واقعه کربلا اولین ثمره جنایت علمی معاویه بود

قرآن کریم در مورد فتنههای بسیاری هشدار داده است؛ فتنههایی که برای امتهای گذشته پیش آمده و این امتها نتوانستند از این فتنهها سالم عبور کنند. برخی از این فتنهها منجر به گوسالهپرستی شد و در برخی دیگر امتها دست به قتل پیامبرانی زدند که برگزیده خداوند بوده و برای هدایت امت آمده بودند.
بزرگترین پیام قرآن هشدار نسبت به فتنهها است
گویی بزرگترین پیام قرآن برای بشریت هشدار نسبت به فتنهها است. به نظر میرسد که فریاد اعتراض خداوند به امتهای گذشته به خاطر نداشتن بصیرت بلند است، لذا در طول تاریخ همواره کسانی دچار گمراهی شدند و از سران شیطان پیروی کردند که نتوانستند در فتنهها بصیرت یابند و قرآن کریم این فتنه را در این امت نیز جاری و ساری میداند. در این امت نیز کسانی که نسبت به این فتنهها نتوانند بصیرت کسب کنند لامحاله دچار شیطان خواهند شد.
مهمترین فتنه این امت پیروی مسلمانان از شیاطین بنیامیه است که در رأس آنها معاویه و اتباعش قرار دارند. در زیارات و ادعیه شیعی مخالفین پیامبر و کسانی که با اهل بیت پیامبر کینه و بغض دارند، مورد لعن و نفرین قرار گرفتهاند اما بنیامیه به نحوه خاصی مورد لعن و نفرین قرار گرفته است.
آنها فقط به اسم، مورد لعن قرار نگرفتهاند بلکه کل خاندان بنیامیه مورد لعن قرار گرفتهاند و در روایات و ادعیه نوعاً با عبارت «لعن الله بنی امیه قاطبه» مواجه میشویم. این احتمال میرود که مراد از این لعن که همه طایفه بنیامیه را از ابتدا تا قیامت شامل میشود صرف خاندان اموی نیست، بلکه بعید نیست که مراد از این عبارت، جریان اموی باشد؛ جریانی که معاویه و سابقین معاویه به راه انداختند.
نتایج سیاست سب اهل بیت تا قیام موعود باقی خواهد ماند
سعی معاویه هدم دین بود کما اینکه در نوشتههای گذشته با آوردن نمونههایی از عملکرد او این ادعا واضح و مبرهن شد، اما اوج خیانت او سب و لعن حضرت در بالای منابر بود. هر چند که سب و لعن حضرت امیرالمومنین بسیار زشت، ناپسند و حتی نقل آن دردناک است، اما بزرگی این جنایت وقتی مشخص میشود که به تبعات آن در جامعه اسلامی توجه کنیم.
سیاست سب و لعن که باید آن را سیاست بغض نسبت به اهل بیت بنامیم، توسط معاویه تبدیل به یک جریان شد و در زمان خود نتایج وحشتناکی در جامعه اسلامی باقی گذاشت و از آنجا که این جریان تا زمان قیام موعود ادامه خواهد داشت اثرات آن هم باقی خواهد بود. این جریان همان فتنه بنیامیه است که قرآن نسبت به آن هشدار داده است، لذا همیشه باید نسبت به این فتنه هشیار بود.
هدف معاویه از سیاست لعن اهل بیت چه بود؟
قطعاً هدف معاویه چیزی فراتر از این بود که امروز حاصل شده است. او درصدد انحراف و نابود کردن دین از اساس بود و روش خود را نشر بغض علی علیه السلام در قلوب مردم قرار داد.
گروهی از بنیامیه به معاویه گفتند: تو به آرزوی خود رسیدی دست از این مرد بردار، یعنی دست از لعن و سب بردار. معاویه در جواب گفت: «لا والله، حتى یربو علیه الصغیر، ویهرم علیه الکبیر، ولا یذکر له ذاکر فضلاً (۱)؛ نه به خدا سوگند تا اینکه کودکان بر اساس بغض علی علیه السلام رشد کنند و بر بغض علی علیه السلام بزرگان پیر شوند تا جایی که کسی یادی از فضائل علی علیه السلام نکند».
امتناع مردم قزوین از لعن امیرالمؤمنین
این هدف نهایی بنیامیه و معاویه بود اما او هیچگاه در راه رسیدن به این هدف موفق نشد؛ چرا که با مقاومت بعضی از مردم روبرو شد و اهل بیت علیهم السلام با فدا کردن جان خویش مانع از این شدند که این سیاست پلید به هدف غایی خود برسد.
