.
19. احمد عجیلی؛ صریحترین بیان نتیجه وجه پنجم
19ـ1. معرفی و آثار
شهابالدین احمد بن عبدالقادر عجیلی حِفظی شافعی، ادیب، فقیه و نویسندهای از ناحیه عسیر و یمن بود و «ذخیرة المآل فی شرح عقد جواهر اللآل فی فضائل الآل» از آثار شناختهشده اوست. در منابع تراجم آنلاین درباره سال وفات او اختلاف دیده میشود: برخی 1203ق و برخی تاریخی متأخرتر را گزارش کردهاند؛ ازاینرو، مقاله به جای قطعیتبخشی به یک تاریخ، اصل اختلاف را یادآور میشود. آنچه برای بحث حاضر قطعیتر است، انتساب «ذخیرة المآل» به او و موضوع اثر، یعنی فضائل آل، است (برای نمونه: تراجم/الزّرکلی و فهرستهای کتابشناختی).
19ـ2. جمع آیه و حدیث و تصریح به قلمرو اعتصام
عجیلی به نقل عبقات، نخست عبارت «والزم بحبل الله ثم اعتصم» را میآورد و آیه «واعتصموا بحبل الله جمیعاً ولا تفرقوا» را ذکر میکند؛ سپس حدیث ثقلین را با مضمون «ما إن تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی» میآورد. در پایان، نتیجه را با عبارتی بیان میکند که عملاً خاتمه استشهادی وجه پنجم است:
وَالْمُرَادُ وُجُوبُ الِاعْتِصَامِ بِأَقْوَالِهِمْ وَأَفْعَالِهِمْ وَأَحْوَالِهِمْ.
ذخیرة المآل، به نقل عبقات الأنوار، نسخه دیجیتال، ص65
ترجمه: «مقصود، وجوب اعتصام به گفتارها، کردارها و احوال آنان است.» درست پس از این عبارت، عبقات عنوان «وجه ششم» را آغاز میکند. ازاینرو، این جمله را میتوان صریحترین جمعبندیِ شاهدیِ وجه پنجم دانست. در اینجا فاصله میان «اعتصام» و «اتباع» تقریباً برداشته میشود: اعتصام به اهلبیت به التزام به «اقوال، افعال و احوال» آنان تفسیر شده است؛ یعنی مفهومی معرفتی و عملی، نه صرف محبت و احترام.
20. جمعبندی بخش دوم
بخش دوم نشان داد که «حبل» در وجه پنجم صرفاً استعارهای برای توضیح واژه اعتصام نیست. در مجموعهای از نقلهای مورد استناد عبقات، اهلبیت، علی(ع) یا عترت پیامبر مصداق «حبل الله» معرفی شدهاند. برخی آثار متأخر، گزارش ثعلبی را بازنقل کردهاند؛ بنابراین ارزش آنها بیشتر در نشان دادن تداول این تفسیر است تا اثبات تعدد سند. در مقابل، چند شاهد از نظر ساختمان استدلال برجستهترند: روایت «تمسکوا بهذا هو حبل الله المتین»، نقل «فتمسکوا بهما فإنهما حبلان لا ینقطعان»، شعر منسوب به شافعی که ولایت اهلبیت را «حبل الله» و آنان را «سفن النجا» قرار میدهد و بحث فرقه ناجیه را به آن میپیوندد، و در پایان عبارت عجیلی که اعتصام را به اقوال، افعال و احوال اهلبیت تعمیم میدهد.
زنجیره استدلالی وجه پنجم، با کنار هم گذاشتن این شواهد، چنین بازسازی میشود: «اعتصام» در لغت و تفسیر = استمساك و تمسک؛ «حبل» = وسیله حفظ از سقوط؛ عترت در برخی تفاسیر = حبل الله؛ کتاب و عترت در یک نقل = دو حبل ناگسستنی؛ وظیفه امت = تمسک به آن دو؛ و در تصریح نهایی عجیلی، این اعتصام = التزام به اقوال، افعال و احوال اهلبیت. به این ترتیب، وجه پنجم از بحث لفظی آغاز میشود، اما در نهایت به تصویری از مرجعیت هدایتی عترت میرسد.
