ثارُالله؛ پرچم جهانیِ توحید، فراتر از نژاد | قسمت دوم
*کربلا؛ میدانِ مواجهه، نه موازنه قبیلهای
بسیاری تلاش کردهاند واقعه عاشورا را به یک نزاعِ تاریخی بین دو طایفه یا دو تیره عرب تقلیل دهند. اما «ثارُالله» یعنی خونِ متعلق به خدا؛ و خداوند، پروردگارِ تمامیِ عالمیان است. وقتی خونی به ساحتِ قدسیِ الهی نسبت داده میشود، آن خون از حصارِ خونبهای قبیلهای خارج شده و به میراثی برای تمامِ بشریت تبدیل میگردد.
جنگِ توحید با شرک؛ تقابلِ ابدی
در کربلا، نه عرب با عرب جنگید و نه قریشی با قریشی؛ بلکه این «توحیدِ محض» بود که در برابر «شرکِ جاهلی» ایستاد. حسین بن علی (ع) نه برای شرافتِ نامِ قبیله، که برای نجاتِ «اصلِ دین» و «کرامتِ انسان» قیام کرد. هر جا که ندای «هل من ناصر» به گوش میرسد، نه به زبانِ عربی، بلکه به زبانِ فطرتِ تمامِ حقطلبانِ عالم است؛ از هر نژاد، رنگ و جغرافیایی.
هر موحد؛ یک خونخواه
«ثارُالله» یعنی خونخواهی برای حقی که به همه انسانها تعلق دارد. اگر کربلا جنگِ توحید با شرک است، پس مرزهای جغرافیایی و نژادی در برابرِ این حقیقت رنگ میبازد. هر کس که در هر کجای جهان، «موحد» است و علیه «ظلم» میشورد، در جبهه خونخواهانِ اباعبدالله قرار دارد. حسین (ع) متعلق به همه کسانی است که عدالت را میجویند و بندگیِ غیرِ خدا را برنمیتابند.
نتیجهگیری*انتظارِ بقیّةالله یعنی همراهی با جهانیترین قیامِ تاریخ. جبهه حقطلبانِ عالم، فراتر از مرزها، در انتظارِ منتقمی هستند که عدالتِ توحیدی را برای تمامِ بشریت به ارمغان بیاورد. در این مسیر، «اهلِ توحید بودن» تنها شناسنامه و هویتِ حقیقیِ یک «خونخواه» است.