در راستای مقاومتهای مردمی در برابر سیاست معاویه برخی از شهرهای بزرگ مثل سیستان و قزوین با انگیزههای مختلف از لعن و سب علی علیه السلام سر باز زدند. رافعی در «التدوین فی اخبار قزوین» مینویسد: «و کان عمال خالد بن عبدالله القسری وسائر عمال بنی أمیة یلعنون فی هذا المسجد (مسجد قزوین) علیاً رضی الله عنه حتى وثب رجل من موالی بنی الجند وقتل الخطیب وانقطع اللعن من یومئذ (۲)؛ کارگزاران خالد بن عبدالله قسری و سایر کارگزاران بنیامیه در مسجد قزوین، امیرالمؤمنین علیه السلام را لعن کردند تا این که یکی از طرفداران بنی الجند برخاست و خطیب را کشت، از آن روز لعن بر امیرالمؤمنین علیه السلام در آنجا قطع شد.
معاویه در ایجاد جریان انحرافی موفق بود
هر چند معاویه نتوانست به هدف نهایی خود برسد، اما جریان اموی و اسلام اموی در جهان اسلام منقطع نشد و اثرات خود را تا امروز بر جهان اسلام باقی گذاشته است. معاویه فضای سیاسی و فرهنگی جامعه را بر ضد اهل بیت قرار داد و امت را از فرهنگ اصلی اسلام محروم نمود و باعث قتل اهل بیت در طول تاریخ شد و بسیاری از شخصیتهای بزرگ را آواره و تبعید کرد. این سیاست تا سالیان متمادی بر جهان اسلام حاکم بود.
«منهال» از اصحاب امام سجاد علیه السلام از احوال امام پرسید. امام سجاد علیه السلام در جواب فرمود: «آیا وضع ما را نمیدانی؟ ما در قوم خودمان و در امت جدمان رسول خدا مانند بنیاسرائیل زندگی میکنیم که توسط آل فرعون به اسارت گرفته شده بودند. فرزندان ما را ذبح میکنند، زنان ما را به اسارت میبرند، بهترین مخلوق خدا بعد از رسول خدا بر منابر لعن میشود، دشمن ما صاحب شرف و عزت میشود ولی محب ما از حق خودش منع میشود...» (۳).
بهانه معاویه برای سب و لعن حضرت علی علیه السلام چه بود؟
بهانه معاویه برای سب و لعن حضرت و کشتن بنیهاشم قتل عثمان بود و همواره فریاد مظلومیت عثمان را در هر جا که میتوانست بلند میکرد. او آنقدر به این کار ادامه داد تا فرقهای مشهور به عثمانی در جهان اسلام پدید آمد و تا امروز هم بعضی از تفکرات موجود در جهان اسلام رسماً عقاید عثمانیمذهبها را دارند. عدم قبول خلافت ظاهری حضرت امیرالمومنین به عنوان خلیفه چهارم و بغض داشتن نسبت به ایشان از شاخصههای مهم این جریان انحرافی است.
واقعه کربلا اولین ثمره جنایت علمی معاویه بود
اولین تاثیر این جریان انحرافی در جهان اسلام واقعه کربلا میباشد. در کربلا یکی از مهمترین ملاکها برای جدایی دو صف لشکریان از هم، دین عثمان بوده است؛ منظور از دین عثمان اعتقاد رایج اهل عامه نیست بلکه بغض اهل بیت خاصه علی علیه السلام و انکار خلافت ظاهری ایشان از مشخصات عثمانیها میباشد.
دلیلی که دشمنان امام حسین علیه السلام برای قتل ایشان مطرح کردند
هنگامی که ابا عبدالله الحسین علیه السلام با لشکر کوفیان به کتاب خدا احتجاج کردند و این احتجاج اثری در دشمنان نگذاشت، ایشان از لشکریان کوفه پرسیدند: به چه علت خون مرا مباح میدانید؟ شاید کنایه از این که من چه گناهی مرتکب شدهام که به واسطه آن، حرمتی برای خون من و فرزندانم قائل نیستید. جواب آنها به این سوال منطقی امام حسین علیه السلام نشان از تاثیر عمیق سیاست اموی در قلبهای ایشان داشت، زیرا در پاسخ گفتند: «بغضا لأبیک» (۴)؛ به خاطر بغض و کینهای که نسبت به پدرت علی علیه السلام داریم خون تو را مباح میدانیم. آیا این مسئله از تاثیرات جریان اموی نیست و نمیتواند نتیجه سیاستهای معاویه باشد؟
گویی بغض اهل بیت و امیرالمومنین علیه السلام با گوشت و خون این مردم عجین شده بود، لذا به ضرس قاطع میتوان گفت که سیاست معاویه باعث شد مردم خون تنها فرزند پیامبرشان را حلال بدانند. با اینکه همین مردم روایات بسیاری در فضائل امام میدانستند اما تربیت بر اساس بغض امام علی علیه السلام همراه با وعدههای دنیایی باعث شده بود این احادیث در آنها تاثیر نداشته باشد.