نتیجهگیری نهایی
عبدالعزیز دهلوی گفته بود حدیث ثقلین با مدعای شیعه «مساس ندارد»، زیرا لازم نیست هر چیزی که مورد تمسک قرار میگیرد، صاحب زعامت کبری باشد. پاسخ وجه پنجم عبقات، در دقیقترین تقریر، نفی یک گزاره انتزاعی درباره هر «متمسکبه» نیست؛ بلکه نشان دادن خصوصیات همین متمسکبه خاص است. عترت در صیغه مورد بحث، متعلق «اعتصام» است و نتیجه اعتصام به کتاب و عترت، «عدم ضلالت» معرفی شده است. مجموعه شواهد تفسیری و لغوی گردآمده در عبقات نیز اعتصام را با «استمساك»، «تمسک»، «تحصن»، تمسک به دین و طاعت و مصونیت از سقوط توضیح میدهند.
کلام فخر رازی در این میان نقش محوری دارد؛ زیرا هم تعریف صریح «الاعتصام فی اللغة الاستمساك بالشیء» را ارائه میکند و هم در تفسیر حبل، تصویر چنگ زدن به ریسمان برای نجات از لغزش را بسط میدهد. این شواهد، مرحله نخست استدلال را تثبیت میکنند: «اعتصام» نسبت منفعل و صرفاً عاطفی نیست، بلکه نسبتی هدایتی و عملی است.
مرحله دوم، اهمیت بیشتری دارد. در آثار متعدد مورد استناد عبقات، اهلبیت یا عترت به «حبل الله» تفسیر شدهاند. بازنقل این مضمون در «الصواعق المحرقة» ابن حجر هیتمی ـ اثری که در منازعه صریح با شیعه نوشته شده ـ از نظر احتجاجی قابل توجه است، هرچند صحت سندی روایت ثعلبی را مستقلاً ثابت نمیکند. مهمتر از آن، نقلهایی است که خود حدیث ثقلین را مبنای حبلالله بودن عترت میسازند: «فتمسکوا بهما فإنهما حبلان لا ینقطعان». در اینجا کتاب و عترت دو حبلاند و تکلیف امت، تمسک به هر دو است.
شعر منسوب به شافعی در «ذخیرة المآل» نیز «حبل الله»، «ولایت اهلبیت»، «سفینة النجاة» و «فرقه ناجیه» را در یک دستگاه تصویری گرد میآورد. این بخش برای فهم وجه پنجم مهم است؛ زیرا «حبل» را از یک توضیح لغوی به شاخص نجات در میان مسیرهای دینی تبدیل میکند. سرانجام، عبارت عجیلی ـ «وجوب الاعتصام بأقوالهم وأفعالهم وأحوالهم» ـ صریحترین بیان عملیِ نتیجه است: اعتصام به اهلبیت، التزام به گفتار، کردار و سیره آنان است.
با این همه، حدود نتیجه باید رعایت شود. وجه پنجم به تنهایی در مقام اثبات تمام اجزای نظریه امامیه ـ مانند تعیین اسامی همه ائمه یا همه شئون حقوقی و سیاسی امامت ـ نیست. روش عبقات نیز بر یک وجه منفرد متوقف نمیشود و شصتوشش وجه را در کنار یکدیگر میچیند. نتیجه خاص این وجه آن است که عترت در حدیث ثقلین را نمیتوان به «عنصری محترم اما فاقد مرجعیت هدایتی» تقلیل داد. در این وجه، عترت متعلق اعتصامِ مانع از ضلالت، مصداق حبلِ مورد تمسک و در صریحترین شاهد، مرجعی برای التزام به اقوال و افعال و احوال معرفی میشود. ازاینرو، ادعای مطلق دهلوی مبنی بر بیارتباط بودن حدیث با مدعای شیعه، بدون پاسخ به این شبکه دلالی، همه دادههای مورد استناد صاحب عبقات را پوشش نمیدهد.
منابع و مآخذ
الف) منبع اصلی
میرسید حامدحسین موسوی نیشابوری هندی، «عبقات الأنوار فی إمامة الأئمة الأطهار»، ج20، تحقیق و ترجمه غلامرضا مولانا بروجردی، قم: مؤسسه المعارف الاسلامیة، 1404ق. وجه پنجم در نسخه دیجیتال مورد استفاده: صص 53-65.
عبدالعزیز دهلوی، «تحفه اثناعشریه»؛ سخن مورد بحث در این مقاله بر اساس نقل مستقیم میرحامدحسین در عبقات الأنوار گزارش شده است؛ نسخه مستقل تحفه در این تحقیق مقابله نشده است.
ب) منابع مرجع برای اطلاعات زندگینامهای و کتابشناختی
• TDV İslâm Ansiklopedisi، «FAHREDDİN er-RÂZλ. پیوند
• TDV İslâm Ansiklopedisi، «MEFÂTÎHU’l-GAYB». پیوند
• TDV İslâm Ansiklopedisi، «İBN MANZÛR». پیوند
• TDV İslâm Ansiklopedisi، «LİSÂNÜ’l-ARAB». پیوند
• TDV İslâm Ansiklopedisi، «İBN HACER el-HEYTEMλ. پیوند
• TDV İslâm Ansiklopedisi، «es-SAVÂİKU’l-MUHRİKA». پیوند
• TDV İslâm Ansiklopedisi، «ŞÂFİλ. پیوند
• TDV İslâm Ansiklopedisi، «el-ÜM». پیوند
• TDV İslâm Ansiklopedisi، «SEMHÛDλ. پیوند
• Usul.ai، «Yanābīʿ al-mawadda li-dhawī al-qurbā»، سلیمان بن ابراهیم قندوزی. پیوند
• منابع تراجم درباره احمد بن عبدالقادر عجیلی حِفظی و «ذخیرة المآل»؛ با توجه به اختلاف موجود در تاریخ وفات. پیوند
ج) آثار تاریخی و تفسیریِ مورد استناد در وجه پنجم به نقل عبقات
طبری، تفسیر؛ ثعلبی، تفسیر؛ واحدی، تفسیر؛ بغوی، معالم التنزیل؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر/مفاتیح الغیب؛ بیضاوی، أنوار التنزیل؛ نظامالدین نیشابوری، غرائب القرآن؛ خازن، لباب التأویل؛ ابوحیان، تفسیر؛ جلالالدین سیوطی، تفسیر جلالین و دیگر آثار؛ محمد شربینی، السراج المنیر؛ صدیق حسن خان، فتح البیان؛ راغب اصفهانی، المفردات؛ ابناثیر، النهایة؛ ابنمنظور، لسان العرب؛ محمد طاهر فتنی، مجمع بحار الأنوار؛ مرتضی زبیدی، تاج العروس؛ سمهودی، جواهر العقدین؛ ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقة؛ شیخانی قادری، الصراط السوی؛ محمد بدخشانی، مفتاح النجاة؛ محمد بن علی صبان، إسعاف الراغبین؛ محمد مبین لکهنوی، وسیلة النجاة؛ ولیالله لکهنوی، مرآة المؤمنین؛ سلیمان قندوزی، ینابیع المودة؛ احمد عجیلی، ذخیرة المآل؛ و دیگر آثاری که میرحامدحسین در صفحات 53 تا 65 نسخه دیجیتال وجه پنجم نقل کرده است. در این مقاله، مگر در موارد تصریحشده، عبارات این آثار بر اساس نقل عبقات گزارش شدهاند و با همه چاپهای مستقل مقابله نشدهاند.
یادداشت نهایی درباره دقت منبعی
این نسخه نهایی با هدف «تلخیص پژوهشی و تحلیل ساختار استدلال وجه پنجم» تدوین شده است. ازاینرو، میان سه سطح تفکیک شده است: 1) متن و استدلال خود میرحامدحسین؛ 2) اقوال عالمان اهلسنت به نقل عبقات؛ 3) اطلاعات زندگینامهای و کتابشناختی افزودهشده از منابع مرجع معاصر. هر جا انتساب یک شعر، تاریخ وفات یا هویت دقیق یک مؤلف نیازمند تحقیق مستقل بوده، به جای قطعیتبخشی، محدودیت منبع تصریح شده است.