حقیقتاً کربلا اولین ثمره جنایت علمی معاویه بود و احتجاجات امویانی که در مقابل امام حسین علیه السلام ایستاده بودند محیرالعقول است. در نقلی دیگر، سیدالشهدا علیه السلام میفرماید: به چه سبب خون مرا حلال میدانید در حالی که پدر من کسی است که در قیامت بر حوض کوثر است و مردان را از حوض کوثر سیراب میکند و مردانی را از کوثر مانع میشود و لواء حمد در قیامت به دست پدر من است؟
جوابی که به پرسش ایشان داده شد بسیار عجیب است. امویانی که در کربلا مقابل امام حسین علیه السلام صف کشیدهاند در جواب میگویند: «عَلِمْنَا ذَلِکَ کُلَّهُ؛ همه این مطالب را میدانیم». عجیب است که همه این مطالب را میدانند اما باز هم بر کشتن امام حسین علیه السلام تاکید دارند. آنها حتی در کلمهای هم امام علیه السلام را تکذیب نمیکنند یا حتی در کلام ایشان تشکیک نمیکنند بلکه معترف به صحت کلام ایشان هستند و از قبل هم به این مطالب علم دارند.
ادامه جواب آنها به امام علیه السلام عجیبتر و در خور تأملتر است. آنها در ادامه میگویند: «نَحْنُ غَیْرُ تَارِکِیکَ حَتَّى تَذُوقَ الْمَوْتَ عَطَشا (۵)؛ ما تو را ترک نمیکنیم تا مرگ را به تو در حالی که تشنه هستی بچشانیم».
امام حسین علیه السلام در جواب دشمنان خود به روایاتی در شأن علی علیه السلام استدلال کردند
در این نقل تاریخی چند نکته جای تفکر و تدبر دارد. در احتجاج امام حسین علیه السلام، ایشان صرفاً به فضائل خودشان استدلال نمیکنند. با اینکه امام حسین علیه السلام از اصحاب رسول خدا است و در شأن ایشان مستقلاً احادیثی از پیامبر به صورت متواتر تا زمان ما رسیده است و قطعاً در نزد آن مردم هم این روایات قطعی بودهاند اما امام علیه السلام به این روایات احتجاج نمیکنند، بلکه در جواب مخالفینی که در گرداب جریان اموی قرار دارند و مرگ همراه با تشنگی را به امام مظلوم نوید میدهند به روایاتی که در شأن علی علیه السلام است استدلال میکنند.
هنگامی که فضای منع نقل فضائل علی علیه السلام را مدنظر قرار دهیم و آن را به انگیزه کوفیان بنیامیهزده برای منع آب اضافه کنیم، این احتجاج امام حسین علیه السلام از عمق بیشتری برخوردار خواهد بود؛ چرا که علت منع آب این اعتقاد باطل بود که عثمان به دست علی علیه السلام تشنه کشته شد و این دروغ بزرگ تاریخی را معاویه با جعل و تحریف به مردم جامعه خورانده بود.
باید دقت کرد که این جواب تابعین بنیامیه در مقابل فضائل حضرت علی علیه السلام بیان میشود. لذا اگر بگوییم معاویه به دلیل سیاستهای فرهنگی خود یکی از قاتلین امام حسین علیه السلام در کربلا است سخنی به واقع گفتهایم. علاوه بر شاهد فوق که دلیل محکمی بر اثرگذاری سیاستهای بنیامیه در کربلا است دلایل بسیار دیگری نیز موجود است که بنیامیه و سیاستهای آنها، کربلا و جنایتهای دیگر را در طول تاریخ تا به امروز هدایت کرده و میکند.
یکی از این دلایل، وجود عثمانیها در کربلا است. با برافراشتن پیراهن عثمان توسط معاویه و اصرار دروغ او به مظلوم کشته شدن عثمان، فرقه عثمانیه شکل گرفت. این درحالی بود که خود معاویه از متهمین اصلی قتل عثمان بود و در گذشته مفصلاً بحث شد که بیگناهترین شخص نسبت به قتل عثمان، علی علیه السلام بود. لذا این فرقه و جنایات ایشان در کربلا را معلول سیاستهای معاویه میدانیم و در آینده برای اثبات عثمانی و اموی بودن قاتلان امام حسین علیه السلام دلایل دیگری ارائه خواهیم کرد.
پینوشتها
۱- الأربعین فی حب أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب (ع)، علی أبو معاش، ج ۴، ص ۳۰۴-۳۰۶
۲- التدوین فی اخبار قزوین، ج ۱، ص ۲۰
۳- مجمع البیان، ج ۶، ص ۲۶۶
۴- منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة (خوئى)، ج ۱۸، ص ۱۷۵
۵- اللهوف على قتلى الطفوف، ترجمه فهرى، النص ۸۷، المسلک الثانی فی وصف حال القتال و ما یقرب من تلک الحال
۲- التدوین فی اخبار قزوین، ج ۱، ص ۲۰
۳- مجمع البیان، ج ۶، ص ۲۶۶
۴- منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة (خوئى)، ج ۱۸، ص ۱۷۵
۵- اللهوف على قتلى الطفوف، ترجمه فهرى، النص ۸۷، المسلک الثانی فی وصف حال القتال و ما یقرب من تلک الحال
مقالات مشابه
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.
